«عصای سفید» نماد استقلال و حرکت نابینایان، هرچه از مراکز استانها دورتر شود، انگار در دایرهای از محرومیت گرفتار میشود؛ دایرهای که شعاع آن را کمبود امکانات، ضعف زیرساختها و دسترسی دشوار به خدمات ضروری تعیین میکند.
گروه جامعه هیچ یک – نابینایان در سراسر کشور با موانعی چون مناسبسازینشدن معابر و حملونقل عمومی، دسترسپذیر نبودن بسیاری از خدمات و محدودیت فرصتهای آموزشی و شغلی مواجهاند؛ اما برای کسانی که در شهرهای کوچک، مناطق محروم و روستاهای دورافتاده زندگی میکنند، این مشکلات ابعاد گستردهتری دارد.
وقتی نزدیکترین مرکز ارائه خدمات تخصصی کیلومترها دورتر است، تهیه تجهیزات توانبخشی به سفری پرهزینه تبدیل میشود و دسترسی به آموزشهای ویژه، خدمات حمایتی و فرصتهای شغلی محدودتر میماند، فاصله جغرافیایی به فاصلهای عمیقتر میان حقوق قانونی و واقعیت زندگی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، آنچه برای یک شهروند در مرکز استان خدمتی معمول و در دسترس است، ممکن است برای یک شهروند نابینا در منطقهای دورافتاده به آرزویی دشوار تبدیل شود.
حقوق شهروندی نباید تابع مختصات جغرافیایی باشد. برخورداری از محیطی دسترسپذیر، آموزش برابر، اشتغال و خدمات توانبخشی، امتیازی ویژه برای ساکنان شهرهای بزرگ نیست؛ حقی است که باید برای همه تضمین شود. اگر قرار است دایره عدالت فراگیر باشد، باید شعاع توجه و خدماترسانی را تا دورترین نقاط کشور گسترش داد؛ چراکه دوری از مرکز نباید به معنای دورماندن از حقوق شهروندی باشد.
تمرکز امکانات در شهرهای بزرگ، دسترسی برابر به خدمات را با چالش مواجه میکند. هرچه فاصله محل زندگی از مراکز ارائهدهنده خدمات بیشتر باشد، هزینه رفتوآمد، زمان صرفشده و دشواری هماهنگی برای دریافت خدمات نیز افزایش مییابد. این وضعیت بهویژه زمانی نگرانکننده میشود که فرد برای دریافت چند خدمت متفاوت، ناچار به مراجعههای مکرر باشد. هزینههای سفر و اقامت، محدودیت وسایل حملونقل و نیاز به همراه، ممکن است دسترسی به خدمات ضروری را دشوار کند یا حتی فرد را از پیگیری نیازهای خود منصرف سازد.
از این رو، عدالت در دسترسی به خدمات افراد دارای معلولیت تنها با ایجاد امکانات در مراکز استانها محقق نمیشود. خدمات باید بهگونهای سازماندهی شود که ساکنان مناطق دورافتاده نیز بتوانند بدون تحمل هزینهها و دشواریهای نامتعارف از آنها بهرهمند شوند.
وقتی عصای سفید از مرکز فاصله میگیرد؛ امکانات محدودتر میشود
معلولیت بهخودیخود نباید مانعی برای تحصیل، اشتغال، رفتوآمد و مشارکت اجتماعی باشد؛ با این حال، زمانی که محیط زندگی متناسب با نیازهای افراد دارای معلولیت طراحی نشده باشد، سادهترین فعالیتهای روزمره نیز میتواند به چالشی جدی تبدیل شود. این واقعیت برای افراد نابینا در سراسر کشور وجود دارد، اما در مناطق محروم و دور از مراکز استانها، شرایط دشوارتر است؛ جایی که کمبود زیرساختهای دسترسپذیر با محدودیت خدمات تخصصی و فاصله جغرافیایی از امکانات ضروری همراه میشود.
یک نابینا با انتقاد از کمبود امکانات آموزشی و توانبخشی، مشکلات تأمین تجهیزات مورد نیاز نابینایان و اجرا نشدن قوانین حمایتی، گفت: افراد دارای آسیب بینایی در شهرستانها با مشکلات مضاعفی روبرو هستند و نبود مراکز تخصصی توانبخشی میتواند به انزوای اجتماعی، کاهش استقلال فردی و حتی ترک تحصیل دانشآموزان نابینا و کمبینا منجر شود.
سعیده عالیجناب در گفت و گو با اشاره به مشکلات نابینایان در حوزه مناسبسازی شهری، اشتغال و اجرای قوانین حمایتی اظهار کرد: با وجود تصویب قوانین مختلف در حمایت از افراد دارای معلولیت، بسیاری از این قوانین به مرحله اجرا نمیرسند و افراد نابینا همچنان برای دسترسی به امکانات و خدمات مورد نیاز خود با مشکلات جدی مواجهاند.
وی که مسئولیت انجمن نابینایان شهرستان خواف را نیز برعهده دارد با انتقاد از وضعیت تأمین تجهیزات توانبخشی مورد نیاز نابینایان افزود: پیش از این، برخی تجهیزات از جمله عصای سفید و وسایل کمکبینایی از سوی سازمان بهزیستی تهیه و در اختیار افراد قرار میگرفت، اما اکنون در برخی موارد از افراد خواسته میشود تجهیزات را شخصا خریداری کنند و پس از ارائه فاکتور، هزینه آن را دریافت کنند؛ در حالی که مشخص نیست تمام هزینهها بازپرداخت شود یا نه.
عالیجناب با بیان اینکه این شیوه برای ساکنان شهرستانهای کوچک و مرزی مشکلات بیشتری ایجاد میکند، گفت: در بسیاری از این شهرستانها فروشگاهی برای تهیه تجهیزات تخصصی نابینایان وجود ندارد و افراد ناچارند برای خرید به شهرهایی مانند مشهد مراجعه کنند یا تجهیزات مورد نیاز خود را از تهران و تبریز تهیه کنند. این رفتوآمدها هزینههای جانبی زیادی به خانوادهها تحمیل میکند.
در بسیاری از این شهرستانها فروشگاهی برای تهیه تجهیزات تخصصی نابینایان وجود ندارد و افراد ناچارند برای خرید به شهرهای بزرگ مراجعه کنند یا تجهیزات مورد نیاز خود را از پایتخت تهیه کنند. این رفتوآمدها هزینههای جانبی زیادی به خانوادهها تحمیل میکند.
نبود امکانات آموزشی مناسب، عامل ترک تحصیل دانشآموزان نابینا
مسئول انجمن نابینایان خواف با اشاره به مشکلات آموزشی دانشآموزان نابینا و کمبینا اظهار کرد: در حال حاضر دانشآموزانی داریم که به دلیل نبود شرایط مناسب تحصیلی، از ادامه تحصیل بازمیمانند؛ برخی اصلا به مدرسه نمیروند و برخی نیز پس از گذراندن پایه هفتم، برای ادامه تحصیل باید به مدرسه نابینایان در مرکز استان مراجعه کنند.
وی ادامه داد: دوری از خانواده و دشواریهای رفتوآمد به مرکز استان، بهویژه برای خانوادههایی که امکان یا تمایل به فرستادن فرزندان خود به شهر دیگری را ندارند، به مانعی جدی برای ادامه تحصیل تبدیل میشود.
عالیجناب با تأکید بر ضرورت تقویت خدمات مددکاری و توانبخشی در شهرستانها گفت: گاهی یک مددکار مسئول رسیدگی به پروندههای گروههای مختلفی از افراد دارای معلولیت، از جمله نابینایان، ناشنوایان و افراد دارای معلولیت ذهنی است. در چنین شرایطی، فرصت و ظرفیت کافی برای ارائه آموزشهای تخصصی و خدمات توانبخشی متناسب با نیازهای هر گروه وجود ندارد.
وی افزود: افراد نابینا در شهرستانها به خدمات تخصصی و مددکارانی آگاه به مسائل و نیازهای این گروه احتیاج دارند؛ موضوعی که یکی از مطالبات مشترک نابینایان در ارتباط با انجمنها و تشکلهای این حوزه است.
ضرورت حمایت روانی از افرادی که در بزرگسالی نابینا میشوند
مسئول انجمن نابینایان خواف با اشاره به شرایط افرادی که در بزرگسالی بینایی خود را از دست میدهند، اظهار کرد: نابینایی در بزرگسالی میتواند فرد را با مشکلات روحی و روانی جدی مواجه کند و سازگاری با شرایط جدید، بهویژه در نبود حمایتهای تخصصی، فرایندی دشوار است.
وی با بیان تجربه شخصی خود گفت: من نیز در ۲۳سالگی به دلیل یک مشکل ژنتیکی با این وضعیت مواجه شدم و حدود دو سال شرایط روحی بسیار دشواری را پشت سر گذاشتم. در شهرستان امکانات تخصصی روانشناختی برای کمک به افرادی که بهتازگی بینایی خود را از دست دادهاند، بهاندازه کافی در دسترس نیست.
عالیجناب افزود: آشنایی با یک کارشناس بیناییسنجی که در مدرسه نابینایان فعالیت میکرد، زمینه ارتباط من با مرکز نابینایان مشهد را فراهم کرد. دیدار با دیگر افراد نابینا و حضور در جمع کسانی که شرایط مشابهی داشتند، تأثیر بسیار زیادی در بهبود وضعیت روحی من داشت.
وی ادامه داد: شرکت در دورههای آموزش خط بریل و جهتیابی نیز علاوه بر افزایش توانایی و استقلال فردی، از نظر روحی و روانی به من کمک کرد. این تجربهها زمینه شکلگیری انجمن نابینایان در شهرستان خواف را فراهم کرد و کارشناسانی که در این مسیر با من همکاری داشتند، در مراحل مختلف تشکیل انجمن نقش مؤثری ایفا کردند.
عالیجناب با تأکید بر ضرورت احیای مراکز تخصصی توانبخشی نابینایان خاطرنشان کرد: چنین مراکزی نباید تعطیل شود، بلکه باید توسعه یابد تا افرادی که بهتازگی با آسیب بینایی مواجه شدهاند، بتوانند خدمات تخصصی و حمایتهای لازم را دریافت کنند.
وی توجه مسئولان به مشکلات نابینایان در شهرستانها، تأمین تجهیزات توانبخشی، فراهم کردن شرایط مناسب تحصیلی، تقویت خدمات مددکاری و روانشناختی و راهاندازی مجدد مراکز تخصصی توانبخشی نابینایان را خواستار شد.
عدالت دسترسپذیری نباید به مرزهای جغرافیایی محدود شود
نابینایان در سراسر کشور با موانعی روبهرو هستند که بخش مهمی از آنها به مناسبسازینشدن محیط، دسترسپذیر نبودن خدمات و اجرا نشدن کامل الزامات حمایتی بازمیگردد. با این حال، ساکنان مناطق محروم و دورافتاده معمولا با مجموعهای از محدودیتها از کمبود زیرساختها و خدمات تخصصی گرفته تا دشواری رفتوآمد و هزینههای بیشتر برای دسترسی به امکانات ضروری و همچنین دسترسی به تجهیزات توانبخشی مواجه هستند.
در چنین شرایطی، نادیده گرفتن تفاوتهای منطقهای میتواند نابرابری موجود را تشدید کند. عدالت به این معنا نیست که خدمات صرفا در سطح کشور تعریف شود؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که هر فرد، فارغ از محل زندگی خود، امکان دسترسی واقعی به این خدمات را دارد.
نابینایی نباید به معنای محرومیت از استقلال، آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی باشد. اگر قرار است حقوق افراد نابینا در عمل محقق شود، مناسبسازی شهری و توسعه خدمات حمایتی باید از محدوده شهرهای بزرگ فراتر برود و مناطق محروم و دورافتاده را نیز در بر گیرد؛ زیرا فاصله از مرکز استان نباید به فاصله گرفتن از حقوق شهروندی تبدیل شود.

