گروهی از محققان در یک بررسی علمی، مسیر پیشنهادی برای آموزش اصول و کاربردهای هوش مصنوعی به دستیاران بیهوشی را ارائه کردهاند تا زمینه مواجهه آگاهانه آنان با فناوریهای نوظهور پزشکی فراهم شود.
به گزارش هیچ یک _ هوش مصنوعی در سالهای اخیر به بخش مهمی از تحول پزشکی تبدیل شده و دامنه کاربرد آن از کمک به تشخیص بیماریها در رادیولوژی و آسیبشناسی تا پشتیبانی از درمان و مداخلات پزشکی گسترش یافته است. این فناوری میتواند دادههای فراوان را بررسی کند و الگوهایی را در اختیار پزشکان قرار دهد که به تصمیمگیری بالینی کمک میکنند. منظور از پشتیبانی تصمیمگیری بالینی، استفاده از ابزارهای تحلیلی برای ارائه اطلاعات دقیقتر به پزشک است؛ با این حال، تصمیم نهایی همچنان باید با توجه به شرایط بیمار و زیر نظر نیروی متخصص گرفته شود. مطالعات نشان دادهاند که روشهای مبتنی بر هوش مصنوعی در رشتههای مختلف پزشکی، از جمله بیهوشی بالینی، قابل استفادهاند. گسترش این ابزارها سبب شده است آشنایی پزشکان با تواناییها، محدودیتها و شیوه استفاده ایمن از آنها به ضرورتی آموزشی تبدیل شود.
بیهوشی یکی از حوزههای محوری پزشکی است و فقط به بیهوش نگهداشتن بیمار هنگام جراحی محدود نمیشود. متخصصان این رشته در مراقبتهای حین عمل، مراقبتهای ویژه، مدیریت درد، تجویز و رساندن دارو و کنترل وضعیت حیاتی بیمار نقش دارند. هوش مصنوعی میتواند در این حوزه برای مدیریت راه هوایی، کمک به تشخیص با تصویربرداری فراصوت، تزریق هوشمند دارو، پایش دقیق بیمار در جریان عمل و صدور هشدارهای زودهنگام به کار رود. همچنین از این فناوری برای پیشبینی عوارض حین عمل، ارزیابی احتمال مرگومیر و کمک به درمان بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه استفاده میشود. چنین کاربردهایی ممکن است به بهبود پیشبینی پیامدهای درمان، کاهش هزینهها و بهینهشدن مراقبتهای بیهوشی کمک کنند. بنابراین، تسلط بر اصول این فناوری برای ارائه خدمات ایمن، کارآمد و مقرونبهصرفه اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
در همین زمینه، نوید کلانی از مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی جهرم، با همکاری دانشگاههای علوم پزشکی زاهدان، هرمزگان و گلستان، موضوع افزایش توانمندی دستیاران بیهوشی در عصر دیجیتال را بررسی کرده است.
آنان برای طراحی این برنامه، استفاده از یک رویکرد ششمرحلهای را مناسب دانستهاند تا آموزش هم با اصول علمی آموزش پزشکی و هم با ویژگیهای نظام سلامت ایران سازگار باشد. این مسیر از شناخت نیازهای موجود آغاز میشود و پس از تعیین اهداف و شیوههای آموزشی، به اجرا، ارزیابی و بهبود مستمر برنامه میرسد.
بررسی ارائهشده نشان میدهد آموزش هوش مصنوعی به دستیاران بیهوشی، نیازی چندوجهی است. این نیاز فقط به یادگیری کار با یک نرمافزار محدود نمیشود، بلکه پنج حوزه بالینی و ایمنی بیمار، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی، فناوری و نوآوری، سیاستهای نظام سلامت ایران و ملاحظات اخلاقی و حقوقی را دربر میگیرد. به باور محققان، توجه همزمان به این حوزهها میتواند خلأ آموزشی موجود را کاهش دهد و دستیاران را برای مواجهه مسئولانهتر با فناوریهای آینده آماده کند.
آنها در جمعبندی تأکید کردهاند که طراحی و اجرای یک برنامه جامع و منظم، گامی اساسی برای آمادهسازی دستیاران بیهوشی ایران است. با این حال، اجرای آن با موانعی مانند تعیین دامنه محتوای آموزشی، سرعت بالای پیشرفت فناوری، کمبود استادان آشنا با هوش مصنوعی، ضعف زیرساختهای فناوری اطلاعات، دسترسی محدود به دادههای مناسب، تفاوت سطح سواد دیجیتال، مقاومت در برابر تغییر و مسائل اخلاقی و حقوقی روبهرو خواهد بود. همکاری میان رشتههای مختلف و حمایت نهادهای بالادستی برای عبور از این موانع ضروری دانسته شده است.
چارچوب پیشنهادی با ارزیابی نیازهای عمومی آغاز میشود. در این مرحله باید مسئله و اهمیت آن، وضعیت فعلی ایران، فرصتها و تهدیدها، زیرساختهای مورد نیاز، مقررات و ذینفعان اصلی شناسایی شوند. متن مقاله یادآور میشود که با وجود شناختهشدن هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری قدرتمند در ارتقای مراقبتهای سلامت، هنوز برنامهای مدون و نظاممند در سرفصل آموزشی دستیاران بیهوشی ایران وجود ندارد. مرحله دوم به سنجش نیازهای خود دستیاران اختصاص دارد. نظرسنجی، پرسشنامه، مصاحبه با خبرگان، گروههای کانونی و مشاهده میتوانند برای شناخت دانش، مهارت و نگرش فعلی آنان به کار روند. سپس نیازهای آموزشی بر اساس اهمیت و فوریت اولویتبندی میشوند.
در مرحله سوم، اهداف کلی و اختصاصی یادگیری تعیین میشوند. دستیاران باید توانایی درک و ارزیابی انتقادی هوش مصنوعی و استفاده ایمن و اخلاقی از آن را به دست آورند. مرحله چهارم شامل تدوین محتوا، انتخاب روش تدریس، تهیه منابع و استفاده از مدرسان توانمند است. محتوای برنامه میتواند مبانی هوش مصنوعی و علوم داده، آمار و احتمال پایه، ابزارهای برنامهنویسی، کاربردهای هوش مصنوعی در بیهوشی، سامانههای پایش و پیشبینی، مدیریت اتاق عمل، شبیهسازی، رباتیک، امنیت اطلاعات، حریم خصوصی و اخلاق را دربر بگیرد. توضیح این مفاهیم باید متناسب با نیاز پزشکان باشد تا آموزش از مباحث نظری فراتر رود و به کاربرد بالینی ارتباط پیدا کند.
اجرای برنامه نیز قرار نیست یکباره و در سراسر کشور انجام شود. در پیشنهاد ارائهشده، ابتدا یک مرحله آزمایشی در نظر گرفته میشود تا بازخوردها جمعآوری و نقاط قوت و ضعف شناسایی شوند. پس از اصلاح و اعتبارسنجی محتوا و روش تدریس، برنامه میتواند وارد مرحله منطقهای شود. در نهایت، با تأیید وزارت بهداشت، امکان ادغام آن در سرفصل آموزشی دستیاران بیهوشی سراسر کشور وجود خواهد داشت. هماهنگی سازمانی، توسعه منابع و آموزش مدرسان از پیشنیازهای مهم این مرحلهاند.
آخرین مرحله به ارزیابی اختصاص دارد. این ارزیابی باید یادگیری دستیاران، تغییر رفتار حرفهای آنان و نتایج حاصل از برنامه را با ابزارهای مناسب و در زمانبندی مشخص بررسی کند. همچنین لازم است یک چرخه بازخورد شکل بگیرد؛ یعنی اطلاعات جمعآوریشده تحلیل و در اختیار کمیته راهبری قرار گیرد تا محتوا و روش اجرا بهطور مستمر اصلاح و بهروز شوند. چنین سازوکاری اهمیت زیادی دارد، زیرا فناوری هوش مصنوعی با سرعت تغییر میکند و یک برنامه ثابت ممکن است پس از مدتی پاسخگوی نیازهای آموزشی نباشد.
در مجموع، اهمیت این پیشنهاد که در قالب یک «نامه به سردبیر» در نشریه «راهبردهای توسعه در آموزش پزشکی» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان منتشر شده، در آمادهکردن نسلی از متخصصان بیهوشی است که در کنار شناخت قابلیتهای هوش مصنوعی، محدودیتها و مسئولیتهای مرتبط با استفاده از آن را نیز بشناسند.