در تحقیق جدیدی که توسط محققان ایرانی انجام شده است، رایحهدرمانی بهعنوان یک روش مکمل برای کمک به سلامت مغز بررسی شده است. این مطالعه نشان میدهد که بوها و ترکیبات معطر گیاهان، فراتر از یک تجربه خوشایند روزمره، میتوانند بر ذهن و بدن اثر بگذارند.
به گزارش هیچ یک ، در زندگی پرشتاب امروز، بسیاری از افراد با فشارهای روانی، کمخوابی، خستگی ذهنی و کاهش تمرکز روبهرو هستند. همین موضوع باعث شده است که سلامت مغز، یعنی توانایی فکر کردن، یادگیری، حافظه و تصمیمگیری، بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. مغز در مرکز همه فعالیتهای روزانه قرار دارد و هر عامل کوچکی که به آرامش یا کارکرد بهتر آن کمک کند، میتواند در کیفیت زندگی اثر بگذارد. از این رو، پژوهش درباره راههای ساده، کمخطر و قابلدسترس برای حمایت از مغز، ارزش زیادی دارد. رایحهدرمانی یکی از همین راههاست؛ روشی که با استفاده از بو و اسانسهای گیاهی شناخته میشود و به دلیل غیرتهاجمی بودن، توجه زیادی را جلب کرده است.
اهمیت این موضوع فقط به علاقه عمومی به درمانهای طبیعی محدود نمیشود. از یک سو، برخی افراد به دنبال روشهایی هستند که در کنار درمانهای رایج، به آرامش بیشتر و کاهش تنش کمک کند. از سوی دیگر، دانشمندان میخواهند بدانند آیا این رایحهها فقط حس خوشایند ایجاد میکنند یا واقعاً در سطح بدن و مغز هم اثر دارند. روغنهای اسانسی یا اسانسها، از بخشهای مختلف گیاهان به دست میآیند و به دلیل ترکیبات شیمیایی کوچک و چربیدوست، میتوانند به بافت عصبی برسند. همین ویژگیها سبب شده است که مطالعه درباره اثر آنها بر مغز و اختلالات عصبی، موضوعی جدی و ضروری باشد.
مهزاد ایراندوست از مرکز تحقیقات بیوشیمی-بیوفیزیک دانشگاه تهران به همراه دو همکار همدانشگاهی در پژوهشی با همین محوریت، به بررسی نقش رایحهدرمانی در سبک زندگی سالم برای سلامت مغز پرداختهاند. آنها در مطالعه خود پیوند میان رایحههای گیاهی، کارکرد مغز و زندگی سالم را بررسی نموده و تلاش کردهاند نشان دهند که برخی رایحهها شاید بتوانند فقط یک عنصر خوشبو در محیط نباشند، بلکه در حمایت از عملکرد ذهن نیز نقش داشته باشند.
در این مطالعه مروری ترویجی، محققان به سراغ منابع علمی موجود رفتهاند و نقش رایحهدرمانی را بهعنوان یک رویکرد مکمل بررسی کردهاند. منظور از مطالعه مروری این است که پژوهشگران بهجای انجام آزمایش مستقیم روی افراد، نتایج و دانستههای پژوهشهای پیشین را کنار هم گذاشتهاند تا تصویری روشنتر از موضوع به دست دهند. آنها در این بررسی روی ترکیبات فرار گیاهی، یعنی موادی که بهراحتی در هوا پخش میشوند و رایحه گیاه را میسازند، تمرکز کردهاند و توضیح دادهاند که این ترکیبات از راه حس بویایی و مسیرهای عصبی میتوانند بر مغز اثر بگذارند.
بر پایه یافتههای مطالعه، رایحهدرمانی ممکن است در بهبود عملکرد شناختی، کاهش استرس و حتی پیشگیری از برخی بیماریهای تحلیلبرنده عصبی مانند آلزایمر و پارکینسون مفید باشد. در متن به ترکیباتی مانند آلفا-آسارون، بتا-کاریوفایلین، سینامالدئید و فنیلاتیل الکل اشاره شده که توانایی مهار برخی فرایندهای زیانبار مولکولی را دارند. این یافتهها نشان میدهند که برخی بوهای گیاهی فقط اثر روانی ندارند، بلکه ممکن است در سطح زیستی هم مفید باشند و از تجمع پروتئینهای آسیبزا جلوگیری کنند.
نویسندگان در جمعبندی خود تأکید کردهاند که سلامت مغز فقط به یک عامل وابسته نیست و سبک زندگی سالم نقش اصلی دارد. خواب کافی، تغذیه متعادل، کاهش استرس و حفظ توانایی بویایی از جمله عوامل مهمی هستند که در این تحقیق برجسته شدهاند. به گفته آنها، اختلالات بویایی، بهویژه پس از کووید-۱۹، میتوانند بر کیفیت زندگی و حتی عملکرد شناختی اثر منفی بگذارند. به همین دلیل، توجه به حس بویایی و استفاده آگاهانه از رایحهها میتواند در آینده به یک بخش مهم از مراقبت از مغز تبدیل شود.
این پژوهش که نتایج آن در دوفصلنامه «نشاء علم» وابسته به بنیاد پیشبرد علم و فناوری ایران انعکاس یافتهاند، اهمیت رایحهدرمانی را فقط در آرامسازی ذهن خلاصه نمیکند، بلکه آن را در سطحی گستردهتر میبیند، یعنی جایی که ترکیبات گیاهی ممکن است روی فرایندهای مولکولی مرتبط با بیماریهای عصبی اثر بگذارند. این نکته برای پژوهشهای آینده مهم است، چون نشان میدهد مسیر بررسی رایحهها میتواند از تجربه حسی فراتر برود و به درمانهای علمیتر نزدیک شود. چنین نگاهی بهویژه برای بیماریهایی که درمان قطعی ندارند، ارزشمند است.
همچنین محققان یادآور میشوند که بخشی از توجه به سلامت مغز از راه زندگی روزمره ممکن است. یعنی فقط درمانهای پیچیده و دارویی مطرح نیستند، بلکه مراقبت از خواب، استرس، تغذیه و حتی توجه به حس بویایی میتوانند در کنار هم اثرگذار باشند. از این منظر، رایحهدرمانی بهعنوان روشی ساده و در دسترس، میتواند در آینده در کنار رویکردهای پزشکی دیگر جایگاه مهمتری پیدا کند.