روابط دوستانه و پیوندهای نزدیک اجتماعی بخشی مهم از زندگی روزمره انسانها هستند. یک بررسی گسترده بینالمللی، ارتباط میان کیفیت این روابط، تجربههای خانوادگی دوران کودکی و ارزیابی افراد از وضعیت سلامت جسمی و روانی خود را مطالعه کرده است.
به گزارش هیچ یک _ انسانها از بدو تولد در شبکهای از روابط خانوادگی و اجتماعی زندگی میکنند. تعداد و کیفیت این پیوندها میتواند بر شیوه مواجهه افراد با فشارهای زندگی و تنظیم احساسات آنان اثر بگذارد. شواهد پیشین نشان دادهاند که روابط مناسب ممکن است در برابر استرس نقش محافظتی داشته باشند، عزتنفس را تقویت کنند و به افراد کمک کنند هیجانهای خود را به شکلی مثبت مدیریت کنند. به همین دلیل، بررسی روابط انسانی فقط موضوعی اجتماعی یا عاطفی نیست و میتواند برای شناخت عوامل مرتبط با سلامت جسم و روان نیز اهمیت داشته باشد.
با وجود این، بسیاری از تحقیقات گذشته تنها در یک کشور انجام شده بودند و نتایج آنها نیز همیشه با یکدیگر سازگاری نداشت. تفاوتهای فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی ممکن است بر معنای دوستی، روابط خانوادگی و حتی برداشت افراد از سلامت اثر بگذارد. بنابراین، برای مشخص شدن اینکه آیا ارتباط میان روابط اجتماعی و سلامت در جوامع گوناگون نیز دیده میشود، به پژوهشی با جمعیتی بزرگ و متنوع نیاز بود. چنین بررسیای میتواند نشان دهد که پیوندهای اجتماعی تا چه اندازه در میان فرهنگهای متفاوت، یکی از عناصر مشترک بهزیستی انسان به شمار میروند.
در همین راستا، ولی دورموش از دانشگاه علوم سلامت کوتاهیه در ترکیه، پژوهشی را درباره ارتباط رضایت از دوستیها و روابط نزدیک با ارزیابی افراد از سلامت جسمی و روانی انجام داده است. حوزه تخصصی او مدیریت سلامت، سیاستگذاری سلامت، عوامل تعیینکننده سلامت و حقوق سلامت است. این تحقیق همچنین رابطه احتمالی میان کیفیت ارتباط افراد با پدر و مادر در دوران کودکی و وضعیت سلامت آنان در بزرگسالی را بررسی کرد.
در این مطالعه، اطلاعات حدود ۲۰۵ هزار فرد ۱۸ ساله و بالاتر از «مطالعه جهانی شکوفایی» تحلیل شد؛ طرحی که عوامل کمککننده به شکوفایی انسان در طول زندگی را بررسی میکند. دادهها از مرحله نخست این طرح انتخاب شدند تا تنوع فرهنگی و مذهبی حفظ شود. شرکتکنندگان از ۲۲ کشور در اروپا، قاره آمریکا، آسیا، اقیانوسیه، خاورمیانه و آفریقا بودند. بریتانیا، آمریکا، استرالیا، آرژانتین، برزیل، آلمان، اسپانیا، هند، ژاپن، مصر، نیجریه، آفریقای جنوبی و مکزیک از جمله کشورهای بررسیشده بودند. افراد میزان موافقت خود را با رضایت از دوستیها و روابطشان اعلام کردند. کیفیت رابطه دوران کودکی با مادر و پدر نیز در مقیاسی از «بسیار خوب» تا «بسیار بد» ثبت شد. آنان سلامت روانی و جسمی خود را از «ضعیف» تا «عالی» ارزیابی کردند و پژوهشگر عواملی مانند درآمد و تحصیلات را نیز در تحلیلها در نظر گرفت.
نتایج این مطالعه که در نشریه علمی «Journal of Mental Health» منتشر شدهاند، نشان دادند افرادی که بیشترین رضایت را از دوستیها و روابط خود گزارش کرده بودند، معمولا سلامت جسمی و روانی خود را نیز بهتر ارزیابی میکردند. الگویی مشابه درباره روابط دوران کودکی با والدین مشاهده شد، اما شدت این ارتباط کمتر بود. به گفته دورموش، این یافتهها نشان میدهند که روابط خانوادگی سالهای نخست زندگی ممکن است با سلامت و بهزیستی آینده مرتبط باشند؛ در عین حال، دوستیها، روابط عاطفی و دیگر ارتباطات دوران بزرگسالی نیز میتوانند نقش مهمی داشته باشند.
امتیاز سلامت روان در افراد میانه دهه ۳۰ تا اواخر دهه ۴۰ زندگی، در مقایسه با گروه ۱۸ تا ۳۴ ساله پایینتر بود؛ اما افراد ۶۵ ساله و مسنتر امتیاز بالاتری داشتند. متأهل بودن، برخورداری از پول کافی و داشتن هویت مذهبی، با امتیازهای بهتر سلامت جسمی و روانی ارتباط داشت. تفاوتهای قابلتوجهی نیز میان کشورها دیده شد: شرکتکنندگان اندونزیایی بیشترین و شرکتکنندگان ژاپنی کمترین میزان رضایت از دوستیها و روابط را گزارش کردند.
پژوهشگر بر این اساس روابط اجتماعی قوی را یک «ستون جهانی» برای بهزیستی در میان فرهنگهای مختلف توصیف کرده است. با این حال، روابط دوران کودکی تمام سرنوشت سلامت افراد را تعیین نمیکنند. محیط اجتماعی انسان در طول زندگی تغییر میکند و دوستیها، شراکتهای عاطفی و سایر روابط میتوانند اثر تجربههای گذشته را تقویت یا تعدیل کنند. این موضوع اهمیت توجه همزمان به پیوندهای خانوادگی اولیه و روابطی را نشان میدهد که افراد در مراحل بعدی زندگی شکل میدهند.
دورموش به عنوان مجری این تحقیق با توجه به یافتهها پیشنهاد کرده است که سیاستگذاران، اثر پیوندهای عاطفی، خانوادگی و اجتماعی را در برنامهریزی سلامت عمومی و راهبردهای پیشگیری در نظر بگیرند.