گروهی از محدثان نقل میکنند، پیامبر اکرم(ص) در لحظات پایانی حیات خویش فرمودند «لا؛ مع الرفیق الاعلی» و بسیاری بر این باورند که پیامبر با گفتن این کلام، دیده از جهان فرو بستند.
سال پایانی عمر شریف پیامبر یکی از حساسترین و مهمترین دوران زندگی آخرین پیامبر الهی بود. روزهای پایانی حیات مبارک او نیز از این قاعده مستثنی نبود. پیامبر رحمت روزهای پایانی حیات خویش را در بیماری بهسر بردند. گروهی از محدثان نقل میکنند، پیامبر اکرم(ص) در لحظات پایانی حیات خویش فرمودند «لا؛ مع الرفیق الاعلی». بسیاری بر این باورند که پیامبر با گفتن این کلام، دیده از جهان فرو بستند! «الرفیق الاعلی، هو المکان الرفیع الّذی هو أرفع المنازل فی الجنّة، و هو مسکن الأنبیاء و الأولیاء من أعلی علّیّین؛ رفیق اعلی، برترین منازل بهشت در اعلی علیین است که انبیاء و اولیای خداوند در آن سکونت دارند.»
بسیاری از مفسران و شارحان، آخرین کلام پیامبر خدا را اینگونه تفسیر کردند: پیک الهی که مسئول قبض روح پاک او بود؛ پیامبر را مخیر کرده بود به اینکه وضعیت بیماری او بهبودی یافته و به دنیا بازگردد یا اینکه در سرای جاودان فرود آید و در ملکوت اعلی سکنی گزیند و با کسانی که خداوند به آنان نعمت بخشیده؛ از پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان همنشین شود ( آیه ۶۹ سوره نساء). و پیامبر با گفتن «نه» به ماندن در دنیا پاسخ منفی داد.
شاید در میان مفسران و شارحانی که آخرین کلام پیامبر را تفسیر کردند، هیچ شخصیتی مانند حضرت فاطمه زهرا (س) نتوانسته باشد حقیقت سخن پیامبر (ص) را تبیین و تفسیر کرده باشد. شرح این کلام از سوی نور چشم و پاره تن پیامبر(ص) و از جانب کسی است که مژده وصال زودهنگام خویش به پیامبر(ص) را در هنگام احتضارش از آن حضرت دریافت کرده است.
فاطمه زهرا (س) با ادبیاتی فصیح و بلیغ این چنین کلام آخر پیامبر(ص) را تفسیر و تشریح کردند «ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ إلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَة وَ اخْتِیَار وَ رَغْبَة وَ إیثَار،.فَمُحَمَّدٌ (ص) عَنْ تَعَبِ هذِهِ الدَّارِ فِی رَاحَة، قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِکَةِ الأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِوَ مُجَاوَرَةِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ؛ پس خداوند پیامبر را با نهایت محبت و اختیار خود و از روی رغبت و ایثار، قبض روح کرد. سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و در میان فرشتگان و خشنودی پروردگار و در جوار قرب خداوند جبّار قرار گرفت.
دختر رسول خدا(ص) سپس تفسیر خویش را با سلام و صلواتی خاص که بوی وداع و دلتنگی به پیامبر خاتم داشت، به اتمام رساند و فرمود «درود خداوند بر پدرم پیامبر (ص)، امین وحی و برگزیده او و سلام رحمت و برکات پروردگار بر پیامبر باد». بدیهی است که این ویژگی! یعنی مخیر بودن میان ماندن در دنیا و زندگی در آخرت، تنها به پیامبر اختصاص دارد. ملک الموت در گرفتن جان، از کسی کسب اجازه نمی کند اما می توان در تحصیل مرگ شرافتمندانه و آبرومندانه قدم برداشت و با کسب تقوای الهی که ذیل اطاعت خداوند و تبعیت از سیره و سنت نبوی حاصل میشود، ملاقات عزتمندانهای تحصیل کرد.
این شیوه لقای الهی، راهی است که هم در قرآن کریم و هم در سنت پیامبر(ص) و کلام معصومین(ع) و هم در میراث ادبی ما به آن عنایت فراوان شده است. در آیه ۱۱۰ سوره کهف تصریح شده است «هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد و کسی را در پرستش پروردگارش شریک نسازد و با این عمل، جایگاه خویش را در فردوس مهیا کند»؛ آنگونه که سعدی گفته است «پرهیزکار باش که دادار آسمان/ فردوس جای مردم پرهیزکار کرد. نابرده رنج گنج میسر نمیشود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت/ دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد. دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی/ جای نشست نیست بباید گذار کرد …»
برای آمادگی و تشرف به چنین موقعیت و مرتبتی چه کلامی موثرتر و اطمینانبخش تر از کلام نوه بزرگوار و رهرو حقیقی طریق پیامبر(ص) میتوان یافت. آنگاه که یکی از شیعیان به نام جناده از امام حسن مجتبی (ع) در پایان حیات مبارک آن حضرت درخواست نصیحت و موعظه کرد، امام فرمود «برای سفر آخرت خود آماده شو و توشه این سفر را قبل از فرا رسیدن اجل، تحصیل کن. بدان که تو طالب دنیا هستی و مرگ طالب توست و…»