آرش آصفی بازیگر آثاری چون سینمایی «رستاخیز» و سریال «نگین ارباب» که این روزها از تلویزیون در حال پخش است، انتخاب خود در این دو کار را معجزه خواند و گفت: این قبیل آثار هر چقدر به خود واقعه عاشورا و اربعین نزدیکتر باشد، میتواند مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند.
آرش آصفی در گفت و گو با هیچ یک اظهار کرد: اینگونه آثار سینمایی در آگاهیبخشی و ارائه شناخت درست از واقعه کربلا و عاشورا میتواند بسیار تاثیرگذار باشد اما این در صورتی است که ابعاد و اندازه آن را درست ببینیم و خیلی ماورایی نباشد.
او میگوید: یکسری مسائلی وجود دارد که راجع به آن نمیتوان نه اغراق کرد و نه از خود مساله دور شد چرا که مباحث فقهی است و از حیث نمایشی باید نزدیک به حقیقت باشد و مخاطب جذب شود، اگر فضا را اینگونه ببینیم مخاطبان عمدهتری میتوانند جذب شوند.
بازیگر سینمایی رستاخیز درباره این اثر گفت: کل کار خاطره است، چون خیلی وقت است از کار گذشته شاید تمامی ابعاد آن را به خاطر نداشته باشم اما همگی حس و حال خوبی همه داشتیم؛ کارهای مناسبتی که برای من پیش آمده و کار کردم، به صورت معجزه شخصی و اتفاقی بوده است.
او که این روزها مشغول ایفای نقش در سریال «نگین ارباب» نیز است، گفت: در فیلم سینمایی رستاخیز در جمع صاحبه بودم و در نگین ارباب جزء اشقیا. اما در هر دو مورد انتخاب شدنهایم اتفاقی بود و این برای من خیلی خوشایند است.
آصفی ادامه داد: من پیش زمینه مذهبی هم دارم، سوای این که مسلمان شیعه هستیم و اعتقادات و سلایق شخصی خودم را دارم، فرد خیلی مذهبی نیستم اما این سابقه را در خانواده داشتیم. حسینیه داشتیم و آیینهای مذهبی همیشه در منزل ما برقرار بود. من هم احترام خیلی ویژهای به امام حسین (ع) و اصحاب ایشان قائلم.
او از خاطرهای در سینمایی رستاخیز میگوید: در خود کار صحنهای بود؛ آنجایی که امام حسین(ع) میآید و قسم به خون علی اصغر میدهد، با تمام وجود باورش کرده بودم. جزء سکانسهای آخر فیلم بود، حس و حال عجیبی داشتم زمانی که دوربین دور این شخصیت (پسر حر) میچرخد حسم این بود که جانم هم دربرود و نفسم تمام شود و همه چیز همانجا تمام شود. حسم این بود که ای کاش همینجا تمام شود. خصوصا اینکه در این پلان اصلا نباید پل میزدم، دوست داشتم آخرین پلان من نه در فیلم که درباره خود واقعه کربلا باشد.
بازگیر سریال «نگین ارباب» از تغییرات خاصی که در خودش ایجاد شده بود در زمان فیلمبرداری رستاخیز هم گفت: یادم هست وقتی بابک(حمیدیان) سر صحنه میآمد به من گفت چرا اینگونه شدی انگار قیافه شما هزار سالتونه. من برای نزدیک شدن به کاراکتر زیست فکریام را هم به همان سالهای دور برده بودم.