وارد مرکز توانمندسازی کودکان کار که شدم گویی به دنیایی جادویی رنگارنگ، سرشار از امید، خنده و عشق قدم گذاشتم؛ جایی که نه تنها به توانمندسازی کودکان میپردازد بلکه به خانوادههای آنها نیز توجه دارد. خانوادههایی که اگر به وضعیت آنها رسیدگی نشود، شاهد حضور کودک در موقعیت خیابان یا کارگاههای زیرزمینی خواهیم بود.
گروه جامعه هیچ یک _ در سالهای اخیر بسیاری از مردم پدیده «کودکان کار و خیابان» را به عنوان یک معضل اجتماعی جدی از نزدیک مشاهده و تجربه کردند اما لایههای پنهان این معضل از چشم بسیاری از آنها غافل ماند؛ لایههایی مانند بازماندگی از تحصیل، سلامت روان کودکان، استثمار اقتصادی، نبود دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، آسیبهای اجتماعی و خانوادگی همچنین تبعات بلندمدت بر آینده شغلی و اجتماعی این کودکان.
در این میان، بازماندگی از تحصیل از اهمیت ویژهای برخوردار است چراکه این امر نه تنها آینده فردی کودکان کار و تداوم چرخه فقر را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه بر جامعه نیز تاثیرات عمیق و منفی خواهد گذاشت و بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان بهزیستی کشور، ۲۲ درصد کودکان کار از تحصیل بازماندهاند؛ شاید از همین رو بود که به محض ورود به پردیس توانمندسازی کودکان نخستین چیزی که توجهم را جلب کرد تلاش برای ادامه تحصیل کودکان کار و اعضای خانواده آنها بود. محیطی آموزشی به نام «مدرسه دانستان».
وارد محیط آموزشی پردیس توانمندسازی کودکان کار و خیابان که شدم، دریافتم اینجا با مدارس معمولی تفاوت زیادی دارد. با پارچههای توری سفید و زرد و صورتی رنگارنگ و اتاقکهای دوار، فضایی دلنشین و شاداب برای یادگیری ایجاد شده است. در یکی از کلاسها، دختران کلاس سوم دبستان با شور و شوق به من خوش آمد گفتند. نیلوفر شعبان مربی این کودکان، با اشتیاق گفت: «امیدوارم که بتوانم همراه و راهنمای خوبی برای بچهها باشم. آموزش به این صورت است که کلمات پراکنده را داخل کاغذ نوشتیم و توپ دست بچههاست که کاغذها را میچرخانند و کاغذ دست هر کسی که بماند ۱۰ ثانیه فرصت دارد تا معنی کلمات را بگوید تا از بازی خارج نشود؛ کلمات از درسهای داخل کتاب درسی انتخاب شده است.» روش آموزش در اینجا متفاوت و همراه با بازی و خنده است.
نکته جالب اینجاست که به گفته محمدحسین داوودی مدیر مرکز صبح رویش، کودکان کار که خسته هستند حتی میتوانند در این کلاسهای مدور، استراحت کنند و بخوابند. این موضوع نشاندهنده اهمیت توجه به نیازهای جسمی و روحی کودکان است.
فقط کودکان کار و خیابان در کلاس درس حاضر نیستند بلکه خواهران و برادران این کودکان هم با هدف پیشگیری از کار کردن آنها و بازماندگی از تحصیل، وارد این کلاسهای درس شدهاند. در گفت,گویی که با یکی از کودکان داشتم، متوجه شدم او از خانوادهای است که خواهرش سالها دستفروشی کرده است. خواهرش از کلاس چهارم تا الان که ۱۵ ساله است کار کرده که پرسنل پردیس توانمندسازی کودکان کار او را شناسایی میکنند و اکنون او و خواهرش اینجا آموزش میبینند و تحصیل را ادامه می دهند. آنها از اتباع خارجی و ۶ فرزند هستند. این داستانها نشاندهنده واقعیتهای تلخی هستند که بسیاری از کودکان کار با آن مواجهاند.
در محوطه بیرونی مدرسه «دانستان»، دو قطار زیبا توجه من را جلب کرد؛ جایی که کودکان در آن به دنیای کتابها سفر میکنند. کافه کتابی که در اینجا وجود دارد، فضایی گرم و صمیمی را برای پذیرایی از کودکان فراهم کرده است. در کنار نوشیدنیهای خوشمزه، داستانهای جذاب نیز در انتظار آنهاست. اینجا جایی است که خلاقیت و یادگیری دست در دست هم میدهند و دنیای جدیدی را برای کودکان میسازند.
در این مرکز، زمین زراعی نیز وجود دارد که کودکان در آن به کشاورزی مشغول هستند. قرار است حیواناتی مانند گوسفند نیز به این مکان آورده شوند تا کودکان با دنیای حیوانات هم آشنا شوند. این تجربیات نه تنها مهارتهای عملی را به آنها میآموزد، بلکه عشق و احترام به طبیعت را نیز در دل آنها میکارد.
در این پردیس توانمندسازی، صبحها دختران و بعدازظهرها پسران آموزش میبینند. حتی پس از اتمام دبیرستان نیز این مرکز رهایشان نمیکند و فرصتهای شغلی مناسبی برای آنها فراهم میآورد. اینجا جایی است که ۸۲۰ کودک تحت آموزش قرار دارند و در محیطی امن و حمایتی رشد میکنند.
در بخش دیگری از پردیس، مینی بوس رنگارنگی به نام «جابزی» مخفف «جای بازی»وجود دارد که با نقاشیهای زیبا تزئین شده است. این مینی بوس به چهارراهها میرود و با بازی و نقاشی، کودکان کار را جذب میکند تا به پردیس بیایند و آموزشهای لازم را دریافت کنند و مدرسه خود را ادامه دهند.
یکی از سالنهای پردیس توانمندسازی کودکان کار و خیابان به کارگاه حرفه آموزی اختصاص دارد که پرسنل اسم آنجا را «ماهیگیری» گذاشتهاند یعنی میخواهند طبق ضرب المثل قدیمی که «اگر میخواهید کسی را یک روز سیر کنید به او ماهی بدهید اما اگر قرار است برای همیشه ماهی داشته باشد، به او ماهیگیری یاد بدهید.»؛ عمل کنند و ربطی به ماهیگیری ندارد بلکه کارگاه چوب است. در اینجا کودکان با ساختن اشیای چوبی مانند جاشمعی و دکورهای چوبی مهارتهای جدید یاد میگیرند. یکی از کودکان میگوید: «روزانه سه تا چهار ساعت یاد میگیرم و به جای پول، لوازمالتحریر و عیدی دریافت میکنم.» این جمله نشاندهنده ارزش آموزش و یادگیری در زندگی آنها است.
کودکان کار؛ نانآوران بیصدا و نیاز به توانمندسازی
کاش کودکان مجبور نباشند نانآور باشند، اما حال که چنین پدیدهای به یک واقعیت تلخ تبدیل شده است، ایجاد پردیسهای توانمندسازی کودکان بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. سیدجواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور نیز درباره اهمیت این پردیسهای توانمندسازی میگوید: پردیس توانمندسازی کودکان کار و خیابان گامی است اساسی برای دانش آموزانی که در هیچ جا به تعلیم و تربیت آنها نمیاندیشند. برای دانش آموزانی که باید تعلیم و تربیت تمام ساعتی را براساس سند تحول بنیادین، بگذرانند.
وی افزود: مدرسه پردیس توانمندسازی کودکان کار و خیابان، یک مدرسه ترکیبی و محافظتی است که آموزشهای آن، مبتنی بر خلاقیت و یادگیری است. کودکان کار و خیابان و خانوادههای آنها در پردیس توانمندسازی از عوامل ناساز بیرون از مدرسه محافظت میشوند.
توانمندسازی کودکان کار بسیار مهم است چراکه این فرآیند میتواند به آنها کمک کند تا از چرخه فقر خارج شوند و مهارتهایی را کسب کنند که به آنها اجازه میدهد در آینده به عنوان اعضای مؤثر جامعه عمل کنند.
دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور نیز درباره اهمیت توانمندسازی، توانمندسازی، مهارتآموزی و آمادهسازی کودکان تحت حمایت برای ورود موفق به جامعه را از مهمترین اولویتهای نظام حمایت اجتماعی کشور برشمرد و گفت: مهمترین وظیفه ما فراهم کردن شرایطی است که این کودکان با برخورداری از آموزش، مهارت و حمایتهای لازم، بتوانند آیندهای مستقل، موفق و امیدبخش برای خود بسازند.
رئیس جمهور با تأکید بر اهمیت سرمایهگذاری در حوزه آموزش، علمآموزی و مهارتافزایی کودکان تحت حمایت، تصریح کرد: مهمترین وظیفه ما آن است که این کودکان را برای یک زندگی مستقل، مؤثر و عزتمند در جامعه آماده کنیم. این امر مستلزم برنامهریزی دقیق، مستمر و بلندمدت در حوزه آموزش، توانمندسازی و توسعه مهارتهای فردی و اجتماعی آنان است.
به هرحال مرکز توانمندسازی کودکان کار نه تنها یک مکان آموزشی است بلکه یک خانواده بزرگ است که در آن عشق، امید و حمایت جریان دارد. اینجا جایی است که کودکان با استعدادهای خود آشنا میشوند و به آیندهای روشنتر قدم میگذارند. این مرکز به نوعی چرخهای از امید را برای آیندهای بهتر میسازد. امید است روزی برسد که دیگر نیازی به چنین مراکزی نباشد و همه کودکان بتوانند در فضایی امن و شاداب رشد کنند.




