مهدی پاشازاده / بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال
از سوی دیگر، افزایش میانگین سنی تیم ملی نیز به یکی از دغدغههای جدی کادر فنی تبدیل شده است. اگرچه تجربه میتواند یک مزیت مهم باشد، اما در فوتبال مدرن، آمادگی بدنی و سرعت عمل نقش تعیینکنندهتری دارند. مقایسه عملکرد بازیکنان بالای ۳۰ سال با بازیکنان جوانتر نشان میدهد که افت فیزیکی، در بسیاری از موارد، بر کارایی کلی تیم تأثیر منفی میگذارد. تجربههایی مانند حضور موفق بازیکنی چون نادر محمدخانی در جام جهانی ۱۹۹۸، بیشتر استثنا هستند تا یک الگوی قابل تعمیم.
ریشه بخشی از مشکلات فعلی را باید در ساختار فوتبال پایه جستوجو کرد. ضعف در آموزشهای بنیادی، تجاری شدن مدارس فوتبال و کاهش انگیزههای توسعهمحور، موجب شدهاند تا بازیکنان درک درستی از وظایف پستی و اصول تاکتیکی نداشته باشند. در این میان، کمبود مدافعان میانی باکیفیت بهوضوح احساس میشود؛ مسألهای که طی سالهای اخیر به دلیل نگاه نتیجهگرایانه در لیگ برتر تشدید شده است. مربیان باشگاهی ترجیح میدهند از بازیکنان باتجربه استفاده کنند و همین موضوع، فرصت رشد را از استعدادهای جوان سلب کرده است.
در مقابل، تیم ملی در فاز هجومی از وضعیت بهتری برخوردار است. حضور مهاجمان باتجربه و کارآمد، نقطه قوتی برای تیم محسوب میشود و در خط میانی نیز شرایط نسبتاً متعادل است. نبود یک هافبک توانمند در حمل توپ و انتقال سریع از دفاع به حمله، بهعنوان یک خلأ تاکتیکی مطرح است.
در مجموع، اگرچه تیم ملی از نظر تهاجمی ظرفیتهای قابل قبولی دارد، اما برای موفقیت در سطح جام جهانی نیازمند بازسازی جدی در ساختار دفاعی، جوانگرایی هدفمند و اصلاح روندهای آموزشی در فوتبال پایه است. بدون این اصلاحات، رقابت با تیمهای سطح اول جهان با ریسک بالایی همراه خواهد بود.