جهانشیر یاراحمدی هنرمند نامآشنای صحنهی تئاتر از استان بوشهر در یادداشتی نوشت: سپاسگزار خانم دکتر مهاجرانی هستم که در روزهای شلوغ دولت به یاد هنرمندان استانها بودند.
«ایران، هنرسرای پر رمز و رازیست که هنرمندانش در هر هنگامه شریک بودهاند و در پاسداشت میهن دیرین خویش دریغ نکردهاند. ذکر جمال و جلال ایران در آثار دیروز و امروز هنرمندانش خورشید فروزانی است که حیرت و حسرت جهانیان را به دنبال دارد. در این روزگار نیز که اهریمن خصم در کمین این سرزمین نشسته و چشم طمع به اقتدار و عزت ایران دوخته است، هنرمندان فرهیخته جان در کمان هنر گذارده و مرزبان وطن گردیدهاند.
تحسین و تقدیر از این گرانمایه فرزندان فهیم به نشاط دوچندان و انگیزهی مضاعفی بدل خواهد شد که در تولید ٱثار فاخر ملی و ثبت هنری تاریخ معاصر نقش به سزابی ایفا خواهد کرد. در روزهای رفته با زمانآگاهی سرکار خانم دکتر «فاطمه مهاجرانی» در مقام سخنگوی دولت با برخی چهرههای هنری سراسر کشور به نمایندگی از جامعهی هنر تماس تلفنی گرفته شد و با ابلاغ تقدیر رییس محترم جمهور و هیئت دولت، جویای حال هنرمندان گردیدند و قدردانی خود را از تولیدات فاخر هنرمندان در بحبوحهی جنگ تحمیلی ابراز داشتند. این اعلام توجه و ابراز تقدیر با دلگرمی و اشتیاق هنرمندان ارجمند مواجه گردید.
از این میان جهانشیر یاراحمدی هنرمند نامآشنای صحنهی تئاتر از استان بوشهر چنین نوشته است:
جنوب دیر، جنوب دور، جنوب ساده، جنوب صادق، جنوب انسان، جنوب آداب، جنوب آیین، جنوب آفتاب، جنوب نخل، جنوب سنج، جنوب دمام، جنوب نوحه، جنوب خورشید، جنوب ماه، جنوب کوچههای تنگ، جنوب شناشیر، جنوب عمارتهای بلند، جنوب لنج، جنوب دریا، جنوب خرما، جنوب افسانه، جنوب باور، جنوب ایمان، جنوب اعتقاد، جنوب دلیران تنگستان. جنوب جنوب.
اینجا جنوب است. جنوب مقاومت، جنوب مقاوم.
ایستادهام بر صخرهای استوار در کرانههای شمالی خلیج فارس، خیره به نیلی سحرانگیزش، گوش به آواز آرام امواجش. خلیج آبی آرام فارس همواره آواز میخواند. فقط باید دل داد و گوش سپرد به امواج. او دلاوری “میرمهنا بندرریگی” را روایت میکند.در روزی که یک تنه ایستاد تا استعمار را براند که راند و “خارگ” را پاک کرد از قدوم بیگانگان.وجب به وجب خلیج فارس روایت دلاوریهای این مرد دریا را از بر است. بیش از دو و نیم قرن است که روایت جذاب امواج است این دلاوری.
“نهضت جنوب” روایت پر فراز بعدی امواج است. آنجا که قیام دلیران تنگستان و رد خون “رئیس علی دلواری” روایت مقاومت دیگری را برای تاریخ به ذهن میسپارد برای آیندگان. مقاومتی که هنوز رد خونش در رگ اهل جنوب جاریست.
اینسوتر، در دوره معاصر، نادر مهدوی و یارانش ایستادند در برابر بیگانگان تا روایت سه گانه قهرمانان خلیج فارس را کامل کنند.
حالا ایستادهام بر صخرهای در کنارههای شمالی خلیج فارس، زل زدهام به افق نیلیاش و خبر شهادت مرد دریا، تنگسیر دیگری از دلیران تنگستان را مرور میکنم. روایت تازه امواج خلیج فارس که نه تنها او دریا را بلکه دریا نیز او را به خوبی میشناخت. این قصه نو را خلیج فارس تا ابدالاباد روایت خواهد کرد. روایتهای جذابی برای تاریخ که هیچ کدام کهنه نمیشوند. دلاوری و مقاومت از یاد رفتنی نیست.
در همین حال و هوا بودم، در همان جغرافیا، بر همان صخره در کرانههای شمالی خلیج فارس در “بوشهر قشنگ” که این روزها پیکرش خونین است اما استوار ایستاده. جار تلفن همراه نهیب زد. در روزهای جنگ همه تماسها را باید پاسخ گفت. پس هر تماسی گپی است که میتواند حاوی هر اتفاق انسانی باشد: کمک به دیگران، حل مشکلات دیگران، مهمانان از راه رسیده، حال و احوال و پرس و جوی دوستانه. قدر تماسهای روزهای سخت را بدانیم. به ویژه روزهای جنگ را. آنها که در این روزها سراغتان را میگیرند جایگاه ویژهای دارند.
جار تلفن را پاسخ میدهم. بانویی است آن سوی خط. سلام و احوالپرسی میکنم. خیلی زود خود را معرفی میکند:
_ مهاجرانی هستم. سخنگوی دولت.
گپ زدیم. از حال و هوای استان بوشهر در این روزها. از اوضاع و احوال هنرمندان. ایشان ضمن تبریک سال نو و “روز ملی هنرهای نمایشی” از همه هنرمندان استانها به خاطر حضور پر رنگشان برای ایران تشکر و قدردانی کردند و نیز سلام دکتر پزشکیان و هیئت دولت و تبریک ایشان را به همه هنرمندان استانها ابلاغ داشتند.
از خانم مهاجرانی ضمن سپاس و تشکر از این که در این وضعیت به فکر هنرمندان بودند از وی خواستم تا در روزهای آرام وطن هنرمندان استانها در دیداری دوستانه با رییس جمهور محترم گپ و گفت کنند. با گرمی پذیرفت و اشاره کرد: خواسته خود ما نیز هست.
نکته دیگری را نیز تشریح کردم: جنگ است و مصائب بیشمار. مردم جان و مال را کف دست گذاشتهاند برای قصیده بلند دفاع از وطن. هنرمندان بسیاری معیشتشان آسیب دیده است؛ و واجب است دریابیم آنها را.
ایشان نیز بر این حرف حق تاکید کردند و اطمینان خاطر دادند برای رسیدگی به این مهم.
گفتگوی گرم و صمیمانهای بود.
نخست، سپاسگزار خانم دکتر مهاجرانی هستم که در روزهای شلوغ دولت به یاد هنرمندان استانها بودند. هنرمندانی که همه دل در گروه ایران عزیز دارند و قلبشان برای وطن میتپد.
و نیز امیدوارم رابطه دولت و هنرمندان روز به روز رنگ بهتری به خود بگیرد و هنرمندان در همه احوال مورد توجه باشند و زندگی و روزگار آرامی داشته باشند و شرایط تولید آثار برایشان فراهم شود. شادی و نشاط بخشیدن به جامعه و امید بخشی به اجتماع، تخصص هنرمندان است که حمایت از آنها میتواند روزهای روشن و درخشانی را برای ایران عزیز رقم بزند که:
هر ان که جانب اهل وفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد.