اگر جایی کسی میگفت جنگ چهره زنانه ندارد، من میگویم جنگ ما هزار چهره دارد؛ بهاندازه تکتک مردمی که پای کار کشور خود ایستادهاند و نمیگریزند.
این روزها، شهر چهرهای عجیب دارد. من با آنان که سکوت کردهاند یا رویکرد دیگری دارند، هیچ کاری ندارم. این یادداشت برای آنها نیست.
در هنگامه نوشتن این یادداشت کوتاه، آمریکا و رژیم اشغالگر قدس یا همان اسرائیل به بخشهایی از تهران و کرج حمله کرد. این حمله به زیرساختهای برق بود. برق نقاطی از تهران هم رفت.
من از همان ابتدا مخالف حمله نظامی بودم و هستم و خواهم بود؛ اما این یادداشت برای اینها نیست. برای تشکر از کسانی است که زیر موشکباران و حملات به زیرساختهای کشور در خط دیگر مقدم در حال جنگیدن هستند.
از تمامی بچههای اداره برق به سهم خودم بهعنوان نویسندهای ایرانی تشکر میکنم. چگونه میشود دست شما را به گرمی نفشرد که در چنین زمانهای در حال برقرسانی و در حال رساندن خدمات به مردم سرزمینتان هستید؟
شما برادرهای ما هستید که هر روز از کنارتان رد میشویم و شاید توی اتوبوس و مترو کنار هم باشیم و بیتفاوت از کنار هم رد بشویم. شاید با آن لباسی که نشان اداره برق را هم دارد شما را دیده باشیم و بیخیال تنهای هم در ازدحام مترو به هم زده باشیم. توجهی هم به این نشان نکرده باشیم اما حالا داستان متفاوت است.
شمایی که نه پای لانچر هستید و نه روی موشکی پیامی مینویسید؛ اما به اندازه همه مبارزان در حال جهادید و این بر ما پوشیده نیست و پوشیده نخواهد ماند.
این روزهای ایران نباید فراموش شود. این روزها باید در خاطرهمان بماند. برای ما مردمانی که همیشه به فراموشکاربودن، متهم میشویم؛ اما این بار نباید فراموش کنیم کسانی از آسایش خود برای آرامش ما گذشتهاند.
ما فراموش نمیکنیم که شما زحمتکشان حوزه برقرسانی چقدر در تلاشاید که خانهای خاموش نباشد. باید گفت: دم شما گرم!
دوست دارم کمی فراتر بروم. از همه نیروهای خدماتی باید تشکر کرد. وقتی در کشوری که درگیر جنگ با دو غول بزرگ تسلیحاتی جهان است، هنوز میتوان تلویزیون دید، حتی اگر با بسیاری از سیاستهایش مخالف باشیم؛ اما هنوز آنتن زنده وجود دارد و بچههای صداوسیما تلاش میکنند آنتن یک لحظه هم از دست نرود، باید از آنها تشکر کرد که این کار کوچکی نیست.
هنوز میتوان اقلام غذایی را پیدا کرد و در خیابانها نانواییها مشغول به کارند و این از زحمات شبانهروزی دولت است؛ دولتی که میتواند رای ما نباشد اما نمیتوان از دایره انصاف خارج شد که در حال تلاشاند.
کسی ماند؟ کسی را از قلم انداختم؟ از بچههای کادر درمان یا رفقای عزیزم در هلال احمر که شبانهروز پای کارند تا درد مردم کمتر شود نباید تشکر کنم و بگویم دست مریزاد رفقا چه کردید و چه میکنید؟
باز هم میشود گفت و گفت. از همه مردم برای این همه بردباری باید تشکر کرد و چه نازنین مردمانی داریم ما. این مردمان نازنین، این کوههای استوار، این مردم خستگیناپذیر.
و میشود در پایان به گروههای جهادی اشاره کرد که هر کجا آسیب میبیند پای کارند و به مردم کمک میکنند.
اگر جایی کسی میگفت جنگ چهره زنانه ندارد، من میگویم جنگ ما هزارچهره دارد؛ بهاندازه تکتک مردمی که پای کار کشور خود ایستادهاند و نمیگریزند و تا بن جان برای این سرزمین جانفشانی میکنند.