امام شهید به درستی حیات جاوید و پاک را در پیوند با خالق حیات یافت و بر این باور و مبنا از بلندای ایران اسلامی و از سرچشمه آرمانهای اخلاقی در اسلام، به زندگی نوینی نگریست که سرشار از معنا و انسانیت و مبشر فضیلتهایی است که خداوند وعده کرده است.
از فراز زمان به افق دور نگریست. جهانی دید که اندک اندک به از همپاشیدن و به افول آغاز نهاده است. آنچه دید تیرگی انبوه بود، فساد عریان، شرارت و ظلمت! به حسب مسئولیتی که بر دوش عالمان و زمامداران نهاده شده و به مثابه مرشدی دلسوز که از مدرسه آلالله برخاسته، بر این تیرگی فراگیر هشدار داد و قلوب اهل اندیشه و فرهنگ، خاصه جوانان را در آن گیتی سرد و ظلمانی مخاطب ساخت تا هوشیارشان سازد و شهد شیرین پیام آسمانی را بر کامشان بنشاند.
او خود را برابر حجت و برهان روشن این مکتب وحیانی مسئول دانست چنانکه پیامبرخدا فرمودند «أَلَا کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ فَالْأَمِیرُ عَلَی النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ” آگاه باشید! همه شما مسئول هستید و همه شما در برابر مردم خود مسئولید: امیر بر مردم، سرپرست و نسبت به آنان مسئول است.» (تنبیه الخواطر ج۱، ص۶) با تعهد به این ارزشها و با علم به این برهان روشن و با ایمانی برای خدا و در راه او همه عمرش را وقف جهاد نمود و همواره مبشر نصرت و گشودن مدنیت نو بر بنای توحید و فضائل اخلاقی بود که پژواک این صلاح و سداد برخاسته از جان پاکش همواره در جهان طنینانداز خواهد بود تا راه را برای جهانی نو و زیست نو بگشاید.
او به درستی حیات جاوید و پاک را در پیوند با خالق حیات یافت بدان از عمق جان باور داشت که “الحیاةُ مِن رَبّی الخُلد” بر این باور و مبنا، از بلندای ایران اسلامی و از فراز نشانههای نمادین آسمان در زمین و از سرچشمه آرمانهای اخلاقی در اسلام، به زندگی نوینی نگریست که سرشار از معنا و انسانیت و زیست الهی و انسانی بود و مبشر فضیلتهایی الهی که خداوند وعده کرده است اما به تحقق شرایطی دست بافتنی خواهد بود. چنانکه فرمود “خداوند متعال برای آن کسانی که وعده نصرت داده، شرطی مقرّر فرموده است “وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر؛ اَلَّذینَ اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا الصَلوةَ وَ ءاتَوُا الزَّکوة وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبةُ الاُمور(حج،۴۱)
خداوند متعال چهار شاخص را در این آیه برای آن مؤمنانی که قدرت در اختیار آنها قرار میگیرد و از زیر سلطه قدرتمندان جائر خارج میشوند، معیّن کرده و وعده کرده است که «اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر»؛ خدای متعال قادر است که یک چنین ملّتی را نصرت کند و یقیناً هم نصرت خواهدکرد. از این چهار شرط، یکی نماز است، یکی زکات است، یکی امر به معروف است و دیگری نهی از منکر. هر کدام این چهار خصوصیّت و چهار شاخص، یک جنبه فردی و شخصی دارند ولی در کنار آن، یک جنبه اجتماعی و تأثیر در نظامسازی اجتماعی هم دارند.
آن همه راز و رمزی که در حقیقت نماز نهفته است که معراج هر مؤمن است، «قُربانُ کُلِّ تَقی» است، وسیله فوز و سعادت است، از همه اعمال برتر و بالاتر است، جنبه اجتماعی نماز این است که یکایک مسلمانان بهوسیله نماز با یک مرکز واحدی در تماس میشوند. در آنِ واحد در وقت نماز، همه مسلمانان در همه نقاطی که دنیای اسلام گسترده است، دل را به یک مرکز واحدی متّصل میکنند؛ این اتّصال همه دلها به یک مرکز واحد، یک مساله اجتماعی است، یک مساله نظامساز است، معیّنکننده و شکلدهنده هندسه نظام اسلامی است.
زکات که دارای جنبههای فردی است و گذشت و اعطای «ما یُحب» را به انسان میآموزد که خود این یک تجربه و آزمون بسیار مهم است، امّا یک ترجمان اجتماعی دارد؛ زکات در استعمالات قرآنی، به معنی مطلق انفاقات است. در این راه؛ پرچم رهایی بخش الهی را در جنگ با باطل، تجاوز، فساد و جنایت، بر دوش گرفت و نستوه و بیوقفه در این نبرد، پایداری و پایمردی کرد و برهان پروردگارش راهنما و حجت او بود که فرمود “وقاتلوهم حتی لاتَکونَ °فتنهُُ ویکون الدینُ کلُّه لله”(انفال،۳۹)
هر تلاش و جنبش و مقاومتی علیه فساد و ستم جهانی در راه آوردن همه دین برای خدا فرمانی است که به همه داده شده است؛ و آن مجاهد نستوه بر این برهان و خط الهی استوار ماند و پس از جهادی عظیم و سخت و پس از طنین انداز کردن ندای حق در جهان با گلواژههایی که از حلقوم پاکش بر جهان فرهنگ و جانهای حقیقتجو نشست و سرود آزادیخوهان شد، برای شهادت بر زمین غلتید و با خون پاکش بر این برهان و راه مهر نهاد.
خونش در خاک پاک میهن روان شد تا معبری پاک و پایدار در جهاد با دشمن این ملک و ملت بگشاید و در راه ستم و ستمگران، خار برویاند و پیروزی را بر اهل استقامت و ایمان هموار سازد. این وعده خداوند است که وعده او تخلف ناپذیر است.”وَعْدَاللهِ لایُخْلِفُاللهُ وَعْدَهُ”(روم،۶)
هویت ایرانی- اسلامی!
از همان روز که ایران با جنبش بزرگ مردمی؛ پیروزی شگفت انگیزی را تجربه کرد، درخشانترین سطرها را در شکوه ایران بلکه انسانیت به نگارش در آورد.
این پیروزی به ثبت رسانیدن شکست و فرار برای یک گروه و ظفر یافتن دستهای دیگر نبود، آنچنانکه بارها در تاریخ این کشور و سایر کشورها شاهد بودیم. بلکه ظفریافتن انسانیت نوین آزادشده مستقل را بر انسانیت واپسگرای در بند و وابسته به ثبت رساند؛ انسانیت به بندگی کشانیده تمدن زشت و وحشیانه مغرب زمین!
این انقلاب شالودهای جدید و اندیشه نوی در انداخت که تحملش بر ستمگران سخت بود. آن زعیم فرزانه در تبیین این تحول بزرگ فرمود “پیروزی انقلاب اسلامی؛ آغازگر عصر جدید در عالم بود.آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند، امّا این واکنش ناکام ماند”(بیانیهگام دوم انقلاب اسلامی)
این پیروزی صفحه جدیدی گشود که پیروزی اندیشهنوین برآمده از مکتب وحیانی و تراث تمدنی ایرانی بود و پیروزی آرمانهای والای انسانی بر مادیگرایی و بیبند و باری سرکش؛ روز نوزایی انسان و ساخته شدن جامعه انسانی آزاد از سلطه، خشونت سلطهگران جبار! و ساخت یک هویت جمعی ایرانی- اسلامی مقاوم که نظام سلطه را به چالش کشید.
امام شهید حضرت آیةالله العظمی خامنهای به شایستگی از این عنصر جوهری حرکت بزرگ انقلاب اسلامی و پیآمدهای آن چنین سخن میگوید “ما میتوانیم پایههای غلطی را که قدرت اقتصادی متمرکزِ متراکمِ دستگاههای شیطانی برای خودشان بهوجود آوردهاند، به چالش بکشیم. در دنیا جنگ راه میاندازند،… بحرانآفرینی، جنگآفرینی و ایجاد نظامهای خشن و قسیالقلب – مثل اسرائیل -کار اینهاست. باید اینها را به چالش کشید. کی میتواند؟ یک هویت جمعیِ بینالمللیِ زنده خستهنشو، متکی به ایمان قلبی و دینی؛ این است که نمیگذارد انسان خسته شود. هر چیز دیگری قابل خسته شدن است، جز ایمان با طراوت دینی. این میتواند آن قدرتها را به چالش بکشد و تعدیل کند و در نهایت آنها را از بین ببرد.” (از بیانات در جمع دانشجویان در۱۳۸۴/۷/۲۴ )
ایران در شکوه این اندیشه و هویت جمعی جدید به صورت کشوری در آمد که نه تنها دیگر آشیانه اندیشههای پوسیده و بزک کرده نظام استعمار و ژاندارم منطقهای غرب سلطهجو نیست بلکه تمام هیمنه و موجودیت این اندیشه را به چالش کشیده است. هویتی که آبشخورش تمدن چند هزار ساله ایران و مکتب وحیانی اسلام است، معارض جدی با هویتهای ساختگی غرب سلطهگر و جهان مادیت گردید.
رهبر فرزانه شهید در سخنی در مواجهه مردم بزرگوار ایران با فتنههای اخیر آمریکا چنین فرمود “ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید.” (سخنرانی در ۱۴۰۴/۱۰/۲۵)
این هویت قویم از جهاد مداوم و زعیم نستوه و خمینی بزرگ بود که عمرشان را وقف آن کردند و آن شهید عزیز با تمام توان در تثبیت و تبیین آن همت گمارد و به جوانان ایران و جهان اسلام اعتماد به نفس بخشید و استقلال و خودباوری را در جانشان بیدار ساخت. چنانکه فرمود “این حرکت، این فکر، این انقلاب، این نظام عظیم، این عزّت اسلامی، این ایستادگی ملت در مقابل تمایلات استکبار و در رأس آن شیطان بزرگ امریکا، برای جوانان و دلهای بانشاط در دنیای اسلام جاذبه دارد. از این میترسند. این، یک امر جدّی است.”(۱۳۸۶/۱۱/۱۴)
آن امام شهید موانع این راه پر پیچ و صعب را با درایت کنار زد و شجاعانه از میان امواج یأسآلود ملیگرایان بیهویت و اسلامگرایان متحجر، راهی نو گشود و با شجاعت و بیلکنت از نمادها و مفاخر ملی در ساحتهای مختلف بسان مفاخر بزرگ اسلامی دفاع کرد و هنرمندانه آن دو را در هم آمیخت و فرمود “اسلامیّت و ایرانیّت دو قطب متضاد نیستند، یک حقیقتند. هر کسی طرفدار اسلام شد، هر کسی سرباز اسلام شد، از هر ارزشی ــ از جمله ارزش میهن و وطن ــ به طور طبیعی دفاع میکند. حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الایمَان این از ایمان است.” (۱۴۰۲/۷/۵)
میدانست که هویت اسلامی بیاتکای به وطن بیپایه و هویت ایرانی بیاعتماد به اسلام امری موهوم است. چنانچه دوگانگی ساختگی برای دست اندازی در این واقعیت محتوم به شکست است.
* کارشناس مذهبی