چابهار این روزها فقط یک بندر راهبردی نیست؛ بلکه میزبان روایتهای تازهای از اقتصاد و فرهنگ است. ظرفیتی که فعالان آن یک صدا بر یک مطالبه تأکید دارند: دیدهشدن، حمایت و اتصال به بازار.
به گزارش هیچ یک ، نخستین جشنواره صنایع خلاق و فرهنگی ایران با گردهمآوردن شرکتهای نوآور، هنرمندان و استارتاپهای فرهنگی از سراسر کشور، از ۲۵ بهمنماه در محل نمایشگاه منطقه آزاد چابهار صحنههایی از ظرفیتهای کمتر دیدهشده اقتصاد خلاق را به نمایش گذاشته است.
این رویداد چهارروزه در آیین افتتاحیه میزبان زهرا بهروزآذر معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیسجمهور، وحید شالچی معاون فرهنگی وزیر علوم و محمدنبی شهیکیتاش معاون فناوری وزیر علوم بود، رویدادی که هدف آن تقویت زیستبوم صنایع فرهنگی، توانمندسازی شرکتهای خلاق و فعالسازی ظرفیتهای مردمی عنوان شده است.
اما آنچه در سالنهای این نمایشگاه جریان دارد، صرفاً چیدمان غرفهها نیست؛ روایت تلاش جوانانی است که میخواهند هنر، میراث، بازی، معماری و حتی سنگ را به موتور محرک اقتصاد تبدیل کنند.
سنگهایی که به زبان طبیعت حرف میزنند
در یکی از غرفهها، سنگهایی دیده میشود که برخلاف انتظار، صیقلخورده و یکدست نیستند. حامد الازمانی از گرگان، فعال حوزه سنگهای طبیعی، توضیح میدهد که راز کارش دقیقاً در همین «دفرمه بودن» است.
وی در گفتوگو میگوید: ما بیرون سنگ را همانطور که طبیعت شکل داده حفظ میکنیم. فقط داخلش را خالی و صیقل میدهیم تا تبدیل به کاسه، روشویی، گلدان یا حتی وان حمام شود. این فرم طبیعی، هویت کار ماست.
الازمانی که در مرحله رشد یکی از پارکهای علم و فناوری قرار دارد، معتقد است مهمترین کارکرد چنین جشنوارههایی «دیدهشدن» است. به گفته وی، بسیاری از شرکتهای نوپا توان مالی حضور در نمایشگاههای متعدد را ندارند و اگر حمایت ساختارهای فناوری نباشد، ایدهها در همان کارگاههای کوچک باقی میماند.
وی تأکید میکند: وقتی سرمایهگذار و مسئول از نزدیک کار را ببیند، احتمال تبدیل ایده به تولید انبوه بیشتر میشود. ما ظرفیت داریم، فقط باید دیده شویم.
سوزندوزی بلوچ؛ اصالت در مسیر جهانیشدن
چند غرفه آنطرفتر، رنگها حرف اول را میزنند. مریم نوروزی، موسس برند «وقار»، با زیورآلات و اکسسوریهای سوزندوزی بلوچ در جشنواره حضور دارد؛ محصولاتی که از گوشواره و گردنبند تا کمربند و کراوات را شامل میشود.
نوروزی میگوید: «ما تلاش کردهایم اصالت سوزندوزی بلوچ را حفظ کنیم اما آن را در قالب امروزی ارائه دهیم؛ چیزی که هم ریشه داشته باشد و هم برای زندگی امروز کاربردی باشد.»
او از شبکهای سخن میگوید که ۱۰ نفر بهصورت مستقیم و حدود ۶۰ نفر غیرمستقیم در آن فعالیت دارند؛ زنانی که هنرشان نسل به نسل منتقل شده است.
مهمترین دغدغهاش چیست؟ بدون مکث پاسخ میدهد: «بیمه. حداقل حق هنرمند این است که پشتوانهای برای آیندهاش داشته باشد. این افراد چشم و وقت و سلامتشان را پای کار میگذارند.»
نوروزی معتقد است که اتصال مستقیم تولیدکننده به بازار و حذف واسطهها میتواند سهم واقعیتری از درآمد را به هنرمندان برساند و انگیزه ماندگاری در این حوزه را تقویت کند.
اسباببازی ایرانی؛ رقابتپذیر اما کمحمایت
در بخش بازی و سرگرمی، محمدی از مجموعه «سرزمین اسباببازی» با بیش از سه هزار قلم کالای ایرانی از حدود ۲۰۰ کارخانه داخلی حضور دارد؛ شورومی که وجه مشترک تمام محصولاتش «ایرانی بودن» است.
او در گفتوگو میگوید: «ما بازیهای ساختنی، چوبی، آموزشی و فکری را بر اساس کیفیت و پیوند با فرهنگ ایرانی انتخاب کردهایم. در برخی محصولات، حتی قابلیت رقابت قیمتی با چین را داریم.»
محمدی تأکید میکند که در بازدیدهای میدانی مشخص شده برخی تولیدات ایرانی تا ۳۰ درصد امکان عرضه ارزانتر در بازارهای خارجی را دارند، اما ضعف شبکهسازی و نبود زیرساخت صادراتی، مانع حضور جدی در بازارهای منطقهای شده است.
به گفته وی، اگر تعامل میان تولیدکنندگان و سیاستگذاران تقویت شود، صنعت اسباببازی میتواند سهمی فراتر از بازار داخلی داشته باشد.
احیای گلیم قشقایی در قاب اقتصاد
حیدری از شرکت «نقشین قشقایی جهاننما» مستقر در پارک علم و فناوری بوشهر، با دستبافتههای قشقایی در جشنواره حضور یافته است؛ آثاری که ترکیبی از تکنیکهای کهن و کاربردهای جدید است.
او میگوید: «ما معماری و نقشهای چند هزار ساله را دوباره در گلیمها زنده کردهایم و برایشان کاربرد جدید تعریف کردهایم. اما اگر اقتصاد پشت این هنر نباشد، زنده نمیماند.»
حیدری با اشاره به اهمیت بازار داخلی و خارجی تأکید میکند که زیرساختهای عرضه و صادرات صنایع فرهنگی نیازمند تقویت جدی است؛ زیرا تولید بدون دسترسی به بازار، زنجیره ارزش را ناقص میگذارد.
بازیهای فکری؛ از شناسایی تا همافزایی
در حوزه بازیهای فکری، امین مختاری رئیس جهاد دانشگاهی هنر و دبیر جایزه ملی بازیهای فکری، از تلاش برای تکمیل زنجیره شناسایی و حمایت سخن میگوید.
او در گفتوگو اظهار میکند: «در کنار المپیک بازیهای فکری دانشجویان، تلاش کردهایم شرکتها و استارتاپهای مستعد را شناسایی و به یکدیگر متصل کنیم تا همافزایی شکل بگیرد.»
به گفته وی، در نخستین دوره این جایزه، دو مجموعه فعال در حوزه بازیهای رومیزی و تعاملی برگزیده شدند و هدف، گسترش این حمایتها در سالهای آینده است.
معماری سبز؛ فرهنگسازی برای آینده
در بخش معماری، خواجویان از واحد فناور مهندسی پدیده نشان پایه انرژی دانشگاه هنر تهران، از ارزیابی طرحهای مرتبط با معماری بومی و توسعه پایدار خبر میدهد.
او میگوید: «رویکرد ما حرکت به سمت معماری پایدار و کاهش مصرف انرژی است. جشنوارههایی از این دست علاوه بر معرفی طرحها، نقش مهمی در فرهنگسازی دارند.»
به باور وی، استمرار این رویدادها و تبدیل ایدههای برگزیده به پروژههای اجرایی، شرط اثرگذاری واقعی جشنواره است.
نخستین جشنواره صنایع خلاق و فرهنگی ایران در چابهار را میتوان آغاز یک گفتوگوی جدی میان «خلاقیت» و «اقتصاد» دانست؛ گفتوگویی که سالها در سطح شعار باقی مانده بود اما اکنون تلاش دارد در قالب شبکهسازی، حمایت نهادی و پیوند با بازار، به مرحله اجرا برسد.
آنچه از دل گفتوگو با فعالان این حوزه برمیآید، نشان میدهد صنایع خلاق کشور با وجود تنوع گسترده و ظرفیت رقابتپذیری در بازارهای داخلی و حتی منطقهای، همچنان با چالشهایی نظیر ضعف زیرساختهای توزیع و صادرات، نبود حمایتهای بیمهای برای هنرمندان، کمبود سرمایه در گردش و فقدان شبکهسازی منسجم مواجه است.
برگزاری این جشنواره در منطقهای مانند چابهار، علاوه بر نمایش توانمندیهای بومی و ملی، حامل این پیام است که اقتصاد فرهنگ میتواند فراتر از مراکز سنتی، در جغرافیای جدیدی نیز شکل بگیرد. با این حال استمرار چنین رویدادهایی، طراحی سازوکارهای حمایتی پایدار و تبدیل ایدههای برگزیده به طرحهای اجرایی، شرط لازم برای عبور از مرحله نمایش به مرحله اثرگذاری است.
صنایع خلاق اگرچه بر پایه هنر، هویت و نوآوری شکل میگیرند، اما برای ماندگاری نیازمند سیاستگذاری دقیق اقتصادی هستند؛ سیاستگذاری که بتواند میان تولیدکننده خلاق، سرمایهگذار و بازار پیوندی پایدار ایجاد کند.
در صورت تحقق این پیوند، اقتصاد فرهنگ میتواند به یکی از پیشرانهای مکمل توسعه کشور تبدیل شود؛ ظرفیتی که چابهار در این چهار روز، تصویری روشن از آن ارائه داد.





