چرخه معیوب حمایت از تیم ملی
بازیکنانی مثل یوسفی، آقاسی، هاشمنژاد، چشمی، علیپور، نعمتی، حسینزاده، نورافکن، علیاری و… نیز برای تیم ملی کشورمان به میدان رفتند که همه این بازیکنان در لیگ برتر فوتبال کشورمان بازی میکنند. در دومین بازی و در مصاف تیم ملی کشورمان با هند همین اتفاق رخ داد و تا دقیقه 60 بازی، بازیکنان شاغل در لیگ برتر حتی نزدیک دروازه هند هم نشدند و این در حالی رخ داد که واقعاً هند حریفی نبود که تیم ملی کشورمان تا دقیقه 60 بازی توان بازکردن دروازه آنها را نداشته باشد که با ورود بازیکنانی مثل طارمی و جهانبخش اوضاع تقریباً متفاوت شد و سه بر صفر برنده بازی شدیم. در سومین بازی و در رویارویی با تاجیکستان باز هم قلعهنویی با بازیکنان لیگ برتری، مصاف با تاجیکیها را شروع کرد اما خیلی زود متوجه شد که با این وضعیت نمیتواند کاری از پیش ببرد و قبل از شروع نیمه دوم دست به تعویض زد تا بتواند از این حریف امتیاز بگیرد و نهایتاً با تساوی بازی را تمام کرد. اگر صادقانه و منصفانه به این سه بازی نگاه کنیم، در وهله اول و قبل از اینکه به تیم ملی انتقاد کنیم باید دستی به سروگوش لیگ برتر بکشیم و متوجه باشیم که بازیکنان شاغل در لیگ برتر فوتبال کشورمان در حالی که دو هفته از بازیهای لیگ برتر را هم پشتسر گذاشتند، چقدر عملکرد ضعیفی داشتند و جالب است که این بازیکنان حتی در دو هفته ابتدایی لیگ برتر هم نتوانستند برای تیمهای باشگاهی خود عملکرد خوبی را ارائه دهند.
به طور حتم بخشی از این ضعف شدید مربوط به باشگاهها خواهد بود که در آمادهسازی بازیکنان ضعیف عمل میکنند، اما فدراسیون و مسئولان فوتبال کشورمان هم در این چرخه معیوب و معکوس خیلی بیتقصیر نیستند، چراکه حمایت واقعی از تیم ملی میتواند در حمایت از داشتن یک لیگ برتر قوی و هدفمند صورت بگیرد و در صورتی تیم ملی قوی و قدرتمندی خواهیم داشت که لیگ برتر فوتبال کشورمان، سطح بالایی از آمادگی بازیکنان و کشف استعدادها را شاهد باشد.