گامهای شجاعانه برای نترسشدن
هیچ یک،من با بزرگ شدن در مزرعهای در استرالیا ساعتهای بیشماری را صرف سوارکاری کردم یا بهتر بگویم یاد گرفتم که چگونه سقوط نکنم. من نه تنها ملکه مسابقه محلی شدم بلکه یک درس بزرگ در زندگی گرفتم: رشد و راحتی نمیتواند راندن همین اسب باشد. این درسی است که برای تمام زندگی صادق است. آنچه که ما بیش از همه میخواهیم همیشه نیازمند زحمتکشیدن و قدمگذاشتن با وجود ترسهای ما از شکست یا سقوط خواهد بود. در نهایت هیچ جایگزین و هیچ راه میانبری برای شجاعبودن وجود ندارد. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که برای همیشه شما را از ترس رها کند. موارد خاصی وجود دارند که شما در طول زمان میتوانید آنها را انجام دهید، و به شما کمک میکنند تا کمتر بترسید و قدرتی را به دست آورید که در هنگام ترس از آن استفاده کنید.
آن را از آن خود کنید: ترسهایتان را به نور بیاورید.
ترس به روانشناسی DNA ما متصل شده است تا در موقعیتهایی که منجر به درد، از دستدادن یا مرگ میشوند خودداری کنیم. مشکل این است که در مدتی که ترس برای حفظ امنیت شما وجود دارد، میتواند شما را بسیار ایمن نگه دارد. به همین دلیل است که شما باید مالک ترسهای خود شوید، تا آنها مالک شما نشوند. کارل یونگ، کارشناس سوئیسی میگوید شما در برابر هرچه مقاومت کنید سماجت خواهد کرد. چیزهایی که ما نمیتوانیم از آن خود کنیم و به آن اقرار کنیم در نهایت راههای خرابکردن موفقیت ما را پیدا خواهند کرد. با انکار ترسهایمان یا فرارکردن از آنها، آنها را در خود عمیقتر کرده و سایه آن را طولانیتر خواهیم کرد. بنابراین مقابله با حقیقت، درباره آنچه که شما را میترساند اولین گام در جهت کسب قدرت است.
آن را تحمل کنید: در فاجعه حکومت کنید.
تخیل ما چیزی شگفتانگیز است. بدون آن زیباترین آثار بشر هرگز به وجود نمیآمدند. وقتی از ترس فرار میکنیم تخیل ما میتواند باعث شود تا ما خودمان را دست کم بگیریم و عواقب منفی احتمالی اقدامات را دست بالا بگیریم. با تبدیل سایهها به هیولاها، تخیل ما میتواند ما را به این باور برساند که در همه طرف ما ترس وجود دارد و فکر کنیم اگر در همان نقطه که هستیم بمانیم جایمان امنتر خواهد بود و اعتماد به نفس ما نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. فاجعهگرایی، تمایل به رفتن به بدترین حالت قضیه است. این عادت وحشتناک است اما شما میتوانید با این تمرین آن را بشکنید. وقتی در حال انجام کاری در خارج از حوزه راحتیتان هستید از خود بپرسید بدترین چیزی که میتواند اتفاق بیفتد چیست؟ با این کار اول خودت را میترسانی و سپس از خودت بپرس که اگر این اتفاق بیفتد چه کار باید بکنم؟ این کار را تکرار کنید. شما متوجه میشوید که اگر بدترین اتفاق بیفتد که اغلب بسیار بعید است، این کار شما را نمیکشد. در عوض شما را به یک سطح کاملا جدید معرفی میکند.
آن را لمس کنید: دوباره به خطر فکر کنید.
ایمن عملکردن میتواند یک رویکرد با خطر زیاد باشد. تصور ما انسانها از ریسککردن و شکستخوردن بسیار وحشتناک است. شما میتوانید ترس از خطر را با فکرکردن به آینده خود لمس کنید و حستان را در سالهای آینده تصور کنید. اگر اجازه دهید ترس، شما را در کارها تضعیف کند هدایت زندگیتان را به دست آن میسپارید. در پایان زندگی اکثر مردم از ریسکهایی که در زندگی نکردند بیشتر پشیمان میشوند تا ریسکهایی که کردند. ایمن عملکردن میتواند تلفاتی را به طور فزاینده بر سلامتی، ثروت، حرفه، روابط و زندگی شما تحمیل کند. «لمسکردن» ترس و آینده خود را همیشه به یاد داشته باشید.
آن را مجسم کنید: به شجاعت ذاتی خود متصل شوید.
ظرفیت بزرگی و ابهت در همه ما وجود دارد. بدون استثنا. برخی از ما برای مدتی طولانی درون یک داستان درباره خودمان زندگی کردهایم و شجاعترین بخش خودمان را فراموش کردهایم. شما به راحتی با خلاصشدن از ترس میتوانید آرامش درونی خود را دوباره به دست آورید. شما میتوانید این کار را اینگونه امتحان کنید:صاف بایستید جوری که انگار یک نخ سر شما را به بالا میکشد. بنابراین شما بلند و قوی میشوید. شانههای خود را به عقب بکشید. یک لبخند آرام روی صورت خود داشته باشید. چانه خود را بالا ببرید و به آرامی به سمت بالا نگاه کنید. عضلات شکمتان را منقبض کنید. پاهایتان را به اندازه عرض شانهها باز کنید. سه نفس عمیق بکشید و احساس کنید دنیا را میتوانید داشته باشید. مشتهای خود را به مدت پنج ثانیه گره کنید و احساس را در آنها ذخیره کنید. حالا به خود دلیرتان متصل شدهاید. قدرت را در لحظه احساس کنید. آن را تصاحب کنید و از آن استفاده کنید.