قدمهایی برای تبدیلشدن به یک محتوانویس حرفهای
هیچ یک،من این روزها وقت کمی به محتوانویسی اختصاص میدهم زیرا به شدت مشغول ادارهکردن دفتر نمایندگی خود هستم. من مجبور شدم تمام نکات بازاریابی و برندسازی را یاد بگیرم تا بتوانم باعث پیشرفت کارخانه «تیلورد» بشوم اما قبل از تاسیس این نمایندگی من به صورت تماموقت برای شرکتهای مختلف محتوانویسی کار میکردم؛ بنابراین همیشه با شنیدن پیامهای کسانی که از من تشکر میکنند و میگویند مطالب من برای کسانی که میخواهند نویسنده حرفهای شوند، الهامبخش و آموزنده است، خوشحال میشوم. به همین دلیل این بار میخواهم به سوال مشترک اکثر خوانندهها پاسخ بدهم؛ چگونه به یک محتوانویس حرفهای تبدیل شدم؟ با خواندن این مطلب شما متوجه میشوید که چگونه بدون هیچ سابقه کاری یا اعتبار، به یک محتوانویس حرفهای تبدیل شدم. در واقع این هفت قدم میتواند برای شروع هر نوع شغل و کسبوکاری مفید باشد:
1- بازار کارتان را به خوبی بشناسید.
اکثر مردم قبل از دیدن آمار و ارقام، تصورات رمانتیکی از نویسندهبودن دارند. مسلم است که باید علایق خود را دنبال کنید اما شما باید درآمد داشته باشید تا بتوانید زندگی کنید. تحقیق کنید و ببینید در هر زمینه چقدر حقوق خواهید داشت. همچنین باید بپذیرید که با انتخاب این شغل شما وارد یک دریای توفانی (پر از رقیب و شرایط سخت) میشوید نه یک دریای آرام و آبی. برای مثال، آیا میدانید میانگین حقوق سالانه خبرنگارها، گزارشگرها و تحلیلگرهای خبر در ایالات متحده 38870 دلار است؟از طرف دیگر نویسندگان فنی 111260 دلار درآمد دارند اما آنها نویسندگان بخشهایی هستند که به احتمال زیاد در آینده نزدیک به وسیله دستگاههای خودکار انجام خواهد شد.چرا من محتوانویسی را انتخاب کردم؟ زیرا در آن زمان محتوانویسی پردرآمدترین شاخه نویسندگی (میانگین 68345 دلار) بود؛ همچنین متوجه شدم به این کار علاقه دارم و همیشه از تبلیغات و شعارهای تبلیغاتی خوب لذت بردهام. من بیشتر طرفدار زبان محاورهای هستم.
2- به خودتان اعتماد داشته باشید.
ممکن است بعضیها باور نکنند اما اعتماد و خودباوری یکی از ضرورتهای موفقیت است. برای مثال، خیلی از افراد از کودکی به این باور رسیدهاند که کارهای خلاقانه مانند نویسندگی، آینده مالی خوبی ندارند؛ بنابراین حتی اگر استعداد و انگیزه کافی هم داشته باشند، از انتخاب نویسندگی حرفهای به عنوان شغل خود وحشت دارند.آنها مطمئن هستند که شکست خواهند خورد، به همین دلیل بدون هیچ تلاشی تسلیم میشوند. شما این کار را نکنید؛ مهارتها، علایق، موقعیت و زمان را در نظر بگیرید و ببینید آیا نویسندهشدن تصمیم عاقلانهای برای شما هست یا خیر. تنها شما میتوانید در این مورد تصمیمگیری کنید.
3- این کار را به صورت آزمایشی انجام دهید.
زمانی که تصمیم گرفتید «بله، من میتوانم این کار را شروع کنم»، باید به دنبال یک موقعیت شغلی باشید. اگر سابقه کاری ندارید، بهترین راه برای آشناشدن با کارتان این است که تصور کنید از مشتری سفارش دارید و یک کار ساختگی انجام دهید.برای مثال اگر میخواهید یک محتوانویس شوید، به نزدیکترین مغازه بروید و متنهای تبلیغاتی چیپسهایشان را بخوانید و سعی کنید آنها را اصلاح کنید. تکالیف ساده دوستان و فامیلهایتان را انجام دهید یا در وبسایتنویسی به آنها کمک کنید. حتی میتوانید کارهایی را با درآمد خیلی کم قبول کنید، زیرا در این مرحله هدف ما درآمدزایی نیست، فقط میخواهیم ببینیم به این کار علاقه داریم یا خیر.
4- آمادگی شکست و انتقادهای فراوان را داشته باشید.
یکی از مهمترین مراحل زندگی یک محتوانویس حرفهای زمانی است که اولین حقوقش را دریافت میکند و اعتماد به نفس زیادی دارد. اما بعد متوجه میشوید که حتی اگر به نویسندگی علاقه دارید و فکر میکنید نویسنده خوبی هستید، ممکن است دیگران با شما موافق نباشند. این یک نقطه حساس است، شما چگونه با شکستها و انتقادها مواجه خواهید شد؟ میتوانید این شکستها را تحمل کنید یا انتظار دارید مردم همیشه شما را تحسین کنند؟زمانی که تصمیم گرفتم یک نویسنده حرفهای باشم، بسیار ترسیده بودم و فکر میکردم با انتخاب این شغل آیندهام را خراب کردهام. در کمال ناامیدی براي چندین شرکت تقاضانامه فرستادم و کارهای دوستان و آشنایان را رایگان انجام دادم. یاد گرفتم که انسانها میتوانند به هر چیزی عادت کنند. اولین انتقادها و شکستها من را وحشتزده کردند، اما پنجاهمین انتقاد چطور؟ من اصلا متوجه آن نشدم زیرا مشغول کارهای دیگر بودم و در واقع اهمیتی نمیدادم.
5- تخصصی کار نکنید، چندین زمینه را امتحان کنید.
اختصاصینوشتن بسیار راحتتر از نوشتن در همه زمینههاست؛ به همین دلیل بعضی محتوانویسان فقط برای دندانپزشکان و بعضی دیگر فقط برای شرکتها کار میکنند. اما نیاز نیست که در ابتدا زمینه کاری خود را انتخاب کنید، در واقع بهتر است این کار را نکنید.برای مشتریهای مختلف در زمینههای متفاوت کار کنید تا متوجه شوید به کدام زمینه علاقه بیشتری دارید، کدام زمینه مشتریان بیشتری دارد و کدام زمینه پرمنفعتتر است؛ سپس انتخاب کنید.
6- کارتان را تبلیغ کنید.
هر چه با مشتریهای بیشتری کار کنید، متوجه خواهید شد که اکثر مردم به سابقه نویسندگی و کارهای قبلی شما اهمیتی نمیدهند، آنها با توجه به دو نکته شما را انتخاب میکنند: 1) از شما خوششان بیاید. 2) نظرات و نوشتههای خوبی در مورد شما وجود داشته باشد (چه از کسی بشنوند، چه در اینترنت بخوانند). به همین دلیل شما باید بتوانید کارتان را تبلیغ کنید. اکثر نویسندهها در این مورد ضعیف هستند. ما فکر میکنیم نوشتههای ما و سوابق کاریمان تبلیغ ما هستند اما امروزه مشتریها اینگونه تصمیم نمیگیرند.
7- آیا به اين كار به اندازهي علاقه دارید که بتوانید آن را تماموقت انجام دهید؟
حتی اگر اسمتان در ابتدای نوشتههایتان نباشد، باز هم این نوشته شماست که منتشر میشود؛ شما میتوانید به خودتان افتخار کنید زیرا این آرزوی همه نویسندگان مشتاق است. بسیاری از نویسندگان در همین نقطه توقف میکنند و به کار تماموقت دیگری میپردازند و هر زمان علاقه داشتند مینویسند. اما شاید علاقه شما فراتر از حد معمول باشد و بخواهید یک نویسنده تماموقت باشید زیرا این رویای شماست. به هر حال تصمیم با شماست.از تلاشنکردن بیشتر بترسید:من قبل از اینکه راه خودم را پیدا کنم، برای شرکتهای مختلفی کار کردم و شرایط متفاوتي را تجربه کردم. احساسات و اعتماد به نفسم بسیار متغیر بود و حس میکردم باید تسلیم شوم؛ اما نشدم زیرا نویسنده حرفهای بودن از کودکی رویای من بود. فرقی نمیکند به چه کاری علاقه دارید، از همین امروز تلاش کنید و سعی کنید به آن دست پیدا کنید.