اینستاگرام را به بهترین منبع برای یافتن مشتریانی عالی تبدیل کنید
هیچ یک،اینستاگرام؟ برای کسبوکارم؟ شوخی میکنید؟زمانی که میخواستم در مورد شبکههای رو به رشد اجتماعی و تاثير آنها بر بازگشت سرمایه کسبوکار تحقیق کنم، چنین سوالاتی را از خود پرسیدم. امیدوار بودم همانطور که در کتاب «دستورالعمل نهایی برای استفاده از اینستاگرام در کسبوکار» خوانده بودم، بتوانم از این پلتفورم در این راستا استفاده کنم. البته صادقانه بگویم، مطمئن نبودم که این کار اصلا کار درستی باشد. اولین مشکلی که با آن برخورد کردم، این بود که اینستاگرام فقط اجازه قراردادن یک لینک را در کل حساب کاربری به شما میدهد که در قسمت بیوگرافی قرار میگیرد. این بدان معناست که نمیتوان در هرکدام از پستها یک لینک قابل کلیک قرار داد و باید محتوایی ایجاد کرد که نه تنها با مخاطبان ارتباط برقرار کند، بلکه کاری کند تا آنها شما را دنبال کنند.متوجه شدهام که بیشتر مدیران کسبوکار در تمرکز روی آن محتوا و پیامرسانی و چگونگی ارتباط آن با رشد کسبوکارشان مشکل دارند. متاسفانه بیشتر کسبوکارها به اشتباه متوجه این قضیه شده و دچار یکی از این دو مشکل شدهاند:
1-اسپمگذاری
متاسفانه بسیاری از کسبوکارها جوری میخواهند با مشتری ارتباط برقرار کنند که گویی میخواهند در اولین دیدار از طرف خواستگاری کنند! آنها پشت سر هم در مورد محصولات، برنامهها و خدماتشان پست میگذارند و اصلا اهمیتی نمیدهند که مشتری چه توقع و چه خواستههایی دارند.
2-محتوای بچگانه
بقیه کسبوکارها اشتباهی درست برعکس انجام میدهند و هیچ تلاشی نمیکنند تا مخاطب را به مشتری تبدیل کنند. آنها به طور مرتب محتوایی را به اشتراک میگذارند اما هیچ کاری نمیکنند تا بتوانند از طریق مخاطبان خود در شبکه اجتماعی بازگشت سرمایهای داشته باشند. این کار هم مانند این است که مدتها با کسی نامزد باشید، اما هیچگاه به او پیشنهاد ازدواج ندهید! نه تنها ازدواج نخواهید کرد، بلکه اگر شخص دیگری با تصمیمی راسختر پیش بیاید، تنها شوید.
اگر مسیر مشخصی برای کسبوکار نداشته باشید و ندانید که چرا شخصی باید از شما خرید کند، نمیتوانید فروشی داشته باشید. فالوئرهايتان نیز به سراغ کسی یا چیزی میروند که نیازهایشان را برآورده کند.
مشتریان احتمالیتان واقعا چه میخواهند؟
حقیقت این است که چه متوجه این قضیه باشید یا خیر، هدف مشخصی دارید. ماموریتی دارید. وظیفه شماست که آنهایی را که به شما نياز دارند بیابید تا بتوانید دردشان را درمان کنید. شما وظیفهای اخلاقی بر دوش دارید. زمانی که به خوبی از پس این وظیفه برآیید، این فرآیند به رابطهای طولانیمدت با مشتری تبدیل خواهد شد.ایجاد چنین روابطی کار دشواری نیست؛ به ویژه به کمک پلتفورمی به نام اینستاگرام. با ارائه ارزش شروع کنید، اعتمادسازی کنید و سپس درخواست فروش کنید.
چیزی که من متوجه آن شدهام این است که استفاده از اینستاگرام به عنوان شروع کار، روش کارآمدي برای ایجاد جایگاه تخصصی برای خود و جذب مشتریان احتمالی است. اما در ابتدا باید محتوایی کاملا مرتبط به مشتری احتمالی و نیازهای او تولید کنید.
مشتریان به چه چیزی اهمیت میدهند؟
واقعیت این است که کسی به محصولات، خدمات یا برنامههای شما کاری ندارد. چیزی که برای مشتریان اهمیت دارد، این است که مزایا و راهحلهای ارائهشده از طريق محصولات، خدمات یا برنامههای شما زندگیشان را بهتر کند. متمرکزشدن روی چیزی که برای آنها اهمیت دارد، یعنی بهترکردن زندگیشان، امری ضروری است. به اين ترتيب مشتریان وفاداری به دست خواهید آورد که همیشه از شما خرید خواهند کرد.
حالا بیایید وقت بگذاریم و ببینیم که مشتری ايدهآل شما در طول روز به چه چیزهایی فکر میکند؟ چه چیزی باعث اضطرابشان میشود؟ مدام آرزو میکنند که چه چیزی تغییر پیدا کند؟ چه چیزی مانع خواب شبانهشان میشود؟ قبل از آنکه کمپین بازاریابی اینستاگرامی خود را شروع کنید، به این سوال پاسخ دهید: مشتری احتمالیتان چگونه این جمله را کامل میکند: «چه میشد اگر…؟»
به عنوان مثال، مراجعهکنندگان مشاغل زیر چنین آرزوهایی دارند:
مراجعهکننده موسسه کاریابی: چه میشد اگر شغل مناسبي داشتم که از انجام دادنش لذت میبردم…
مراجعهکننده باشگاه ورزشی: چه میشد اگر میتوانستم چربیهایم را آب کنم تا دیگر اینقدر خجالت نکشم…
مراجعهکننده مشاور مالی: چه میشد اگر میتوانستم بدون دغدغه مالی همسرم را به سفر ببرم…
مراجعهکننده بنگاه مسکن: چه میشد اگر میتوانستم خانهام را به قیمت خوبی بفروشم و به محله نوههایم اسبابکشی کنم…
مراجعهکننده من: چه میشد اگر میتوانستم قدرت فروش بیشتر و مشتریان بیشتری داشته باشم، به افراد بیشتری کمک کنم و کسبوکارم رشد کند تا آزادی مالی را به همسر و فرزندانم هدیه دهم.
من در صفحه اینستاگرام خودم سعی میکنم محتوایی تولید کنم که بر انگیزه و ذهنیت شخصی برای رشد کسبوکار متمرکز است و گهگاهی نیز نکات ریز اما مهمی را به کاربران یادآوری میکنم. پستهای من به نیاز مخاطبانم برای به دستآوردن مشتریان احتمالی شایسته، تبدیلکردن آنها به مشتری واقعی و سپس کسب ثروت از این راه گره خورده است. اگرچه به سختی میتوان به ذهن مشتری رسوخ کرد. ما آنقدر عادت کردهایم که روی محصولات، برنامهها و خدمات خودمان متمرکز باشیم که اغلب قدرت بازاریابیمان را صرف خودمان میکنیم، نه مشتری!
به ذهن مشتری رسوخ کنید
روش کارآمدي برای درک ذهنیت مشتری ايدهآلتان این است که نامهای از طرف آنها به خودتان بنویسید. در این نامه از قول مشتری کاملا به مشکلات فعلی و تاثير آنها بر رفاه احساسی او بپردازید. از حقایق بگذرید و به احساسات برسید. مطمئن شوید که جمله «چه میشد اگر…» را کامل کنید. این کار شما را با ذهنیت مشتری آشنا میکند و باعث میشود بیاموزید که نباید همیشه روی پیشنهادهاي خودتان کار کنید.تایمری برای ده دقیقه بگذارید و این نامه را برای خودتان بنویسید. تایمرگذاشتن را فراموش نکنید زیرا هم من و هم شما میدانیم که اگر خودتان را وادار به انجام این کار نکنید، چنین کاری انجام نخواهید داد (پس از پایان کار میتوانید به خود پاداش بدهید).شاید کار سختی باشد که بخواهید کارتان را در اینستاگرام شروع کنید، اما قبل از آن خودتان را مجبور كنيد چنین نامهای بنویسید. اما این کار برای موفقشدن در این عرصه ضروری است. اگر قبل از تولید محتوا بتوانید وارد ذهن مشتری بشوید، مزیتی خواهید داشت که به رشد کمپین بازاریابیتان کمک خواهد کرد. زمانی که به نیازها و خواستههای واقعی مشتریتان پی بردید، میتوانید رویکرد خوبی برای بازاریابی و فروش در پیش بگیرید.