گسترش فعالیت برنامهسازان و سریالسازان در شبکه نمایش خانگی میطلبد که دایره ماموریتهای ساترا و خلاء قانونی آن شفافتر شود تا تعامل بهتری با سازندگان آثار و صاحبان پلتفرمها داشته باشد.
به گزارش هیچ یک ، بهتازگی جمعی از فعالان شبکه نمایش خانگی و پلتفرم ها، با ارسال نامهای به مسعود پزشکیان رئیسجمهور، نسبت به وضعیت تنظیمگری پلتفرمهای این حوزه ابراز نگرانی کردند و خواستار واگذاری مسئولیت تنظیمگری فرهنگی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدند. این اتفاق باعث شد یک بار دیگر چالش های پیش روی ساترا را به عنوان نهاد تنظیم گر مرور کنیم.
تلاش برای تغییر زمین بازی از ساترا به ارشاد
هیئتمدیره انجمن صنفی شرکتهای نمایش ویدیویی برخط، در این نامه نسبت به آنچه «وضعیت نابسامان تنظیمگری در عرصه پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی» خواندهاست، ابراز نگرانی کرده بودند. در بخشی از این نامه آمده است: «استمرار وضعیت موجود در فرآیند تنظیمگری و صدور مجوزهای تولید و پخش از سوی سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا)، فعالیت حرفهای، سرمایهگذاری و اشتغال بخش قابلتوجهی از فعالان این حوزه را با اختلال و بلاتکلیفی مواجه کرده و به عاملی برای دلسردی و کوچ بسیاری از تولیدکنندگان به سوی شبکههای ماهوارهای، پلتفرمهای خارجی و تولیدات زیرزمینی بدل شده است.
در ادامه این نامه نیز تأکید شده است: ما معتقدیم تنظیمگری در عرصه فرهنگ باید بر عهده نهاد پاسخگو و متولی فرهنگ باشد، نه صداوسیما که خود رقیب این صنعت است.
این مطالبه صنفی، بار دیگر بحث درباره جایگاه ساترا، حدود اختیارات این سازمان و متولی مناسب برای تنظیمگری شبکه نمایش خانگی را به فضای رسانهای بازگرداند؛ بحثی که در سالهای گذشته، همزمان با گسترش پلتفرمها و افزایش تولیدات تصویری در فضای مجازی، بارها مطرح شده است. این جایگاه در سال های اخیر به ساترا سپرده شده است و شاید تغییر و جا به جایی امر نظارت از نهادی به نهاد دیگر صرفا به فرسایشی شدن این اتفاق دامن بزند و بلاتکلیفی شبکه نمایش خانگی را طولانی تر کند. با این حال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ساترا در سال های گذشته نتوانستند بر سر شبکه نمایش خانگی به یک وحدت فکری بر سر نمایش خانگی برسند. دعوا بر سر نظارت بیشتر هم به یک چالش فرسایشی تبدیل شده است که هر از گاهی با یک موضع گیری جدید سر باز می کند.
ضرورت وجود نهاد ناظر؛ مسئلهای فراتر از اختلاف بر سر متولی
تردیدی نیست که گسترش شبکه نمایش خانگی و تولید محتوای تصویری در فضای مجازی، به وجود سازوکاری برای نظارت و تنظیمگری نیاز دارد. افزایش شمار پلتفرمها، تنوع آثار و گستردگی مخاطبان، ضرورت وجود نهادی را که بتواند بر رعایت قواعد فعالیت، حقوق مخاطبان و الزامات فرهنگی و حرفهای این حوزه نظارت کند، بیش از گذشته آشکار کرده است.
در حال حاضر، ساترا مسئولیت تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر را در ساختار رسمی کشور بر عهده دارد. بنابراین، فارغ از اختلافنظرها درباره متولی مناسب این حوزه، یکی از مطالبات اساسی از این سازمان، ایفای مؤثر، شفاف و پاسخگوی مسئولیتهای نظارتی آن است. مسئله این نیست که آیا باید نهادی بر این عرصه نظارت کند یا خیر؛ بلکه پرسش مهمتر آن است که این نظارت با چه سازوکاری، بر اساس کدام قانون و با چه میزان شفافیت و پاسخگویی انجام میشود.
خلأ قانونی و چالشهای ساترا
تقریبا آذر سال گذشته بود که از طرحی با عنوان «طرح قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی» در مجلس صحبت شد و قرار بود به سرانجامی برسد. حتما هر طرحی که بتواند به قانونی منسجم و شفاف برای نظارت بر شبکه نمایش خانگی و تدوین دستورالعمل ها بینجامد به ضمانت اجرایی ماموریت های ساترا کمک می کند. تعیین تکلیف قانونی جایگاه ساترا میتواند به روشن شدن حدود اختیارات این سازمان و کاهش ابهامهای موجود در رابطه میان نهاد ناظر، پلتفرمها و تولیدکنندگان محتوا کمک کند.
حتی این قانونمند شدن می تواند چالشها و ابهاماتی را که گاهی محل بحث قرار می گیرد شفاف تر کرده و رفع کند. چالشی مانند تعارض منافع که جزو مسائل اولیه برخی پلتفرم ها بوده است قطعا مسئله لاینحلی نیست و این سال ها با صدور مجوز تولید برای برنامه ها و سریال های مختلف، این مساله مدیریت شده است اما نیازمند تعامل بیشتری است. نحوه تصمیمگیری، شفافیت در صدور مجوزها و سازوکار رسیدگی به اعتراضات، از جمله موضوعاتی است که هر از گاهی برای برنامه سازان و سریال سازان محل بحث بوده است و با به کارگیری چهره های باسابقه در شوراهای صدور مجوز تولید و انتشار که عمری در این عرصه فعالیت کرده اند به خوبی مدیریت شده است.
نگاهی به نظارت فراتر از ممیزی
یکی از مطالبات قابل طرح در این حوزه، توسعه دامنه نظارت از محتوای آثار به نحوه فعالیت و خدمات پلتفرمهاست. نظارت بر نظم در انتشار قسمتهای سریالها، عرضه آثار بدون اختلال، شفافیت در اطلاعرسانی درباره چالش ها و رعایت حقوق کاربران، میتواند بخشی از مسئولیتهای مورد انتظار از نهاد تنظیمگر باشد.
هر چند این مطالبات نافی ماموریت های ساترا نیست و شاید یکی از مهمترین اقدامات این سازمان در چند وقت اخیر کمرنگ شدن استعمال دخانیات در سریال ها بوده است که در گذشته شاهد بودیم به جذاب ترین شکل ممکن در دست قهرمانان سریال ها استعمال سیگار تصویر می شد اما در یک سال اخیر بسیار کمرنگ شده است.
با این حال نیاز است که ساترا در موارد دیگری غیر از مسائل محتوایی هم ورود کند. هزینه اشتراک پلتفرمها و تناسب خدمات ارائهشده با مبلغ پرداختی مخاطبان نیز از موضوعاتی است که نمیتوان آن را از بحث تنظیمگری خدمات رسانهای جدا دانست. همچنین، نحوه عرضه فصلهای مختلف سریالها و اطلاعرسانی درباره توقف یا تغییر زمان پخش آثار، از منظر حقوق مخاطب نیازمند قواعد روشنتری است.
البته کیفیت هنری و پایانبندی سریالها در درجه نخست به سازندگان و گروه تولید مربوط میشود، اما شفافیت در نحوه عرضه و اعلام وضعیت آثار، میتواند در چارچوب مسئولیتهای خدماتی و حقوق مخاطب مورد توجه قرار گیرد.
در حال حاضر ساترا متولی تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر است و انتظار میرود بهجای آنکه صرفاً هنگام بروز اختلاف یا توقف یک برنامه در کانون توجه قرار گیرد، درباره عملکرد خود در ایجاد نظم، تسهیل فعالیتهای قانونی و صیانت از حقوق مخاطبان نیز پاسخگو باشد.
در نهایت، وجود نهاد ناظر برای شبکه نمایش خانگی ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این ضرورت، مطالبه برای اصلاح سازوکارهای نظارتی را منتفی نمیکند. اگر قرار است ساترا همچنان این مسئولیت را بر عهده داشته باشد، باید با پشتوانه قانونی روشنتر، شفافیت بیشتر و توجه جدیتر به مسائل صنفی و حقوق مخاطبان، جایگاه خود را در ساختار تنظیمگری کشور تثبیت کند.