طبیعت هر روز خدماتی به انسان ارائه میدهد که بخش قابل توجهی از آنها در محاسبات اقتصادی دیده نمیشوند، از تصفیه آب و کنترل سیلاب گرفته تا جذب کربن، تولید غذا، گردهافشانی و حفظ تنوع زیستی. ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی تلاش میکند ارزش این خدمات نامرئی را به زبان اعداد و اقتصاد ترجمه کند تا در تصمیمگیریها، برنامهریزی و تخصیص منابع، طبیعت دیگر یک دارایی رایگان و بیحساب تلقی نشود.
گروه جامعه هیچ یک – جنگل، تالاب، رودخانه، دریا و حتی خاک، تنها عناصر طبیعی یک سرزمین نیستند، بلکه بهطور مستمر خدماتی ارائه میکنند که زندگی انسان و بخشهای مختلف اقتصاد به آنها وابسته است. با این حال، بسیاری از این خدمات در بازار خرید و فروش نمیشوند و به همین دلیل، ارزش آنها در محاسبات اقتصادی و تصمیمگیریهای توسعهای کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
اینجاست که مفهوم ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی اهمیت پیدا میکند، رویکردی که تلاش دارد میزان منافعی را که اکوسیستمها به جامعه ارائه میکنند، برآورد کند و نشان دهد تخریب یا از دست رفتن این خدمات چه هزینههایی را به جامعه تحمیل خواهد کرد.
به بیان ساده، ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی یعنی بررسی اینکه طبیعت چه خدمات و منافعی برای زندگی انسان و فعالیتهای اقتصادی فراهم میکند، حتی اگر این خدمات مستقیماً در بازار خرید و فروش نشوند. برای مثال، یک تالاب تنها یک پهنه آبی نیست؛ بلکه میتواند در تصفیه آب، کنترل سیلاب، تأمین زیستگاه برای ماهیها و پرندگان، توسعه گردشگری و جذب و ذخیره کربن نقش داشته باشد.
در ارزشگذاری اقتصادی تلاش میشود برای این منافع، بر اساس روشهای علمی و دادههای موجود، یک ارزش اقتصادی برآورد شود. برای نمونه، اگر یک تالاب به واسطه ظرفیت طبیعی خود موجب کاهش خسارت ناشی از سیلاب در یک منطقه شود، میتوان برآورد کرد که این خدمت چه میزان از هزینههای احتمالی واردشده به جامعه جلوگیری کرده است.
همین رویکرد درباره جنگلها نیز قابل استفاده است. برای مثال، فرض کنیم جنگلی در بالادست یک شهر با جذب بخشی از آب بارندگی و کاهش فرسایش خاک، از وقوع بخشی از خسارتهای ناشی از سیلاب و همچنین هزینههای رسوبزدایی جلوگیری کند. اگر بر اساس یک مطالعه علمی مشخص شود که این مهم، در مجموع سالانه از خساراتی معادل ۱۰۰ میلیارد تومان جلوگیری کرده است، میتوان گفت ارزش اقتصادی برآوردشده این خدمت جنگل در آن سال حدود ۱۰۰ میلیارد تومان است. این رقم صرفاً یک مثال فرضی برای توضیح مفهوم ارزشگذاری است و در مطالعات واقعی باید بر اساس دادهها و روش مناسب محاسبه شود.
نکته مهم این است که ارزشگذاری اقتصادی به معنای قیمتگذاری طبیعت یا قابل فروش کردن آن نیست، بلکه ابزاری برای وارد کردن ارزش خدمات اکوسیستم به فرآیند تصمیمگیری اقتصادی است. به زبان ساده، میتوان گفت ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی یعنی بررسی کنیم اگر اکوسیستم این خدمات را به ما ارائه نمیکرد، جامعه برای تأمین آنها چه میزان هزینه باید پرداخت میکرد یا با چه میزان خسارت مواجه میشد.
از این منظر، ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی میتواند زبان مشترکی میان اقتصاد و محیط زیست ایجاد کند و نشان دهد حفاظت از طبیعت صرفاً یک هزینه یا الزام زیستمحیطی نیست، بلکه میتواند نوعی سرمایهگذاری برای کاهش هزینههای آینده، حفظ سرمایههای طبیعی و استمرار منافع اقتصادی و اجتماعی باشد.
بر همین اساس، در سالهای اخیر جایگاه سرمایههای طبیعی در اقتصاد و توسعه پایدار بیش از گذشته مورد توجه سیاستگذاران و برنامهریزان قرار گرفته است. به طوری که از سال ۱۳۸۶ و همزمان با اجرای قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، ارزشگذاری منابع پایه محیط زیست کشور با رویکرد خدمات اکوسیستمی و بهصورت اکوسیستممحور، در دستور کار دفتر اقتصاد محیط زیست و توسعه پایدار وقت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت.
در همین زمینه با الناز کیوانی مدیر دفتر اقتصاد و فناوری محیطزیست سازمان حفاظت محیط زیست، درباره مفهوم و اهمیت ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، کاربردهای آن در اقتصاد و برنامهریزی کشور، ارتباط آن با حسابداری سبز، نقش این رویکرد در کاهش تعارض میان محیط زیست و توسعه و همچنین اقدامات و برنامههای سازمان حفاظت محیط زیست در این حوزه گفتوگو کردهایم.
ابتدا بفرمایید منظور از خدمات اکوسیستمی چیست و چرا ارزشگذاری اقتصادی این خدمات اهمیت دارد
کیوانی گفت: اکوسیستمها طیف گستردهای از خدمات را بهصورت مستقیم و غیرمستقیم ارائه میکنند که برای انسان و جامعه منافع ایجاد میکنند؛ از تأمین غذا، آب شیرین و گیاهان دارویی گرفته تا تنظیم اقلیم، کنترل سیلاب و فرسایش، پالایش آب، گردهافشانی و همچنین ارائه خدمات فرهنگی، تفریحی و معنوی.
بخش قابلتوجهی از این خدمات در سازوکارهای متعارف اقتصادی، بازار مستقیم و قیمت بازاری مشخص ندارند؛ در نتیجه، ممکن است ارزش واقعی آنها در تصمیمهای اقتصادی، برنامههای توسعه و فرآیند تخصیص منابع بهطور کامل مورد توجه قرار نگیرد. ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی تلاش میکند این خدمات را شناسایی و اندازهگیری کرده و ارزش اقتصادی آنها را برآورد کند تا نقش و اهمیت سرمایه طبیعی در سیاستگذاری، برنامهریزی و تخصیص منابع در کشور آشکارتر و قابل سنجشتر شود.
ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، با هدف شناسایی و برآورد ارزش اقتصادی این خدمات، میتواند زمینه ورود نظاممند ملاحظات محیطزیستی به فرآیندهای اقتصادی و برنامهریزی کشور را فراهم کند. این رویکرد، ضمن کمک به آشکار شدن هزینههای تحمیلشده به محیط زیست و ارزش اقتصادی حفاظت از اکوسیستمها، میتواند در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز آثار و کاربردهای قابل توجهی داشته باشد.
سازمان حفاظت محیط زیست نیز طی سالهای گذشته، با اجرای طرحهای ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی در استانهای مختلف کشور، در مسیر ایجاد یک پایگاه داده منسجم برای شناخت و برآورد ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی گام برداشته است. با نزدیک شدن به تکمیل این مطالعات و حرکت به سمت یکپارچهسازی نتایج، تلاش میشود این اطلاعات از سطح مطالعات تخصصی فراتر رفته و به ابزارهایی کاربردی برای سیاستگذاری، برنامهریزی و تصمیمگیری اقتصادی و محیطزیستی تبدیل شود.
سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه چه اقداماتی انجام داده است
از سال ۱۳۸۶ و همزمان با اجرای قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، ارزشگذاری منابع پایه محیط زیست کشور با رویکرد خدمات اکوسیستمی و بهصورت اکوسیستممحور، در دستور کار دفتر اقتصاد محیط زیست و توسعه پایدار وقت قرار گرفت.
از سال ۱۳۸۶ تا پایان سال ۱۳۹۹، تعداد ۲۵ اکوسیستم حساس، معادل حدود ۲ درصد از مساحت کشور، مورد ارزشگذاری قرار گرفت. با توجه به زمانبر بودن مطالعات اکوسیستممحور و عدم تناسب سرعت اجرای آنها با نیازهای روزافزون برنامهریزی و توسعه کشور، از سال ۱۴۰۰ رویکرد دفتر به سمت اجرای طرحهای مکانمحور و تهیه نقشه ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی در محدوده استانهای کشور تغییر کرد.
در همین راستا، طرحهای ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی در ۶ استان از جمله کرمان، قزوین، لرستان، کردستان، سمنان و خراسان جنوبی اجرا شد و مساحت ارزشگذاری شده از حیث خدمات اکوسیستمی از حدود ۲ درصد به ۳۰ درصد در پایان سال ۱۴۰۱ افزایش یافت.
در حال حاضر نیز طرحهای مشابه در ۲۵ استان کشور، با پیشرفتهای متفاوت و میانگین پیشرفت حدود ۹۰ درصد، در حال اجرا یا اتمام هستند. هدف از این اقدامات، ایجاد یک پایگاه اطلاعات مکانی از ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی و فراهم کردن امکان بهکارگیری این دادهها در برنامهریزی، آمایش سرزمین، ارزیابی طرحهای توسعهای و تصمیمگیریهای محیطزیستی و اقتصادی است.
برنامههای آتی دفتر اقتصاد و فناوری محیط زیست چه خواهد بود
بر اساس جزء (۱) بند (ث) ماده (۲۲) قانون برنامه هفتم پیشرفت، سازمان حفاظت محیط زیست در سه حوزه ارزشگذاری اقتصادی منابع زیستمحیطی، تعیین هزینه خسارات زیستمحیطی و تعیین نحوه تخصیص آن برای طرحهای زیستمحیطی دارای تکلیف است.
در زمینه ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، همانطور که اشاره کردم، طرحهای ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی استانها رو به اتمام هستند و برنامهریزی لازم برای یکپارچهسازی نتایج آنها انجام شده است.
نتایج این طرح یکپارچهسازی، مبنای ایجاد پایگاه داده ارزش خدمات اکوسیستمی و تعیین شاخص ارزش سالانه خدمات اکوسیستمی به ازای واحد سطح و نوع اکوسیستم خواهد بود. همچنین، تهیه اطلس ملی ارزش خدمات اکوسیستمی با قابلیت بهروزرسانی، از جمله بهروزرسانی ارزشهای پولی متناسب با تغییرات نرخ تورم، افزودن لایههای جدید خدمات اکوسیستمی و بهروزرسانی لایههای موجود، از دیگر برنامههای دفتر است.
در زمینه تعیین خسارات و هزینههای محیطزیستی ناشی از توسعه نیز، برای نخستینبار و در راستای اجرای تکلیف مقرر در قانون برنامه هفتم پیشرفت، پروژههای توسعهای اولویتدار انتخاب و خسارات و هزینههای محیطزیستی ناشی از اجرای آنها برآورد خواهد شد.
همچنین، تدوین دستورالعملها، طراحی و استقرار بازار کربن و سایر برنامههای مرتبط با اقتصاد محیط زیست در دستور کار قرار دارد.
در مجموع، رویکرد دفتر اقتصاد و فناوری محیط زیست این است که نتایج پژوهشها از مرحله تولید گزارشهای تخصصی عبور کرده و به شاخصها و ابزارهای کاربردی برای مدیران، سیاستگذاران و برنامهریزان تبدیل شوند.
ارزشگذاری اقتصادی چه تفاوتی با قیمتگذاری دارد
این دو مفهوم یکسان نیستند. قیمت معمولاً در بازار و بر اساس سازوکار عرضه و تقاضا و در فرآیند مبادله یک کالا یا خدمت شکل میگیرد، در حالی که بسیاری از خدمات اکوسیستمی اساساً بازار مشخص و قیمت بازاری ندارند.
در ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، تلاش میشود ارزش اقتصادی خدمات و منافع اکوسیستم، چه دارای بازار و چه فاقد بازار مستقیم، با استفاده از روشهای علمی و اقتصادی برآورد شود. در مورد خدماتی که بازار مستقیم ندارند، میتوان از روشهایی استفاده کرد که ارزش منافع آنها را از طریق رفتار، هزینهها یا ترجیحات افراد و جامعه برآورد میکنند. برای مثال، در برخی روشها با ارائه یک بازار یا سناریوی فرضی، تمایل افراد به پرداخت برای حفظ یا استفاده از یک خدمت اکوسیستمی مورد سنجش قرار میگیرد.
به بیان دیگر، ارزشگذاری اقتصادی به دنبال تعیین قیمت بازار برای اکوسیستم نیست؛ بلکه ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستم را شناسایی، اندازهگیری و برآورد میکند.
در ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، چه چیزی ارزشگذاری میشود
این نکته بسیار مهم است. در ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، موضوع اصلی، برآورد ارزش اقتصادی خدماتی است که اکوسیستم مورد مطالعه طی یک دوره زمانی مشخص، معمولاً یک سال، به جامعه ارائه میکند، نه تعیین ارزش اقتصادی خود اکوسیستم.
به بیان دیگر، هدف آن نیست که برای مثلاً یک تالاب، عددی به عنوان «مجموع ارزش موجودی دارایی و خدمات» تعیین شود، بلکه ارزش اقتصادی خدمات و منافعی که آن تالاب طی دوره زمانی مشخص به جامعه ارائه میکند، برآورد میشود.
البته در مطالعاتی که هدف، برآورد ارزش اقتصادی دارایی اکوسیستم و جریان خدمات آن است، بسته به هدف مطالعه، ممکن است ارزش موجودی دارایی و ارزش جریان خدمات، هر یک بهصورت جداگانه برآورد شوند. همچنین، در مواقعی که یک اکوسیستم یا دارایی محیطزیستی دچار آسیب یا تخریب شده باشد و هدف، برآورد کاهش ارزش دارایی و ارزش خدمات از دسترفته باشد، ممکن است ارزش موجودی دارایی و ارزش جریان خدمات از دسترفته، در دوره زمانی متناسب با نوع و ماهیت خسارت، برآورد شود. در این محاسبات، عواملی مانند حساسیت محیطزیستی منطقه، شدت و گستره اثر، میزان و مدت آسیب و همچنین امکان و زمان احیای اکوسیستم مورد توجه قرار میگیرد.
بنابراین، باید میان ارزش اقتصادی جریان خدمات اکوسیستمی در یک دوره زمانی مشخص، ارزش اقتصادی موجودی دارایی اکوسیستم و ارزش خدمات از دسترفته در اثر آسیب یا تخریب تفاوت قائل شد. این تفکیک، مبنای مهمی برای انتخاب روش مناسب ارزشگذاری و تفسیر صحیح نتایج مطالعات است.
مهمترین کاربرد نتایج ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی چیست
کاربردهای نتایج ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی بسیار گسترده است. این نتایج میتوانند در حسابداری سبز، تهیه اسناد ملی و استانی آمایش سرزمین، تخصیص بهینه منابع، کاهش تعارضهای میان اهداف محیطزیستی و توسعهای، طراحی سازوکارهای پرداخت برای خدمات اکوسیستمی و همچنین توسعه راهکارهای مبتنی بر طبیعت مورد استفاده قرار گیرند.
در واقع، ارزشگذاری اقتصادی کمک میکند منافع و هزینههای محیطزیستی در کنار سایر ملاحظات اقتصادی و اجتماعی در فرآیند تصمیمسازی و سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرند. به این ترتیب، ارزش خدماتی که اکوسیستمها به جامعه ارائه میکنند در طرحها و فعالیتهای توسعهای نادیده گرفته نمیشود و تصویر اقتصادی تصمیمهای مرتبط با محیط زیست، واقعیتر و جامعتر خواهد شد.
ارتباط ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی با حسابداری سبز چیست
یکی از مسیرهای مهم استفاده از نتایج ارزشگذاری، توسعه سیستمهای حسابداری محیط زیستی- اقتصادی است. در سیستم حسابداری محیط زیستی – اقتصادی سازمان ملل متحد – حساب های تجربی اکوسیستمی، جداول عرضه و مصرف، برای توصیف جریان خدمات اکوسیستمی مورد استفاده قرار می گیرند. ساختار این جداول بر اساس نوع خدمات اکوسیستمی ایجاد می شود. حساب ها، ابتدا بر حسب واحدهای فیزیکی و سپس، برحسب واحدهای پولی تدوین می شوند، در این چارچوب، خدمات اکوسیستمی جریان منافع حاصل از دارایی های اکوسیستم به سمت واحدهای اقتصادی را نشان می دهند.
بنابراین، نتایج ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی میتواند بهعنوان یکی از دادههای مهم مورد استفاده در تکمیل حسابهای اکوسیستمی و انعکاس ارزش اقتصادی این خدمات در نظام حسابداری محیطزیستی – اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
با توجه به اینکه در حال حاضر به سطح قابلقبولی از دادهها و مطالعات در زمینه ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی در کشور دست یافتهایم، نشستها و هماهنگیهای دوجانبه با مرکز آمار ایران برای تعیین چارچوب، سازوکار و نحوه ورود نتایج به حسابهای ملی آغاز شده است. هدف این است که اطلاعات مربوط به خدمات اکوسیستمی و ارزش اقتصادی آنها، بهصورت نظاممند در فرآیند حسابهای ملی و محیطزیستی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
آیا ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی میتواند در کاهش تعارض میان محیط زیست و توسعه مؤثر باشد
بله. یکی از دلایل اصلی بروز تعارض میان محیط زیست و توسعه این است که ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستم در محاسبات اقتصادی پروژهها و فعالیتهای توسعهای بهطور کامل لحاظ نمیشود.
تحقق این هدف مستلزم توجه به دو نکته اساسی است. نخست اینکه باید معیار و زبان مشترکی برای مقایسه منافع و هزینههای محیطزیستی و توسعهای داشته باشیم. یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد این زبان مشترک، برآورد ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی است.
دوم اینکه هزینهها و خسارات تحمیلشده به محیط زیست باید در محاسبات اقتصادی فعالیتها و پروژهها درونی شود. به عبارت دیگر، هزینههای محیطزیستی ناشی از فعالیت اقتصادی، همانند سایر هزینههای تولید، از جمله خرید مواد اولیه، تعمیر و نگهداری تجهیزات و پرداخت دستمزد، بخشی از هزینه واقعی فعالیت اقتصادی محسوب میشود و باید در محاسبه سود خالص مورد توجه قرار گیرد.
البته باید تأکید کرد که ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی ابزاری بازدارنده برای توسعه نیست، بلکه ابزاری مدیریتی برای هدایت توسعه به سمت گزینههای آگاهانهتر و سازگارتر با محیط زیست است.
برای مثال، نقشه ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی میتواند در انتخاب محل مناسب برای استقرار فعالیتهای اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد؛ بهگونهای که در میان گزینههای ممکن، گزینهای انتخاب شود که کمترین هزینه فرصت محیطزیستی را به همراه داشته باشد.
در گام بعد، باید با استفاده از فناوریهای نوین و روشهای مدیریتی مناسب، آثار فعالیت اقتصادی بر محیط زیست تا حد امکان کاهش یابد؛ یعنی تولید با کمترین اثر سوء در محدودهای با کمترین هزینه فرصت محیطزیستی.
در نهایت نیز، در چارچوب قوانین و ضوابط مربوط، هزینهها و خسارات محیطزیستی ناشی از فعالیت باید شناسایی و جبران شوند.
در مورد واحدهای اقتصادی موجود نیز، موضوع باید در چارچوب مقررات و با توجه به آثار و خسارات ایجاد شده در طول دوره فعالیت آنها بررسی شود و واحدهای اقتصادی مربوط نسبت به کاهش، کنترل و جبران آثار و خسارات محیطزیستی ناشی از فعالیت خود اقدام کنند.
آیا میتوان برای خدمات اکوسیستمی سازوکار پرداخت ایجاد کرد
بله. یکی از کاربردهای مهم ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی، فراهم کردن مبنای علمی و اقتصادی برای طراحی سازوکارهای پرداخت برای خدمات اکوسیستمی با رویکرد برد – برد است.
در چنین سازوکاری، ذی نفعان و بهره بردارانی که از خدمات یک اکوسیستم منتفع میشوند، میتوانند در چارچوب یک نظام مشخص و شفاف، در تأمین هزینههای حفاظت، احیا و تداوم ارائه این خدمات مشارکت کنند. به این ترتیب، بخشی از منافع حاصل از خدمات اکوسیستم می تواند به حفاظت از همان اکوسیستم و استمرار ارائه خدمات آن اختصاص یابد.
البته طراحی و استقرار چنین سازوکاری نیازمند بررسیهای دقیق حقوقی، اقتصادی، نهادی و اجتماعی است و نمیتوان برای همه اکوسیستمها و شرایط، نسخه واحدی ارائه کرد.
مهمترین چالشهای موجود در زمینه ارزشگذاری خدمات اکوسیستمی چیست
یکی از چالشهای اساسی، کمبود دادههای دقیق، معتبر و قابل استناد است. بدون دادههای مناسب، حتی پیشرفتهترین روشها و مدلهای علمی نیز نمیتوانند برآوردهای مطلوب و قابل اتکایی ارائه دهند.
پیچیدگی در کمیسازی برخی خدمات، تفاوت شرایط و ویژگیهای اکوسیستمها، دشواری در انتخاب روش مناسب ارزشگذاری، دشواری شناسایی و برآورد برخی ارزشهای غیرمصرفی و همچنین وجود تعارض منافع و چالشهای هماهنگی میان بخشهای مختلف، از دیگر چالشهای این حوزه است.
برای رفع این چالشها چه اقداماتی باید انجام شود
ایجاد پایگاه داده معتبر و بهروز از خدمات اکوسیستمی، توسعه روشهای علمی و استفاده از روشهای ترکیبی و متناسب با هدف مطالعه، تبیین و نهادینهسازی اهمیت برآورد ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی، آموزش و آگاهیرسانی تخصصی و عمومی و همچنین تقویت همکاری میان دستگاههای اجرایی، دانشگاهها و مراکز پژوهشی، از جمله اقدامات ضروری در این زمینه است.
در کنار این موارد، باید جایگاه نتایج ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی در نظام برنامهریزی و تصمیمگیری کشور تقویت شود و زمینه بهکارگیری آنها در طراحی و ارزیابی طرحهای توسعهای، مدیریت سرمایههای طبیعی و تعیین اولویتهای حفاظتی فراهم شود تا این پژوهشها صرفاً در سطح گزارشهای تخصصی باقی نمانند.
ارزشگذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی کمک میکند منافع اقتصادی و اجتماعی حاصل از طبیعت که اغلب در بازار قیمت مشخصی ندارند، در محاسبات اقتصادی، برنامهریزی و تصمیمهای توسعهای مورد توجه قرار گیرند. این کار با آشکار کردن هزینههای پنهان تخریب و از دست رفتن خدمات اکوسیستمی، زمینه حفظ سرمایههای طبیعی، تخصیص بهینه منابع و تحقق عدالت بیننسلی را فراهم میکند؛ اما تحقق این اهداف، مستلزم همکاری و همراهی مدیران، برنامهریزان، کارشناسان، متولیان توسعه، ذینفعان و در نهایت همه آحاد جامعه است.











