در پی افزایش تنشها میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران، محدودیتهایی برای تردد نفتکشها در تنگه هرمز اعمال شد و بهدنبال آن، کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی، بهویژه آمریکا، برداشت از ذخایر راهبردی خود را آغاز کردند.
در چارچوب طرحی مشترک، قرار بود کشورهای عضو آژانس بخشی از ذخایر خود را برای خنثیسازی آثار اختلال در تردد از تنگه هرمز آزاد کنند، اما این اقدام که با هدف جبران اختلال در عرضه نفت انجام شد، نه فقط نتوانست ثبات پایدار را به بازار انرژی بازگرداند، بلکه آسیبپذیری راهبردی آمریکا را نیز آشکار کرد.
کاهش ذخایر نفت آمریکا به یکی از عوامل تعیینکننده در معادلات قدرت و گفتوگوهای احتمالی میان ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ این روند، توان نظامی و اقتصادی واشنگتن برای تداوم رویارویی با ایران را تا حدودی کاهش داده و فشار فزایندهای بر دولت آمریکا، بهویژه دونالد ترامپ، برای یافتن راهی جهت خروج از بحران وارد کرده است.
ایران میتواند با استفاده از وضعیت شکننده طرف آمریکایی، در کوتاهمدت از طریق گفتوگو و مذاکرات برد-برد، از تحمیل هزینههای بیشتر جلوگیری کند. با این حال، تداوم این شرایط به نحوه مدیریت بحران و سرعت عملیاتی شدن مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت بستگی دارد. آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس، پس از مشاهده اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، بهدنبال راههایی برای دور زدن این مسیر و کاهش وابستگی به آن هستند. اگر خطوط لوله و مسیرهای جایگزین بهطور کامل عملیاتی شود، اثرگذاری کاهش ذخایر راهبردی بر معادلات بازار و قدرت چانهزنی ایران کاهش خواهد یافت.
تداوم روند نزولی ذخایر نفت آمریکا
در پی برداشتهای بیسابقه، ذخایر راهبردی این کشور به پایینترین سطح خود طی حدود چهار دهه اخیر رسیده و برآوردها از باقیماندن حدود ۳۰۰ میلیون بشکه حکایت دارد. ادامه این روند میتواند در بلندمدت امنیت انرژی آمریکا را با چالش مواجه کند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حجم ذخایر راهبردی این کشور در ۱۰ ژوئیه حدود ۳۱۶ میلیون بشکه، در ۱۷ ژوئیه حدود ۳۱۱ میلیون بشکه و در ۲۴ ژوئیه حدود ۳۰۷ میلیون بشکه بوده است. این ارقام نشاندهنده تداوم روند نزولی ذخایر است.
از آغاز درگیری با ایران در اواخر فوریه تا ۱۷ ژوئیه، بیش از ۱۰۴ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی آمریکا آزاد شده است؛ اقدامی که در چارچوب تعهد کشورهای عضو برای آزادسازی جمعی حدود ۴۰۰ میلیون بشکه انجام شده است. در صورت ادامه برنامه آزادسازی، احتمال دارد حجم ذخایر آمریکا از حدود ۳۰۷ میلیون بشکه به نزدیک ۲۴۳ میلیون بشکه کاهش یابد. رسیدن ذخایر به چنین سطحی، توانایی واشنگتن برای مهار قیمت نفت از طریق برداشت اضطراری را محدود خواهد کرد و این کشور در بحرانهای احتمالی آینده، ابزار کمتری برای مدیریت بازار در اختیار خواهد داشت.
کاهش ذخایر آمریکا نشانه ای از محدودیت های راهبرد حداکثری است
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی با بیان اینکه کاهش ذخایر راهبردی آمریکا نشانهای از محدودیتهای راهبرد فشار حداکثری است، گفت: هر تهدید تازه از سوی آمریکا میتواند به تشدید تنش، افزایش قیمت نفت و فشار بیشتر بر ذخایر راهبردی منجر شود. از این رو، دولت آمریکا، رئیسجمهوری و حتی کنگره این کشور در تصمیمگیری درباره ادامه تقابل یا حرکت به سمت کاهش تنش با دشواری مواجه شدهاند. اگر واشنگتن از اعمال فشار بیشتر خودداری کند، احتمال تداوم اختلال در تنگه هرمز وجود دارد و اگر تهدیدهای تازهای مطرح کند، واکنش بازار میتواند به افزایش قیمت نفت و تشدید بیثباتی منجر شود.برخلاف آمریکا که تولیدکننده نفت است، کشورهایی مانند چین، ژاپن و کرهجنوبی که وابستگی بیشتری به واردات دارند، از اختلال در عرضه نفت آسیب بیشتری دیدهاند. برداشت از ذخایر راهبردی برای آمریکا نیز یک دوگانگی ایجاد کرده است؛ زیرا در صورت برداشت، سطح ذخایر کاهش مییابد و در صورت خودداری از برداشت، بازار در کوتاهمدت و میانمدت با کمبود و افزایش قیمت مواجه میشود.
بر اساس آخرین گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی، کشورهای عضو این نهاد در مجموع بیش از ۱۲ میلیارد بشکه ذخیره اضطراری و عمومی نفت خام در اختیار دارند و حدود ۶ میلیارد بشکه نیز در بخش صنعت نگهداری میشود. برخی کشورهای اروپای شمالی مانند هلند، دانمارک و فنلاند از ذخایری برخوردارند که میتواند نیاز مصرفی آنها را برای بیش از ۳۰۰ روز تامین کند؛ بنابراین سطح آسیبپذیری آنها در برابر اختلال عرضه پایینتر است. چین عضو آژانس بینالمللی انرژی نیست، اما به دلیل مصرف بالای نفت در بخش صنعت، از بزرگترین ذخیرهکنندگان نفت جهان به شمار میرود. برآوردها درباره حجم ذخایر راهبردی چین متفاوت است و ارقام بین ۹۵۰ میلیون تا یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون بشکه اعلام شده است. برخی برآوردها نشان میدهد این ذخایر میتواند نیاز چین را برای حدود ۶ ماه پوشش دهد.ژاپن نیز بهعنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت، حدود ۴۰۰ میلیون بشکه ذخیره در اختیار دارد و با احتیاط در حال مدیریت این منابع است تا در صورت کاهش تنشها، بازار به وضعیت عادی بازگردد.
کاهش برداشت در ژوئیه و تلاش چین برای ذخیرهسازی
بیشتر گزارشهای منتشرشده از کاهش سطح ذخایر نفت در جهان حکایت دارند. برداشت نفت از ذخایر کشورهای عضو آژانس در این ماه حدود ۲۶ میلیون بشکه بوده که نسبت به ماههای قبل کاهش نشان میدهد.
در همین دوره، چین با توجه به ثبات نسبی ایجادشده در بازار، روند خرید و پرکردن ذخایر خود را سرعت بخشید. برخی گزارشها از افزودهشدن روزانه حدود ۲۱ هزار بشکه به ذخایر چین حکایت دارد؛ اقدامی که نشان میدهد پکن در تلاش است امنیت انرژی خود را در برابر بحرانهای احتمالی تقویت کند.
مجموع ذخایر جهانی در پایان ماه مه حدود ۷.۹ میلیارد بشکه اعلام شده که پایینترین سطح از آوریل ۲۰۲۵ بهشمار میرود. این رقم در همان ماه حدود ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافته و علت اصلی آن نیز اختلال در عرضه نفت از منطقه خلیج فارس و ادامه روند مصرف بوده است.
کاهش تنش، تنها راه بازگشت ثبات به بازار
هر زمان نشانههایی از کاهش تنش یا عبور انتخابی چند نفتکش از تنگه هرمز مشاهده شده، قیمت نفت یا ثابت مانده یا اندکی کاهش یافته است. در مقابل، هرگاه چشمانداز توافق و مذاکرات تضعیف شده، فشار بر قیمتها و ذخایر راهبردی افزایش یافته است. بازار نفت به اظهارنظرها و بیانیههای مقامهای ایران و آمریکا بهشدت واکنش نشان میدهد و تصمیم درباره افزایش یا کاهش برداشت از ذخایر راهبردی نیز تحت تاثیر تحولات سیاسی و درگیریهای لفظی ۲ طرف قرار دارد. کاهش بیسابقه ذخایر نفت در ژوئیه و نزدیکشدن آن به سطوح هشدار، شکنندگی راهبرد آمریکا برای کنترل بازار را آشکار کرده است. تجربه اخیر نشان میدهد راهحل پایدار برای بازگشت ثبات به بازار نفت، بازگشایی امن و پایدار مسیرهای انتقال و حل سیاسی بحران است و اتکا به برداشت مستمر از ذخایر راهبردی راهگشا نیست.
زنگ خطر دور زدن تنگه هرمز
برای ایران ضروری است مراجع ذیربط و سیاستگذاران در حوزههای اقتصادی، نظامی و سیاست خارجی، تحرکات کشورهای منطقه برای دور زدن تنگه هرمز و ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات نفت، از جمله احداث خطوط لوله، با دقت رصد کنند. عملیاتیشدن طرحهای جایگزین میتواند برای ایران زنگ خطر باشد؛ زیرا در صورت بهرهبرداری کامل از این خطوط و مسیرها، وابستگی کشورهای منطقه به تنگه هرمز کاهش مییابد و بخشی از اهمیت راهبردی این گذرگاه در معادلات انرژی تضعیف خواهد شد. آمریکا در شرایط کنونی بهدنبال یافتن راهی برای خروج از بحران است. تا زمانی که خطوط لوله و مسیرهای جایگزین نتوانستهاند نقش تنگه هرمز را بهطور کامل ایفا کنند و اهمیت راهبردی آن همچنان پابرجاست، ایران باید از موقعیت موجود با دقت و هوشمندی استفاده کند و در چارچوب سیاستهای کلان خارجی، تصمیم مقتضی را اتخاذ کند.
