پیش از آنکه نوجوان در را محکم ببندد، گوشیاش را قفل کند یا سکوت را به گفتوگو ترجیح دهد، جایی در مسیر رابطه اتفاقی افتاده، حرفی شنیده نشده، احساسی کوچک شمرده شده و اعتماد، آرام و بیصدا ترک برداشته است. این اعتماد نه با کنترل بیشتر، بلکه با شنیدن، درک کردن و دیدن واقعی نوجوان دوباره ساخته میشود.
به گزارش هیچ یک زندگی- در سالهای اخیر، یکی از پرتکرارترین دغدغههایی که خانوادهها را به مراکز مشاوره میکشاند، افت تحصیلی یا نافرمانیهای آشکار نوجوانان نیست بلکه قطع ارتباط آنها با والدین است. شکافی خاموش که آرامآرام میان والدین و نوجوان شکل میگیرد. جایی که پدر یا مادر تصور میکنند رابطه برقرار است، اما نوجوان با ناامیدی در تلاش است شنیده شود درحالیکه این تلاش به جایی نمیرسد.
دکتر داوود فتحی، دکترای تخصصی روانشناسی کودک و نوجوان، مشاور و روانشناس، از این گسست پنهان بهعنوان یکی از جدیترین خطاهای والدین در مواجهه با نوجوانان یاد میکند و معتقد است اعتماد، نه با کنترل بیشتر، بلکه با اصلاح شیوه ارتباط ساخته میشود.
وقتی ارتباط نادرست شکل نمیگیرد
به گفته دکتر فتحی، مهمترین اشتباه والدین برقراری ارتباط نادرست با نوجوان است. این مسئله یکی از شایعترین موضوعاتی است که هم نوجوانان و هم والدین در جلسات مشاوره مطرح میکنند. در بسیاری از موارد، پدر یا مادر تصور میکند ارتباط برقرار شده، اما نوجوان احساس میکند دیده و فهمیده نمیشود.
یکی از دلایل اصلی این گسست، ادامهدادن الگوی رفتاری دوران کودکی است. دوران کودکی جایی است که والد همچنان در نقش فرماندهنده ظاهر میشود، دستور میدهد، تصمیم یکطرفه میگیرد و انتظار اطاعت بیچونوچرا دارد. این در حالی است که نوجوان در مرحلهای از رشد قرار دارد که در حال شکلدادن به هویت فردی خود بوده و بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تا احساسش مهم تلاقی شده و دیده شود.
وقتی والدین فقط نقش فرمانده را ایفا میکنند، نوجوان دچار احساس بیارزشی، خشم یا لجبازی میشود و بهتدریج ارتباط عاطفی خود را کاهش میدهد.
گوش دادن نمایشی، اشتباهی که اعتماد را میسوزاند
دیگر خطاهای رایج، آن چیزی است که این دکتر روانشناسی کودک و نوجوان از آن با عنوان گوش دادن نمایشی یاد میکند. والدین در ظاهر شنوندهاند، اما در عمل مدام حرف نوجوان را قطع میکنند، قضاوت یا نصیحت میکنند و پیش از کاملشدن صحبت، راهحل ارائه میدهند. در حالی که نوجوان در بسیاری از مواقع اصلاً دنبال راهحل نیست. او فقط میخواهد شنیده شود، نه اصلاح. میخواهد احساس و هیجانی که در آن لحظه تجربه میکند، فهمیده شود. نادیدهگرفتن این نیاز، اعتماد را بهسرعت فرسوده میکند.
مقایسه، زخمی مستقیم بر عزت نفس
وی ادامه می دهد: مقایسه نوجوان با دیگران، یکی دیگر از اشتباهات آسیبزا در ارتباط والد و فرزند است. جملاتی مانند؛ فلانی از تو بهتر رفتار میکند یا ببین همسنوسالت چقدر موفقتر است، بهطور مستقیم عزت نفس نوجوان را هدف قرار میدهد.
به گفته دکتر فتحی، نوجوان در این مقایسهها احساس بیارزشی و تحقیر را تجربه میکند. احساسی که بهمرور به خشم پنهان، فاصلهگیری عاطفی و حتی رفتارهای مقابلهای منجر میشود.
وقتی احساسات نوجوان جدی گرفته نمیشود
به اعتقاد این مشاور و روانشناس بیاعتنایی به احساسات نوجوان، خطایی است که اغلب با نیت آرامکردن انجام میشود، اما نتیجهای معکوس دارد. زمانی که نوجوان از موضوعی بهظاهر ساده دچار اضطراب یا ناراحتی شده و والد با جملاتی مثل؛ این که چیزی نیست یا بچهبازی درنیار واکنش نشان میدهد، در واقع هیجان واقعی نوجوان را انکار کرده است.
دکتر فتحی تأکید میکند که هیجانات نوجوان حتی اگر از نگاه بزرگسالان ساده به نظر برسند اما در واقع، شدید و جدی است. نادیدهگرفتن این هیجانات، اعتماد را تضعیف میکند.
کنترل بهجای رابطه مسیر بنبست
وی اظهار می دارد: تمرکز افراطی بر کنترل، آخرین حلقه از زنجیره اشتباهات ارتباطی است. چککردن مداوم گوشی، تعیین محدودیتهای سختگیرانه بدون توضیح و نبود اعتماد، معمولاً نتیجهای جز پنهانکاری یا لجبازی ندارد. نوجوانی که احساس میکند تحت کنترل شدید است، یا وارد تقابل میشود یا زندگی پنهانی برای خود میسازد. هر دو مسیر، رابطه را به بنبست میکشاند.
تعادل میان آزادی و نظارت چگونه شکل میگیرد؟
به گفته این روانشناس کودک و نوجوان، نخستین گام برای ایجاد تعادل، درک ماهیت نوجوانی است. نوجوان نه کودک است و نه بزرگسال، دورهای گذار و حساس که برخی بخشهای مغز رشد کردهاند و برخی هنوز در حال تکامل هستند. انتظار تصمیمگیری همانند یک فرد بالغ یا اعمال سختگیری افراطی، والدین را ناامید و نوجوان را خشمگین میکند. راهکار، جایگزینی کنترل با چارچوب است. یعنی قوانین شفاف، مشخص و قابل توضیح. برای هر قانون باید دلیل و پیامد از پیش روشن باشد. برای مثال، تعیین ساعت بازگشت به خانه همراه با توضیح درباره تأثیر خواب بر رشد و تحصیل، احساس عدالت و امنیت را در نوجوان ایجاد میکند.
مشارکت نوجوان در قانونگذاری
دکتر فتحی معتقد است: یکی از تکنیکهای مؤثر، مشارکت دادن نوجوان در تعیین قوانین است. بهجای تحمیل، میتوان با گفتوگو از او پرسید چه میزان درسخواندن یا چه برنامهای را واقعبینانه میداند و سپس این توافقها را بهصورت روزانه یا هفتگی تعدیل کرد.
دادن آزادیهای تدریجی متناسب با سن و مسئولیت، در کنار نظارت آشکار و گفتوگوی روزانه، زمینهساز شکلگیری اعتماد میشود.
ستون اصلی رابطه امن، گوش دادن فعال است
وی، گوش دادن فعال را یکی از حیاتیترین مهارتها در روابط انسانی، بهویژه در رابطه والد و نوجوان میداند. گوش دادن فعال یعنی توجه کامل، قطع نکردن صحبت، قضاوت نکردن، برچسب نزدن و تلاش برای درک احساسات پشت کلمات. نوجوان در این دوره بهدلیل بحران هویت، نوسانات شدید هیجانی و تردیدهایی که نسبت به خود و دیگران تجربه میکند، بیش از هر زمان دیگری نیاز به شنیده شدن دارد. وقتی والدین بدون تهدید، تمسخر یا نصیحت فوری گوش میدهند، نوجوان احساس ارزشمندی و عزت نفس پیدا میکند و مشکلاتش را پنهان نمیکند.
آزادی همراه با امنیت، مرز سالم اعتماد
دکترای تخصصی روانشناسی کودک و نوجوانخاطرنشان کرد: تعیین مرزهای سالم، از وظایف اساسی والدین است. این مرزها همزمان دو پیام را منتقل میکنند: تو آزادی و تو در امنیتی. نوجوان بدون مرز دچار سردرگمی میشود و نوجوان با محدودیت افراطی، خشم و طغیان را تجربه میکند.
مرز سالم شفاف، منطقی، قابل توضیح و متناسب با سن است، در حالی که محدودیت افراطی مبهم، سختگیرانه و بدون توضیح است. قوانین باید کوتاه، واضح و همراه با دلیل باشند و پیامدها با توافق دوطرفه و متناسب با رشد نوجوان تعیین شوند.
تعارض، تهدید یا فرصت است؟
تعارض میان والد و نوجوان، امری طبیعی و حتی ضروری است. نبود تعارض میتواند نشانهای نگرانکننده باشد. به باور دکتر فتحی، تعارض فرصتی برای آموزش، گفتوگو، تقویت رابطه و حل مسئله است. حل تعارض در زمان خشم تقریباً ناممکن است. استفاده از پیام من بهجای پیام تو، گوش دادن همدلانه، انتخاب زمان و مکان مناسب و حفظ احترام، از اصول کلیدی مدیریت تعارضاند. حتی عذرخواهی والد در صورت اشتباه، نهتنها اعتبار او را کاهش نمیدهد، بلکه آن را افزایش میدهد.
تشویق و تنبیه, بازتعریف یک مفهوم قدیمی
این مشاور و روانشناس در پایان گفت: در دوره نوجوانی، تشویق و تنبیه سنتی کارایی گذشته را ندارد. نوجوان بهدنبال احترام، اختیار و انگیزههای درونی است. تشویقهای اغراقآمیز یا مادی و تنبیههای سخت یا تحقیرآمیز، معمولاً به پنهانکاری و قطع ارتباط منجر میشوند.
بهجای تنبیه، باید از پیامدهای منطقی و طبیعی استفاده کرد؛ برای مثال کاهش زمان تفریح در صورت انجامندادن مسئولیت درسی. تنبیه بهطور کامل قابل حذف نیست، اما باید آگاهانه، محترمانه و در خدمت آموزش باشد، نه تخریب رابطه.
در نهایت، آنچه رابطه والد و نوجوان را حفظ میکند نه سختگیری افراطی است و نه رهاسازی کامل، بلکه شکلدادن به رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام و گفتوگوی مداوم است. تجربههای بالینی نشان میدهد هرجا نوجوان احساس امنیت عاطفی کرده، مرزها را پذیرفته و مسئولیتپذیرتر شده است. والدینی که بهجای کنترل، بر ارتباط تمرکز میکنند، بهجای دستور دادن گوش میدهند و بهجای تحقیر، توضیح میدهند، زمینه رشد سالم نوجوان و عبور کمتنشتر از این دوره حساس را فراهم میکنند. مسیری که در آن اعتماد نه یک شعار، بلکه نتیجه طبیعی یک رابطه امن و انسانی است.


