تالار شیشهای تهران که در هفتههای اخیر با فراز و نشیب های متعددی روبهرو بود، روز گذشته تحت تأثیر فشارهای فزاینده ریسکهای غیراقتصادی و تلاطم بازارهای موازی، یکی از سنگینترین ریزشهای خود را تجربه کرد. شاخص کل بورس با افتی سنگین، ۱۰۳,۱۴۴ واحد از ارتفاع خود را از دست داد تا با ثبت ریزش ۲.۷۱ درصدی، در سطح ۳ میلیون و ۷۰۳ هزار واحدی بایستد. فارغ از وضعیت قیمتها و شاخص کل، ارزش معاملات حتی نتوانست به ۵ هزار میلیارد تومان هم برسد، رقمی که نسبت به متوسط آن از ابتدای سال کمتر از یکسوم شده است. شاخص هموزن نیز که نمایی دقیقتر از وضعیت بدنه بازار و شرکتهای کوچک و متوسط است، با افت ۲۲,۱۹۸ واحدی (۲.۲۶ درصد) نشان داد که این فشار فروش هیچ بخشی از بازار را بینصیب نگذاشته است.
کالبدشکافی رفتار معاملهگران: غلبه ترس بر منطق
بررسی دقیق لایههای معاملاتی نشاندهنده یک شکاف عمیق میان رفتار معاملهگران حقیقی و حقوقی است. در حالی که جریان نقدینگی به شکلی تهاجمی از بازار خارج میشد، آمارها حکایت از خروج ۱,۵۳۲ میلیارد تومان پول حقیقی تنها از بخش سهام و حقتقدم دارد. اگر این آمار را در کنار خروج ۲,۵۸۳ میلیارد تومانی از صندوقهای درآمد ثابت قرار دهیم، به رقم خروج بیش از ۴ هزار میلیارد تومان پول هوشمند از اتمسفر بازار سرمایه در یک روز واحد میرسیم.
در بخش «قدرت خرید و فروش»، مسأله نقدشوندگی به وضوح نمایان است. سرانه فروش هر کد حقیقی به عدد ۶۵.۱ میلیون تومان رسید، در حالی که در سمت مقابل، خریداران حقیقی با سرانه ناچیز ۲۵.۵ میلیون تومانی، توان مقابله با عرضههای سنگین را نداشتند. این یعنی «پولهای درشت» و معاملهگران استراتژیک بازار، با تمام توان در حال تبدیل داراییهای سهامی خود به نقدینگی بودند. نکته جالب توجه، نقش حمایتی و در عین حال ناموفق حقوقیها بود؛ جایی که ۶۱ درصد از خریدها توسط کدهای حقوقی انجام شد تا شاید مانع از فروپاشی کامل قیمتها شوند، اما هجوم حقیقیها برای فروش (۷۱ درصد کل فروشها) چنان قدرتمند بود که این حمایتها تنها به نقد کردن دارایی فروشندگان کمک کرد و اثری بر بهبود قیمتها نداشت.
قفل در زنجیر صفهای فروش: بحران نقدشوندگی
نمودارهای تغییرات لحظهای بازار، تصویر دقیقتری از این موقعیت را ترسیم میکنند. از همان دقایق ابتدایی بازار، خط قرمز «تعداد صفهای فروش» با شیبی تند صعودی شد و تا پایان معاملات، ۶۴۹ نماد (بیش از ۹۰ درصد بازار) را در خود بلعید. ارزش این صفهای فروش به عدد سنگین ۶,۰۰۰ میلیارد تومان رسید. در مقابل، تعداد صفهای خرید با ریزشی مداوم به عدد ناچیز ۲۱ نماد تقلیل یافت.
بررسی دادهها نشان میدهد روز گذشته ۱۳۵ نماد که در ابتدا با وضعیت مثبت یا متعادل بازگشایی شده بودند، در پایان وقت معاملاتی به صف فروش رسیدند. این «رنج منفی» دستهجمعی نشاندهنده تغییر ناگهانی انتظارات سرمایهگذاران در طول ساعات معاملاتی است. همچنین تلاقی ارزش سفارشهای فروش ۵ خط اول (۶,۴۲۴ میلیارد تومان) در برابر ارزش سفارشهای خرید (۹۵۲ میلیارد تومان)، شکافی ۷ برابری را نشان میدهد که در عمل به معنای کمای نقدشوندگی در بازار است.
طغیان طلا در عصر دلار ۱۶۴ هزار تومانی
اما این نقدینگی عظیم خارج شده از بورس کجا پناه گرفته است؟ پاسخ در درخشش خیرهکننده صندوقهای طلا نهفته است. در روزی که بازار سهام تحت فشار فروش بود، بازارهای موازی رکوردهای عجیبی را جابهجا کردند. با رسیدن قیمت دلار به سطح ۱۶۴ هزار تومان در بازارها و بازگشت اونس جهانی به بالای ۵۱۰۰ دلار، صندوقهای طلا و سکه به تنها مأمن سبزپوش سرمایهگذاران تبدیل شدند.
دیروز شاهد ورود بیسابقه ۷۶۶ میلیارد تومان پول تازه به صندوقهای طلا بودیم. در حالی که در بورس همه فروشنده بودند، در اینجا ۸۱ درصد خریداران را حقیقیها تشکیل دادند. نمودار ورود پول به این صندوقها با شیبی نزدیک به ۹۰ درجه صعود کرد که نشان از «هجوم برای خرید طلا» دارد. اکثر صندوقهای طلا در محدوده مثبت ۲ تا ۵ درصد معامله شدند و برخلاف بورس، در اینجا سرانه خرید حقیقیها بشدت از سرانه فروش پیشی گرفت. این جابهجایی نقدینگی ثابت کرد که در شرایط تورمی فعلی و با جهش نرخ ارز، سرمایهگذاران دیگر وزنی برای داراییهای ریالی (سهام) قائل نیستند و امنیت داراییهای مبتنی بر طلا را ترجیح میدهند.
انجماد امید به صعود
بررسی وضعیت بازار مشتقه (آپشن) در روزی که شاخص کل ریزش ۱۰۰ هزار واحدی را تجربه کرد، ابعاد جدیدی از استراتژی معاملهگران را فاش میکند. در این بازار، شاهد غلبه مطلق نگاه بدبینانه و احتیاطی بودیم. مطابق آمار، ارزش معاملات در بازار اختیار معامله به بیش از ۴۸۴ میلیارد تومان رسید که نسبت به معاملات خرد بازار، تراز ۱۰.۴ درصدی را ثبت کرده است؛ عددی که نشاندهنده فعال شدن معاملهگران حرفهای در اوج بحران است. در بخش «اختیار خرید» (Call Option)، شاهد خروج پول هوشمند به میزان ۳۱.۷ میلیارد تومان بودیم. این موضوع نشان میدهد که معاملهگران امیدی به بازگشت سریع قیمتها در کوتاهمدت ندارند. در مقابل، بازار «اختیار فروش» (Put Option) با ورود ۱۱.۸ میلیارد تومان پول مواجه شد که به وضوح نشاندهنده هجینگ (پوشش ریسک) و شرطبندی معاملهگران روی تداوم روند نزولی است.
نکته حائز اهمیت، تعداد قراردادهای اختیار فروش صعودی است (۹۲ قرارداد) که نشان میدهد بسیاری از سهامداران برای بیمه کردن داراییهای خود در برابر سقوط بیشتر، به این بازار پناه آوردهاند. غلبه حقیقیها در سمت خریدِ اختیار فروشها با ارزش ۲۳۷ میلیارد تومان، تأییدکننده این واقعیت است که ترس از ریزش بیشتر شاخص، معاملهگران خرد را مجبور به پرداخت هزینههای گزاف برای بیمه کردن سبد سهام خود کرده است.
به طور کلی تابلوهای بازار نشان میدهد که حتی صندوقهای درآمد ثابت هم دیگر برای سرمایهگذار جذاب نیستند و پول با عبور از این ایستگاهها، مستقیماً به سمت طلا و ارز حرکت کرده است.
