برپایی غرفهها، بنرها و برخی جایگاههای مناسبتی در بدنهها و معبرهای میانی چهارباغ در برخی ایام، گویایی و خوانایی معماریِ صفوی تا معاصر آن را دچار لکنت میکند؛ منظری که گردشگران و رهگذران برای تماشای آن قدم به چهارباغ میگذارند.
چهارباغ تاریخیترین خیابان ایران است؛ خیابانی که گذر زمان را در سینه خود حفظ کرده و بدنههای آن، جلوهگاه طیفی از معماری صفوی تا معاصر است. رواقها و جلوخان مدرسه چهارباغ، تراسها و ایوانها، پیشگاه بازار هنر یا همان بازارچه بلند، معماری فاخر و درخور بنای شهرداری و در سوی دیگر، ساختمان شرکت بیمه ایران با معماری ساده اما آراسته و برخوردار از تزئینات ظریف و بیتکلف کاشی، همگی در کنار درختان سر به آسمان ساییده، چهارباغ را به گذری دیدنی و برانگیزاننده بدل کردهاند.
آنچه گردشگران و حتی شهروندان اصفهانی را به قدم زدن در چهارباغ ترغیب میکند، تنفس در حالوهوای خیابانی است که بتوان در آن با خاطری آسوده و به دور از پارازیتهای دیداری و شنیداری، گام برداشت؛ در تراسها و کافههایش قهوهای نوشید و از تماشای رواقهای مدرسه چهارباغ و درختان چهار سوی گذر، اصفهان را در قالب معیارهای شناختهشده گردشگری تجربه کرد.
با این حال در سالهای اخیر، برگزاری برخی برنامههای موسوم به فرهنگی در مقاطع زمانی مختلف، بهویژه در مناسبتها، معیارهای گردشگری و تفرجی چهارباغ را بهشدت تحتالشعاع قرار داده است؛ شلختگی در منظر شهری بهواسطه ایجاد جایگاهها و نصب بنرهای مناسبتی که سیمای عناصر معماری این گذر تاریخی را مخدوش میکند، در کنار برگزاری برنامههایی با مضامین فرهنگی، مذهبی و عقیدتی در هیاهوی بلندگوها و استقرار غرفههایی که آرامش چهارباغ را بر هم میزند، بیش از هر چیز، گردشگر را از این گذر تاریخی گریزان میکند.
اصفهان یک خیابان تاریخی یگانه دارد که در همه جای ایران شهره است و یقین که گردشگران مشتاقان تماشایش هستند اما با چنین شرایطی پرسش برخی از فعالان میراث فرهنگی و گردشگری این است که چرا با اجرای برخی برنامههایی که اکثر آنها دچار بیسلیقگی در نوع مدیریت است، سیمای گردشگری چنین دردانهای مخدوش میشود؛ این در حالی است که متولیان میراث فرهنگی،گردشگری و شهری اصفهان باید در پی فراهم آوردن محیطی توام با وقار و در خور شاخصههای جذب گردشگر در این معبر تاریخی باشند.
در شرایط دشوار امروز گردشگری ایران که حضور گردشگران خارجی در کشور و بهویژه در اصفهان کمرنگ شده است، دستکم حفظ رونق چهارباغ از طریق نگهداشت گردشگران داخلی و شهروندان اصفهانی اهمیتی دوچندان دارد؛ چراکه تنها یک تجربه ناخوشایند میتواند برای گردشگر کافی باشد تا میل قدم زدن دوباره در این گذر تاریخی را در سفر بعدی از ذهن خود کنار بگذارد.
خبرنگار این موضوع را در نشست خبری گردشگری با حضور استاندار اصفهان مطرح کرد که پاسخ وی چنین بود: اصل برگزاری برنامهها در چهارباغ، پاسخ به نیازهای فرهنگی است، اما در نحوه اجرا باید دقت لازم صورت گیرد تا این گذر تاریخی دچار شلختگی و بینظمی نشود.
مهدی جمالینژاد با اشاره به برگزاری یک برنامه گفتوگومحور در حاشیه چهارباغ از سوی حوزه علمیه مدرسه امام صادق (ع) یا همان مدرسه چهارباغ گفت: در جریان ناآرامیهای اخیر، حضور جوانان پررنگ بوده است؛ جوانانی که صدای آنها کمتر شنیده میشود و دغدغههایشان بهدرستی شناخته نشده اما رویدادهایی از این جنس میتواند گامی در جهت جبران این کمکاریها باشد.
با این وجود، استاندار اصفهان تأکید کرد که برگزاری برنامهها در چهارباغ تاریخی باید با وسواس و دقت مضاعف انجام شود تا این اثر تاریخی از شلختگیها و بینظمیها مصون بماند و در عین حال، برای برگزاری بسیاری از مراسم آیینی، میتوان مکانهای جدیدی تعریف کرد.
ایرنا در ادامه، این موضوع را محور گفتوگوی خود با سیدروحالله سیدالعسگری، معاون ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان قرار داده است و آنچه در ادامه میخوانید، حاصل بررسی این موضوع از زوایای مختلف و در چارچوب ضوابط میراث فرهنگی است.
سردر مدرسه چهارباغ چندی پیش به واسطه نصب یک بنر مناسبتی ، مخدوش و پوشانده شده بود؛ هرچند این نخستین بار نیست که چنین اقدامی صورت میگیرد و پیشتر نیز شاهد بودهایم که بخشهایی از این بنای تاریخی در مجاورت چهارباغ، به دلیل اقداماتی از این دست، دچار خدشه در منظر شده است. به عنوان نهاد متولی حفاظت از میراث فرهنگی، چه اقداماتی در این زمینه انجام دادهاید؟
در حال حاضر مرمت سردر مدرسه چهارباغ در دست انجام است و داربستهای نصبشده صرفاً برای عملیات مرمتی بوده است. در این فرآیند، مجموعه مدرسه چهارباغ اقدام به نصب بنرهای مناسبتی روی داربستها کرده بود که پس از تذکر، این موضوع اصلاح شد.
یعنی بنر بدون هماهنگی با میراث فرهنگی بر داربستهای مرمتی پیمانکار نصب شده بود؟
بله . پیمانکار در حال مرمت سردر مدرسه چهارباغ بود و در این فرآیند کاشیهایی که دچار طبله شده بودند، توسط گروه مرمتی اصلاح میشدند.
پیمانکار طرح مرمت، آقای عنایتیِ کاشیکار بودند که به ایشان اعلام شد بنرها جمعآوری شود. همچنین مقرر شد پوشش مناسبی برای داربستها در نظر گرفته شود تا نازیبایی ایجادشده ناشی از بنرهای رنگارنگ برطرف شود. تأکید شده است که اجازه داده نشود روی داربستهای مرمتی، بنرهای مناسبتی نصب شود؛ چراکه ممکن است افراد یا مجموعههای مختلف در مقاطع گوناگون قصد استفاده از این فضا را داشته باشند.
قاعده و مجموعه ضوابط میراث فرهنگی در موارد مشابه که به مخدوش شدن سیما و منظر بناهای تاریخی منجر میشود، چگونه تعریف شده است؟
اساساً میراثفرهنگی اجازه نمیدهد بر بدنه آثار تاریخی بنر نصب شود؛ نه در مدرسه چهارباغ و نه در سایر آثار میراثی همچون مسجد جامع عباسی یا مسجد شیخ لطفالله. تنها در موارد خاص و صرفاً بر روی داربست، آن هم با رعایت ضوابط مشخص، ممکن است چنین امکانی وجود داشته باشد.
در مقابل مدرسه چهارباغ نیز تنها ۲ بنر به صورت استند نصب شده و بهجز این موارد، بنر دیگری در این محل وجود ندارد.
با این حال در برخی از رواقهای مدرسه مشرف به گذر چهارباغ که مقابل آنها شیشه سکوریت نصب شده، پیشتر بنرهایی دیده میشد که به نظر میرسد همچنان پابرجا باشند.
این موضوع را باید بررسی کنم، اما تا جایی که خاطرم یاری میکند، این موارد جمعآوری شده است.
میراثفرهنگی استان اصفهان برای حفاظت از منظر چهارباغ، به عنوان یک گذر تاریخی و گردشگری، چه اقداماتی انجام داده است؟
در حال حاضر برای موضوع گذر و منظر، مکاتبهای با شهرداری انجام دادهایم و تأکید کردهایم که هرگونه اقدام، طرح یا تغییر در فروشگاهها و مغازههای این محدوده، با توجه به اینکه چهارباغ عباسی یکی از خیابانهای تاریخی ایران است و به عنوان بافت تاریخی نیز به ثبت رسیده باید با مطالعه و نظر میراثفرهنگی صورت گیرد.
به بیان دیگر هر نوع بدنهسازی در خیابان چهارباغ، چه در ارتباط با مغازهها و چه سایر فضاها، باید مبتنی بر ضوابط میراثی باشد.
در حال حاضر نیز ۲ تا سه پرونده در همین محدوده چهارباغ وجود دارد که برخی مغازهها بدون رعایت حریمها و ملاحظات زیباییشناختی این گذر تاریخی قصد ساختوساز دارند. این اقدامات بههیچوجه متناسب با چهارباغ نیست و ما نیز چنین مواردی را تأیید نمیکنیم.
برنامههایی که در قالب فعالیتهای فرهنگی، مناسبتی و عقیدتی در چهارباغ برگزار میشود از نگاه شما تا چه اندازه با یک مسیر تاریخی و گردشگری همخوانی دارد؟ بهویژه آنکه برگزاری برخی از این برنامهها با ایجاد جایگاهها و تبلیغات همراه است و موجب شلختگی منظر و خدشهدار شدن سیمای چهارباغ میشود.
هر زمان که به آثار تاریخی آسیبی وارد شود، ورود به موضوع وظیفه ذاتی سازمان ماست.
آیا این موضوع، آسیب بصری و منظری را نیز شامل میشود؟ ممکن است برخی اقدامات در ظاهر آسیب مستقیم به بنا وارد نکند، اما وقتی سیما و منظر مجموعه را مخدوش میکند، برای گردشگری که به بازدید میآید، خوشایند نخواهد بود.
در بحث آسیبزایی، هر اتفاقی که رخ دهد، ورود میکنیم و اصلاً اهمیتی ندارد که این اقدام از سوی چه نهادی انجام شده باشد؛ چه نهاد دولتی، چه بخش خصوصی، چه مردم و حتی هیأت امنای مساجد. در مواردی مشاهده شده که اقداماتی بدون هماهنگی با میراثفرهنگی انجام شده و ما در تمامی این موارد ورود کردهایم.
برگزاری برنامههای فرهنگی یا مناسبتی بر عهده میراثفرهنگی نیست. گذر چهارباغ متولی مشخصی دارد و مدیریت آن بر عهده شهرداری است. مسئول گذر چهارباغ درباره برگزاری برنامههای فرهنگی، مناسبتی و مذهبی تصمیمگیری میکند و هماهنگیها نیز از طریق همان مجموعه انجام میشود. در واقع هر برنامهای که در چهارباغ برگزار میشود، از کانال مسئول گذر چهارباغ عبور میکند.
برخی برنامههایی که تحت عنوان فرهنگی در این محدوده برگزار میشود، مانند هفته کتاب یا مناسبتهای مشابه با برپایی غرفههایی همراه است که در برخی موارد منظر و چشمانداز چهارباغ را برهم میزند؛ بهگونهای که در ایام برگزاری این برنامهها، نهتنها گردشگران، بلکه شهروندان نیز رغبت چندانی برای قدم زدن در چهارباغ ندارند. نظر شما در این رابطه چیست؟
این موضوع مختص چهارباغ نیست و در میدان نقشجهان نیز برنامههای مختلفی برگزار میشود.
در این خصوص، تاکنون ۲ تا سه نوبت با شهرداری مکاتبه کردهایم و تأکید داشتهایم که با توجه به ثبت جهانی میدان نقشجهان، هرگونه مراسمی که قرار است در این میدان برگزار شود، باید با هماهنگی میراثفرهنگی انجام گیرد. این مکاتبات صورت گرفته و در برخی برنامههای شاخص که سابقه چند دهه دارند، نماینده میراثفرهنگی نیز حضور دارد.
اما در مورد چهارباغ، طی دهههای گذشته، شهرداری با هماهنگی دستگاههای دیگر، مجوز برگزاری برخی برنامهها را صادر کرده است.
ما بهتنهایی نمیتوانیم به گذر چهارباغ ورود کنیم و بهصورت قانونی مانع برگزاری این برنامهها شویم؛ چراکه نیازمند پشتوانه قانونی هستیم. در حوزه سیما و منظر، بهویژه در چهارباغ، با خلأ قانونی مواجهایم. برای نمونه، زمانی که گفته میشود برنامهای که در گذر چهارباغ برگزار میشود به سیما و منظر آن آسیب میزند، برخی حتی با مفهوم حریم منظری آشنایی ندارند.
از سال ۱۳۹۹ قوانینی در زمینه نگهداری، حفظ و وظایف دستگاههای اجرایی در قبال اماکن تاریخی و مذهبی وجود دارد اما قانون مشخصی درباره سیما و منظر یک گذر تاریخی نداریم.
در کمیتههای سیما و منظر شهری، نماینده میراثفرهنگی حضور دارد اما قانونی که بهطور مشخص اختیار ورود قاطع میراثفرهنگی در خصوص گذر چهارباغ را فراهم کند، وجود ندارد.
برخی برنامهها به دلیل شیوه مدیریت و اجرا، برای گردشگران و حتی شهروندان اصفهانی خوشایند نیست؛ چراکه المانها و عناصر معماری خیابانی چهارباغ را مخدوش میکند. به نظر میرسد برخی برنامهها بیش از هر چیز نیازمند سلیقه و دقت در اجرا هستند. نظر میراثفرهنگی در اینباره چیست؟
نظر میراثفرهنگی بهطور قطع این است که سیما و منظر آثار تاریخی و فرهنگی باید حفظ شود. این موضوع از وظایف ذاتی ماست و در این زمینه نیز مکاتبات لازم انجام میشود، اما باید دید آیا قانون مشخصی برای سیما و منظر، بهویژه در چهارباغ، وجود دارد یا خیر.
برخی مشکلات از آنجا ناشی میشود که بعضی دستگاهها عملاً تصمیمگیرنده نیستند. زمانی که قرار است برنامهای برگزار شود، برای مثال از سوی نهاد کتابخانهها یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گاهی یک دستور بالادستی صادر میشود و برنامه بدون اخذ مجوز یا حتی استعلام از میراثفرهنگی در چهارباغ اجرا میشود؛ موضوعی که در این گذر نیز مسبوق به سابقه است.
در عین حال، تجربههای موفقی نیز در چهارباغ داشتهایم. برای نمونه، چندی پیش گذر صنایعدستی در اصفهان شکل گرفت که تجربهای موفق بود. هنرمندان با حداقل امکانات، تنها یک میز کوچک، بدون بنر و بدون غرفه، آثار خود را به مردم معرفی میکردند؛ اقدامی که در فضایی پرتردد و به شکلی طبیعی و متناسب با محیط انجام شد.
از آنجا که این فضاها گذر و پیادهراه هستند و گاه مراسمی در آنها برگزار میشود، ضروری است که این برنامهها با حداقل تداخل بصری اجرا شود. واقعیت این است که متولیان و مسئولان گذر چهارباغ باید در این زمینه دقت بیشتری داشته باشند.
آیا میراثفرهنگی قصد دارد بهصورت جدیتر به موضوع منظر چهارباغ ورود کند؟
نمای بصری و منظر چهارباغ تنها به برگزاری برخی برنامهها محدود نمیشود. ما حتی در خصوص مغازهها نیز مکاتباتی انجام دادهایم. در حال حاضر شاهد هستیم که برخی مغازهها طرحهای کاملاً مدرن در چهارباغ اجرا میکنند که مورد تأیید ما نیست و پایان کار آنها را نیز تأیید نمیکنیم.
افراد موظف هستند در بافت تاریخی، تأییدیههای لازم را از میراثفرهنگی دریافت کنند. برخی مراجعه میکنند و ما طرح مشخصی را تأیید میکنیم اما پس از آن، طرحی متفاوت اجرا میشود و سپس برای دریافت پایان کار مراجعه میکنند؛ در این موارد، پایان کار صادر نمیشود و این موضوع چالشهایی ایجاد کرده است.
نمونه آن، موردی است که چندی پیش با آن مواجه بودیم؛ فردی قرار بود طرحی سنتی شامل طاق و چشمه اجرا کند اما در عمل یک طرح کاملاً مدرن با استفاده از کامپوزیت اجرا کرده بود. این فرد چندین نوبت مراجعه کرده است اما به او اعلام شده که طرح اجراشده با طرحی که پیشتر تأییدشده متفاوت است و نمیتوان پایان کار صادر کرد.
چهارباغ خیابانی تاریخی است و از نخستین خیابانهای ایران به شمار میرود که از ابتدا نیز کارکرد تفرجی و گردشگری داشته است. باغهای اطراف، محیط طبیعی و جویهای آب روان آن، همگی با هدف ایجاد فضایی گردشگری و تفریحی شکل گرفتهاند اما این خیابان به تناسب زمان پیش رفته است و حالا هم باید همه عناصر در آن همخوان باشند.
تأکید ما نیز بر همین نکته است که چهارباغ یک گذر تفرجی و گردشگری است؛ بنابراین چرا باید اقداماتی در آن انجام شود که این کارکرد گردشگری را تحتالشعاع قرار دهد؟
انجام اقدامات تفریحی، اقتصادی، فرهنگی و حتی مذهبی در این فضا هیچ منافاتی با یکدیگر ندارد و اصل برگزاری مراسم در چهارباغ مشکلی ایجاد نمیکند اما در کنار آن، حفظ شکیل بودن و آراستگی چهارباغ یک ضرورت است و باید از هرگونه شلختگی بصری پرهیز شود؛ چه نمایش صنایعدستی باشد، چه نمایشگاه کتاب و چه برنامههای مذهبی.
اجازه دهید این موضوع را به سایر المانهای میراثی و هویتی اصفهان تعمیم دهیم. در مقابل پل خواجو یا سیوسهپل که از پلهای تاریخی و نمادهای هویتی اصفهان به شمار میروند، در برخی مناسبتها شاهد جانمایی المانها، نصب بنرها یا سازههایی هستیم که سیما و منظر این پلها را تحت تأثیر قرار میدهد. آیا در این موارد مجوزی از میراثفرهنگی اخذ میشود و اساسا نظر میراثفرهنگی در این رابطه چیست؟
چندین نوبت مکاتبه کردهایم و تأکید داشتهایم که برای برگزاری هرگونه برنامه در این محدودهها، اخذ نظر میراثفرهنگی الزامی است و مکاتبات لازم نیز در این زمینه انجام شده است.
واقعیت این است که ما ضوابط مشخصی داریم و اگر متولیان برگزاری برنامهها مراجعه کنند، طبق این ضوابط مشکلی وجود نخواهد داشت. برای برخی مراسم و نوع پوشش بصری در محدوده پل خواجو نیز مکاتباتی با شهرداری انجام دادهایم. تأکید ما این بوده که برگزاری برنامههای کوچک و نامتناسب، بهویژه در مقابل پل خواجو، مناسب نیست؛ به این معنا که هر منطقه شهرداری برنامههای خود را در محدوده همان منطقه برگزار کند و از تحمیل برنامهها به فضاهای شاخص تاریخی پرهیز شود.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که سیما و منظر آثار تاریخی باید حفظ شود و نباید مخدوش شود. میراثفرهنگی کاملاً موافق است که اگر قرار است برنامهای در مقابل اماکن تاریخی برگزار شود، این برنامه باید حداقل تداخل بصری را با بنا داشته باشد.
در دههها و سالهای گذشته نیز برنامههایی که در جوار پل خواجو برگزار میشده، بهگونهای بوده که صرفاً از استندهای ایستاده استفاده شده و نیازی به نصب بنر یا ایجاد جایگاههای موقت وجود نداشته است اما باید در نظر داشته باشیم که اگر هدف، نمایش پل خواجو است، نباید سیمای آن از زوایای مختلف مخدوش شود و برنامهها باید با حداقل مداخله بصری و منظری اجرا شوند.
چهارباغ صفوی در تمام دورانی که پشت سر گذارده دچار تغییر و تحول بوده، در قاجار دچار زوال شده، باز احیا شده و دوباره رو به افول گذارده و باز از در دیگر رو به حیات رفته است. هشت باغ و یا به تعبیری یازده باغ پیرامون چهارباغ به همراه سردرها و کوشکهایشان در گذر زمان رو به ویرانی رفتند. قاجار دوران این گذار بود و پهلوی باز پردهای دیگر از حیات چهارباغ را متبلور کرده است.
در دوران پهلوی باغها جایشان را به هتلها و کافهها ،سینماها و پاتوقهای اجتماعی دادند. در این دوران عصر نو و تجددگرایی، رنگ دیگری بر چهارباغ زد و حیات اجتماعی چهارباغ شکل دیگری به خود گرفت.
«هتل جهان» اولین هتل مدرن اصفهان در غرب چهارباغ در این دوران بنا شده و بیست سال مرکز تئاتر اصفهان بوده است. هم اکنون این بنا در حال مرمت جهت تجدید کاربری هتل است. در زمان رونق این هتل، نمایش پردههایی از رستم و سهراب در این هتل شهره بود است.
چهارباغ به مرور سینماها، کافهها، مغازههای صنایع دستی ممتاز و کتابفروشیها را در خود جا داد. باید گفت چهارباغ در کشاکش زمان راه سپرده است و هر زمان به فراخور دوران پوست انداخته، زندگی از سر گرفته، فرسوده شده، گسسته شده، اما زنده بوده و از فراز و نشیب زمان به اینجا رسیده ؛ زنده از آن جهت که پویا و در معرض نگاه و برخورد بوده و هم از این رو خود را به فراخور دوران بازسازی کرده است.
این خیابان در سالهای ابتدایی دهه نود، توسط سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان به شیوه صفوی آن بازسازی شد و این بازسازی به سبب کامل نبودن پیوستهای اجتماعی و همچنین شیوه اجرا مورد انتقاد برخی کارشناسان بود.





