یک جامعه شناس معتقد است در جهانی که ناملایمات و تغییرات ناگهانی، تصویر آینده را مبهم میسازد، راز ماندگاری و سازگاری موفقیتآمیز جوامع را باید در استحکام «سرمایه اجتماعی» و قدرت پیوندهای اعتماد و همکاری میان اعضای جامعه جستجو کرد؛ همان قلبی که تابآوری اجتماعی را زنده نگاه میدارد.
دکتر صادق محمدی نیا جامعه شناس روز دوشنبه در گفت وگویی اختصاصی با هیچ یک با موضوع «تاب آوری اجتماعی و روش های افزایش همدلی و انسجام جامعه در شرایط بحران»، تصریح کرد که تابآوری اجتماعی را میتوان ظرفیت یک جامعه برای تحمل فشارها، انطباق با شرایط دشوار و عبور از بحرانها، و در نهایت، توانایی آن برای بازسازی و حتی رشد پس از این تجربیات تعریف کرد.
وی با بیان اینکه این ظرفیت حیاتی، به سادگی و صرفاً از جمع تواناییهای فردی به دست نمیآید، گفت: این مهم بیش از هر چیز، محصول کیفیت پیوندها و ارتباطات بین اعضای آن جامعه است؛ در واقع، ستون فقرات این تابآوری جمعی را مفهومی به نام «سرمایه اجتماعی» تشکیل میدهد.
دکتر محمدینیا بر این باور است که سرمایه اجتماعی شامل شبکههای ارتباطی مبتنی بر اعتماد متقابل، هنجارهای مشترک و احساس تعهد جمعی است که همکاری را ممکن میسازد. این سرمایه، زیرساخت نامشهودی است که جامعه بر روی آن بنا شده و هنگام وقوع طوفانها، از آن محافظت میکند.
این جامعه شناس افزود: در میان اجزای تشکیلدهنده سرمایه اجتماعی، «اعتماد» نقش اکسیژن را برای این سیستم زنده ایفا میکند؛ این اعتماد دو وجه حیاتی دارد: اعتماد عمودی بین شهروندان و نهادهای حاکمیتی، و اعتماد افقی میان خود اعضای جامعه که بدون جریان داشتن این اعتماد، هماهنگی و اقدام جمعی مؤثر در مواجهه با تهدیدات تقریباً ناممکن میشود، چرا که هر فرد یا گروهی به حال خود رها می شود.
به گفته وی، جامعهای که از موهبت سرمایه اجتماعی و اعتماد برخوردار است، در مواجهه با بحران، تنها به دنبال بازگشت به شرایط قبلی نیست بلکه این جامعه به دلیل انسجام درونی و توان گفتوگو، قادر است از بحران بیاموزد، خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و حتی آن را به فرصتی برای دگرگونی مثبت و پیشرفت تبدیل کند.
دکتر محمدینیا با بیان اینکه بستر روانی و فرهنگی این تابآوری را هویت و حافظه جمعی مشترک فراهم میکند، ادامه داد: روایتهای تاریخی غلبه بر مصائب، این باور را در ناخودآگاه جمعی زنده نگه میدارد که «ما پیش از این نیز سختترها را پشت سر گذاشتهایم»؛ این حس تعلق و تاریخ مشترک، سوختی برای مقاومت و امید در شرایط دشوار فراهم میآورد.
به گفته وی، برای تبدیل این پتانسیل به عمل، آموزش همگانی و ارتقای سواد مواجهه با بحران عاملی کلیدی است؛ در جوامعی که شهروندانش دانش و مهارتهای عملی مدیریت شرایط غیر منظره، حل مسئله گروهی و مراقبت از سلامت روان خود و دیگران را میآموزند، انعطافپذیری به طور چشمگیری افزایش مییابد.
وی با بیان اینکه این آموزشها، رفتارهای مبتنی بر اعتماد و همکاری را نهادینه میکنند، گفت: این آموختهها در گام بعدی، در شبکههای حمایتی محلی و سازمانهای جامعهمحور متبلور میشوند.
دکتر محمدینیا این شبکهها، از گروههای همسایگی تا انجمنهای مردمی، رگهای حیاتی جامعه در زمان بحران هستند که امکان توزیع سریع منابع، ارائه پشتیبانی عاطفی و انتشار اطلاعات معتبر را در سطح خُرد و محلی فراهم میکنند و سرمایه اجتماعی را به عینیت میرسانند.
وی یادآور شد: شکوفایی این شبکههای خودجوش نیازمند یک چارچوب نهادی توانمند و سیاستگذاری هوشمند است، مدیریت کارآمد بحران و سیاستهای کلان باید علاوه بر پاسخ فوری، بر تقویت پیوندهای اجتماعی، کاهش شکافها و ایجاد ظرفیتهای پیشگیرانه و سازگاری بلندمدت متمرکز باشند.
این جامعه شناس تاکید کرد: دولتها میتوانند با قانونگذاری مناسب، بسر رشد سرمایه اجتماعی را فراهم یا آن را تضعیف کنند؛ متأسفانه، بزرگترین تهدید برای این چارچوب و پیوندهای درون جامعه، نابرابریهای عمیق اقتصادی و اجتماعی است.
وی افزود: شکاف در ثروت، فرصت و دسترسی به منابع، اعتماد و انسجام را تخریب کرده و همکاری ضروری در روزهای سخت را تضعیف میکند؛ در چنین شرایطی، جامعه به جای یکپارچگی، به سوی چند قطبیشدن و کاهش تابآوری حرکت میکند.
محمدی نیا ازود: در سطح خُرد، رابطهای تنگاتنگ بین تابآوری فردی و اجتماعی وجود دارد و تقویت مهارتهای مقابلهای مانند تنظیم هیجان، تفکر سازنده و خوشبینی در سطح فردی، به ویژه در گروههای آسیبپذیر، بستری از سلامت روان جمعی ایجاد میکند که سنگ بنای مقاومت جامعه است.
افراد تابآور، شهروندان فعالتر و همکارتری هستند
وی با بیان اینکه شهروندی که از سلامت روان و تابآوری فردی بهره میبرد، بیشتر تمایل دارد که نسبت به دیگران و جامعه خود احساس تعهد کند، خاطر نشان کرد: نهادینهسازی این ارزش از طریق سیستمهای آموزشی میتواند نسلی از شهروندان متعهد و فعال پرورش دهد که حفظ سرمایه اجتماعی را وظیفه خود میدانند.
وی یادآور شد: در عصر حاضر، فناوریهای نوین نیز میتوانند در خدمت تحکیم این پیوندها قرار گیرند و پلتفرمهای ارتباطی، سیستمهای هشدار سریع و ابزارهای هماهنگی داوطلبانه، در شرایط دشوار میتوانند کارایی اجتماعات را به میزان قابل توجهی افزایش دهند و فضایی برای سازماندهی اقدامات جمعی فراهم کنند.
این جامعه شناس، کلید بهرهگیری از تمام این ابزارها را شفافیت اطلاعات و صداقت نهادهای مسئول دانست و گفت: مدیریت بحران با صداقت و ارائه گزارشهای شفاف، مهمترین داروی ترمیمکننده اعتماد از دست رفته است و مشارکت حداکثری مردم را جلب میکند، در مقابل، پنهانکاری، سریعترین راه برای نابودی سرمایه اجتماعی است.
وی افزود: ساختن این تاب اوری فراگیر نیازمند سرمایهگذاری مستمر و عزمی ملی است و این ظرفیت را نمیتوان یکشبه و تنها در آستانه وقوع حادثه ایجاد کرد، بلکه باید به عنوان شاخصی کلیدی در تمامی طرحهای توسعهای بلندمدت گنجانده شود و باید با این دید به آن نگاه شود که این یک پروژه عمرانی برای زیرساختهای انسانی جامعه است.
سرمایه اجتماعی نخست در دامان خانواده جوانه میزند
دکتر محمدینیا با اشاره به نقش خانواده به عنوان نخستین و تأثیرگذارترین نهاد جامعهپذیری ، یادآور شد: خانوادههایی که ارزشهای همکاری، همدلی، صداقت و استقامت را به نسل بعد منتقل میکنند، در واقع سنگبنای جامعهای توامند و منسجم را میگذارند چرا که سرمایه جتماعی نخست در دامان خانواده جوانه میزند.
وی تاکید کرد: شهرها و محلههایی که فضاهای مشترک برای تعامل، گفت و گو و فعالیتهای جمعی دارند نیز به طور غیرمستقیم در حال سرمایهگذاری بر سرمایه اجتماعی و تابآوری هستند چرا که این فضاها بستز شکلگیری شبکههای حمایتی غیررسمی و تقویت پیوندهای همسایگی میشوند.
این جامعه شناسی تاکید کرد که تابآوری اجتماعی یک مقصد قطعی نیست، بلکه یک سفر مداوم است؛ جامعهای تابآور است که همواره در حال مرمت و تقویت پیوندهای انسانی خود است، از تجربیاتش میآموزد و نهادهایش را برای رویارویی با فرداهای ناشناخته آماده میسازد.
به گفته وی، دستیابی به چنین جامعهای بیش از هر چیز نیازمند اراده جمعی برای اولویت بخشیدن «ما» بر «من» است؛ این اولویت بخشی اساسیترین قدم در مسیر ساختن آیندهای استوار میباشد.

