محققان در پژوهشی جدید به بررسی این موضوع پرداختهاند که چگونه ویژگیهای فضایی محیط میتواند بر احساس آرامش یا تنش افراد اثر بگذارد و چه الگوهایی میتوانند به بهبود سلامت روان در فضاها کمک کنند.
به گزارش هیچ یک _ در سالهای اخیر، توجه به رفتار انسان در فضاهای شهری و ساختمانی به یکی از موضوعات مهم در میان متخصصان تبدیل شده است. انسان بخش عمدهای از زندگی خود را در محیطهای ساختهشده میگذراند و این فضاها تنها محل سکونت یا کار نیستند، بلکه بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر احساسات، رفتارها و سلامت روان او اثر میگذارند. روانشناسی محیطی بهعنوان شاخهای از علوم رفتاری، به بررسی رابطه میان انسان و محیط فیزیکی میپردازد و تلاش میکند توضیح دهد که چگونه طراحی فضا میتواند آرامش یا تنش را در افراد افزایش دهد. در بسیاری از ساختمانهای جدید، تمرکز اصلی بر جنبههای کالبدی و فنی است و نقش نیازهای روانی انسان کمتر دیده میشود؛ مسئلهای که میتواند زمینهساز بروز استرس و نارضایتی باشد.
با گسترش شهرنشینی و کوچکتر شدن واحدهای مسکونی، افراد بیش از گذشته در معرض فشارهای روانی قرار گرفتهاند. زندگی در فضاهای محدود، شلوغ و فاقد کیفیتهای انسانی میتواند به احساس افسردگی، خستگی ذهنی و تنشهای رفتاری منجر شود. این شرایط تنها بر فرد اثر نمیگذارد، بلکه در رفتارهای اجتماعی نیز بازتاب پیدا میکند. جامعهای که افراد آن از سلامت روانی مطلوبی برخوردار نباشند، با میزان بالاتری از استرس جمعی روبهرو خواهد بود. به همین دلیل، جستوجوی راهکارهایی برای طراحی محیطهایی که بهزیستی روانی را تقویت کنند، به یک ضرورت تبدیل شده است. در همین راستا، توجه به رویکردهایی مانند فنگشویی که بر رابطه میان انسان، طبیعت و فضا تأکید دارد، در سالهای اخیر افزایش یافته است.
در این چارچوب، نادر قائمی، محقق گروه معماری واحد تبریز دانشگاه آزاد اسلامی، به همراه سه نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را با هدف بررسی نقش برخی عوامل طراحی در کاهش استرس و ارتقای سلامت روان محیط انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر پیوند میان مفاهیم فنگشویی و روانشناسی محیطی، تلاش کرده است نشان دهد که چگونه میتوان از همپوشانی این دو حوزه برای درک بهتر اثرات محیط بر روان انسان بهره گرفت.
روش انجام این پژوهش کیفی و مبتنی بر مقایسه انتقادی بوده است. در این مطالعه، مفاهیم اصلی فنگشویی و روانشناسی محیطی در کنار هم قرار گرفتند تا نقاط اشتراک و تفاوت آنها بررسی شود. برای گردآوری دادهها، با ۴۶ نفر از اساتید رشتههای معماری، معماری منظر، طراحی شهری و روانشناسی از دانشگاه تهران مصاحبه انجام شد. سپس دادههای بهدستآمده از مصاحبهها تحلیل شدند تا مفاهیم اصلی و ارتباط میان آنها استخراج شود.
یافتههای پژوهش که در «مجله مطالعات ناتوانی» منتشر شدهاند، نشان دادند که بهکارگیری مفاهیم فنگشویی میتواند به ایجاد فضاهایی لذتبخشتر و متعادلتر کمک کند. این رویکرد بر هماهنگی میان عناصر طبیعی و انسانساخت و همچنین آرایش فضایی تأکید دارد.
بر اساس دیدگاه مشارکتکنندگان، چیدمان مناسب فضا میتواند جریان نوعی «انرژی» را در محیط کاهش یا افزایش دهد؛ مفهومی که به زبان ساده به احساس سرزندگی، آرامش یا سنگینی فضا اشاره دارد. ایجاد تعادل میان این عوامل، زمینه را برای تجربه بهتر انسان از محیط فراهم میکند.
پژوهشگران تأکید کردهاند که دو اصل «ترمیم» و «کنترل» در فنگشویی نقش کلیدی در ارتقای سلامت روان محیط دارند. اصل ترمیم به معنای توانایی فضا برای بازیابی آرامش ذهنی افراد است و اصل کنترل به احساس تسلط و پیشبینیپذیری محیط اشاره دارد. ترکیب این دو میتواند به کاهش استرس و افزایش حس امنیت روانی در فضاهای زندگی و کار منجر شود.
به گفته محققان، اگرچه معماران معمولاً به جنبههای روانشناسی و جامعهشناسی محیط توجه دارند، اما اثرات فیزیکی مستقیم محیط ساختهشده بر جسم و روان انسان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از مشکلات جسمی و روحی، ریشه در کیفیت نامناسب فضاهای اطراف دارند. فنگشویی بهعنوان دانشی در دسترس عموم، دستورالعملهایی ساده و قابلاجرا ارائه میدهد که هر فرد میتواند متناسب با شرایط خود از آنها استفاده کند. این سادگی باعث محبوبیت آن شده، اما به معنای درک کامل و علمی همه اصول آن نیست.
پژوهشگران بر این نکته تأکید میکنند که فنگشویی همچنان نیازمند ارزیابی انتقادی و آزمونهای علمی دقیقتر است. استفاده از روشهای عینی و نظاممند میتواند به روشنتر شدن اعتبار و پیامدهای واقعی این رویکرد کمک کند و آن را از سطح توصیههای کلی فراتر ببرد. چنین مطالعاتی میتواند زمینه را برای طراحی فضاهایی فراهم کنند که هم از نظر علمی قابل دفاع باشند و هم در زندگی روزمره مردم اثر ملموس داشته باشند.