چهارم ماه شعبان، یادآور ولادت شخصیتی است که وفاداری و ایثار را به بلندای تاریخ رساند؛ روزی که عباس بن علی (علیهالسلام) در مدینه دیده به جهان گشود تا نامش برای همیشه با شجاعت پیوند بخورد.
هیچ یک، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: تاریخ اسلام، گاه شاهد ولادت انسانهایی است که تولدشان نهفقط افزودهای بر شمار انسانها، بلکه آغاز فصلی نو در معنا، وفاداری و ایمان است. ولادت حضرت عباس بن علی (علیهالسلام) از جمله این رخدادهای سرنوشتساز است؛ تولدی که در چهارم ماه شعبان سال ۲۶ هجری در مدینه منوره رقم خورد و نویدبخش ظهور شخصیتی شد که بعدها قلهای از ایثار، ادب، شجاعت و وفاداری در تاریخ تشیع گردید. او که بعدها به «قمر بنیهاشم» شهرت یافت، از همان آغاز، در سایه ولایت رشد کرد و در نهایت، جان خویش را وقف امام زمانش نمود.
نسبی که به شجاعت و کرامت میرسد
حضرت عباس (علیهالسلام)، فرزند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) و بانویی بزرگوار به نام فاطمه بنت حزام، مشهور به امالبنین، است. این پیوند آگاهانه و الهی، به پیشنهاد عقیل بن ابیطالب صورت گرفت؛ آنگاه که امیرالمؤمنین از او خواست همسری از تبار دلاوران عرب برگزیند تا فرزندی شجاع و استوار برای روزهای سخت اسلام پرورش یابد. امالبنین، بانویی از قبیله بنیکلاب، ثمره این انتخاب بود؛ مادری که خود مدرسهای از وفاداری و ادب در برابر ولایت به شمار میرفت.
ثمره این ازدواج چهار فرزند بود: عباس، عبدالله، جعفر و عثمان؛ و عباس، بزرگترین آنان، آیینه تمامنمای شجاعت پدر و وفاداری مادر شد.
هر نام، نشانی از یک حقیقت
حضرت عباس (علیهالسلام) با کنیه «ابوالفضل» شناخته میشود؛ کنیهای که هم به فرزند ایشان اشاره دارد و هم به سرچشمه فضیلت بودنش. از دیگر کنیههای آن حضرت، «ابوالقریه» و «ابوالقاسم» ذکر شده است.
القاب ایشان نیز هر یک دریچهای به شناخت شخصیت والا و چندبعدی اوست: قمر بنیهاشم، سقّاء، علمدار، العبد الصالح، المواسی الصابر، المحتسب.
این عناوین، تنها الفاظی تاریخی نیستند؛ بلکه توصیفاتی حقیقی از روح بلند مردیاند که تمام هستی خویش را در راه خدا و امام زمانش نثار کرد.

پرورش در دامان ولایت
عباس بن علی (علیهالسلام) در خانهای رشد یافت که مرکز نزول فضیلت و مدرسه انسانسازی بود. تربیت در کنار امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، مشاهده حلم و شجاعت او، و نفس کشیدن در فضای امامت، از حضرت عباس شخصیتی ساخت که اطاعت، معرفت و ایمان را نه آموخته، بلکه زیسته بود.
اگرچه از دوران کودکی و جوانی حضرت عباس پیش از عاشورا اطلاعات تاریخی اندکی در دست است و تنها حضور ایشان در جنگ صفین گزارش شده، اما همین سکوت تاریخ، خود گواه آن است که حضرت عباس، پیش از آنکه مرد میدان نام و نشان باشد، مرد بندگی و اطاعت بود.
عاشورا، هنگامه شکوفایی یک عمر وفاداری
اوج نقشآفرینی حضرت عباس (علیهالسلام) در قیام امام حسین (علیهالسلام) رقم خورد؛ قیامی که معیار حق و باطل را برای همیشه روشن ساخت. در روز عاشورا، پرچم سپاه حق به دستان عباس سپرده شد. علمداری، تنها حمل یک پرچم نبود؛ بلکه نگهداشتن ستون امید، انسجام و اقتدار جبهه امام بود.
حضرت عباس فرمانده جناحی از سپاه و مسئول دفاع از خیمهها بود و مهمتر از آن، وظیفه سنگین سقایت و رساندن آب به کودکان تشنه را بر عهده داشت؛ مسئولیتی که قلبی به وسعت دریا و ایمانی استوار میطلبید.
رد اماننامه؛ انتخابی از جنس بصیرت
در میانه میدان، عبیدالله بن زیاد با ارسال دو اماننامه، کوشید حضرت عباس را از امام خویش جدا سازد؛ اما پاسخ حضرت عباس، پاسخی تاریخی بود. او اماننامهای را که بهایش جدایی از حسین (علیهالسلام) بود، با قاطعیت رد کرد و نشان داد که امنیت بدون امام، بیمعناست. این ردّ آگاهانه، تجلی کامل بصیرت، وفاداری و ایمان بود.
آب هم شرمنده عباس شد
یکی از ماندگارترین جلوههای شخصیت حضرت عباس (علیهالسلام)، ماجرای سقایت است. آنگاه که عطش بر خیمهها سایه افکند و صدای «العطش» کودکان بلند شد، عباس، بیدرنگ به سوی فرات روانه شد. او به آب رسید، اما تشنگی خود را فراموش کرد؛ چرا که رسالتش، سیراب کردن دلهای تشنه بود، نه جسم خویش.
دستهایش از پیکر جدا شد، اما پرچم وفاداریاش هرگز بر زمین نیفتاد.
جانبازی تا آخرین نفس
پس از شهادت یاران و بنیهاشم، حضرت عباس برادران خویش عبدالله، جعفر و عثمان را به میدان فرستاد و خود نظارهگر شهادت آنان شد. این صحنه، اوج تسلیم در برابر اراده الهی و دفاع از امام بود. سپس خود به میدان رفت؛ میدانی که پیشتر بارها با رشادتهایش، حلقه محاصره دشمن را شکسته و یاران گرفتار را نجات داده بود؛ همچون نجات عمر بن خالد صیداوی، جابر بن حارث سلمانی و دیگران.
شهادت و تولد جاودانگی
شهادت حضرت عباس (علیهالسلام) در سال ۶۱ هجری، پایانی بر زندگی جسمانی او بود، اما آغاز جاودانگیاش در تاریخ و دلها. امام سجاد (علیهالسلام) در توصیف عموی خویش فرمودند: خداوند به جای دستان بریدهاش، دو بال به او عطا کرد تا در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند؛ مقامی که همه شهیدان در قیامت به آن غبطه میخورند.
امام صادق (علیهالسلام) حضرت عباس را صاحب بصیرتی نافذ و ایمانی استوار معرفی میکند؛ مردی که در آزمون بزرگ عاشورا، سرافراز بیرون آمد. این توصیفات، نشان میدهد که عباس، نهفقط قهرمان میدان نبرد، بلکه الگوی کامل ایمان آگاهانه بود.
باب الحوائج، پیوند دلهای عاشق
شیعیان، حضرت عباس (علیهالسلام) را بابالحوائج میدانند؛ نه از سر اغراق، بلکه به دلیل قرب الهی و صدق نیت او. دلهایی که با امید و توسل به سوی او میروند، در حقیقت به وفاداری ناب و اخلاص بیمرز متوسل میشوند. در کمال تعجب تنها شیعیان نیستند که به او توسل میکنند بلکه از ادیان دیگر همچون مسیحیت به او متوسل میشوند.
میراث یک ولادت
ولادت حضرت عباس بن علی (علیهالسلام)، تولد انسانی بود که تمام زندگیاش، مقدمهای برای عاشورا و تمام شهادتش، تفسیر ولادتش شد. او آمد تا بیاموزد که برادری، فقط نسبت خونی نیست؛ بلکه وفاداری تا آخرین نفس است.
قمر بنیهاشم، هنوز هم میدرخشد؛ در دل تاریخ، در اشک عاشقان و در امید آنان که حاجت دل خویش را به دستهای بریده اما آسمانیاش میسپارند.
در کشور ایران ولادت ایشان همزمانی پیدا کرده است با روز جانباز، افرادی که همچون او به دل میدانهای جنگ زدند و وفاداری خود را ثابت کردند.
منبع:
_«کفیل»/ ناهید حسنپور/ انتشارات صاد
