چه زمانی موفقشدن سخت نیست
هیچ یک،خوش به سعادت آن انسانی که برای آموزشدیدن و یادگرفتنش همه کار کرده و به هر شکلی سرمایهگذاری میکند، چون آموزش، هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری است. تفاوت میان انسانهایی که به عنوان رهبرهای بینظیر دنیای خودشان واقعا موفق هستند و میدرخشند با بقیه مردم، پدیدهای به اسم دیسیپلین است. تصمیمهای شما نیستند که شما را به مقصد و هدفهایتان میرسانند، مدیریت تصمیم است که از فردا چگونه عمل کنيد تا اینها را اجرا کنید. خیلی جالب است که انسان تمام زندگی، وقت و زمانش را میدهد و در ازای آن، چیزهایی را دریافت میکند. وقت و زمان هم محدود هستند، اگر بتوانید یک روز بیشتر، یک ساعت بیشتر در هر روز به عنوان زمان طلایی، از خدا عمر بیشتری بگیرید و انگیزه، احساس، برنامه، استراتژی، هدف و نگاه درست داشته باشید که میخواهید بیست دقیقهاش را ورزش کنید، بیست دقیقهاش را به آرمانها، اهداف و visionتان در زندگی فکر کنید –و چه بسا از رهگذر این فکرکردن، تصمیمهای جدیدی بگیرید، مسیر را اصلاح کنید و برای آن روزتان تصمیمهای زیبایی بگیرید- و در بیست دقیقه سوم مطالعه کنید که چگونه میتوانم به عنوان یک رهبر زندگی، انسان ثروتمندی شوم و تا 70سالگی، زندگی شگفتانگیزی را خلق کنم؛ این خیلی عالی است، تا اینکه یک ساعت بعد بلند شوید و بگویید امروز باید چه کار کنم.
خب خیلی سخت است که اگر هر روز ساعت شش صبح از خواب بیدار میشوم، از فردا ساعت هفت بیدار شوم! اولش خیلی سخت است، ولی پدیدهای به اسم عادت وجود دارد. همیشه زیباترین صفات انسانی، مانند سحرخیزی، راستگویی، مثبتبودن، عاشقبودن و مومنبودن، به عنوان یک صفت در وجود انسان همیشه با عادتها اتفاق میافتد. عادتها صفتآفرین، شخصیتآفرین، رهبرآفرین و انسانآفرین هستند. بنابراین چه کار کنیم که هر کاری در ما به صورت یک عادت دربیاید؟ سختیاش فقط 21 تا 28 روز است. مثلا اگر از فردا میخواهید ساعت پنج صبح بلند شوید؛ اگر ساعت را برای پنج صبح کوک کردید، وقتی زنگ زد، به هر قیمتی که شدهاست بلند شوید، به این امر دیسیپلین میگویند؛ پسفردا صبح هم بلند شوید؛ اگر تا 28 روز این کار را انجام دهید، روز بيستم نمیتوانید بلند نشوید، دیگر دست شما نیست، آنچنان به شخصیت سحرخیزی تبدیل شدهاید که نمیتوانید بلند نشوید؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. بنابراین خوش به سعادت آن انسانی که این 28 روز اولیه را تحمل کند و از چیزی به اسم دیسیپلین استفاده کند. دیسیپلین یعنی انضباط درونی و فکری، به هر قیمتی که شده است. چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد، من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک. اگر در همه مراحل زندگی، برنامهتان را با دیسیپلین انجام دهید، شما یک لیدر و رهبر موفق هستید.
میخواهم کمی به اجرای این موضوع بپردازم، ضمن اینکه سه ماه آینده را وقت دارید تا تمام آموزشها را ببینید، تمام اهداف و برنامههایتان را مشخص کنید، ارتباطات را یاد بگیرید، به کلاسهای مختلف بروید، سیدیهای مختلف را گوش کنید، کتابهای مختلف را بخوانید و آماده تیکآف و پرواز شوید و انشالله شگفتانگیزترین سال زندگیتان را خلق کنید که وقتی در این سه ماه، یک مغناطیس زنده شدید، ببینید چگونه مشتری، خواستگار و محبوب جذب میکنید، چگونه معلمهای خوب به دنیای شما میآیند.چگونه سیدیهای خوب در مسیر زندگیتان قرار میگیرد، اصلا میگویید خدایا! اینها تا الان کجا بودهاند! برای همین میگویم من بُریدهام، انشالله که شما هم ببُرید. برای اینکه اگر در این سه ماه، با سیستمی که میگویم، خودتان را مغناطیس زنده کنید، نمیدانید در کائنات خدا چه کار میکنید! به خدا قسم پولدرآوردن سخت نیست، ثروتمندشدن سخت نیست، مشهورشدن، مومنشدن و عاشقشدن سخت نیست، فقط کافی است مدت کوتاهی روی خودتان کار کنید. تا نشوی، نمیشود و تا نروی، نمیرسی. برای همین رهبران، مرتب میشوند و میروند. از شما خواهش میکنم همیشه خودتان را در پارادایم رهبری ببینید. اگر در آینده فرصتی پیش آمد، برایتان میگویم که چگونه یک رهبر ساخته میشود و به محض اینکه ساخته شدید، بقیهاش دیگر دست شما نیست.اگر به شما احترام میگذارند، دست شما نیست، اگر از شما خرید میکنند، دست شما نیست، اگر شما را فالو میکنند، دست شما نیست. کلاسی به اسم «تکنولوژی بازاریابی، پیگیری و فروش» دارم، چون پیگیری مهم است. اصلا درباره بحث پیگیری، فلسفهای برای خودم دارم؛ میگویم اگر شما به عنوان یک لیدر و رهبر، کالا یا محصول یا حتی سخنی را به زیبایی present کرده و تشنگی در طرف مقابل ایجاد کنید، مگر ممکن است شما مجبور شوید فالو کنید، او باید شما را فالو کند و چقدر کارتان آسان میشود وقتی رهبری سخن میگوید؛ همه عاشقانه گوش میکنند و آنها فالو میکنند، شما نباید فالو کنید، نباید مانند سیریش بچسبید. کلاسی به اسم «تکنولوژی عشق و مدیریت دلها» دارم و میگویم بچهها شما را به خدا عشق را گدایی نکنید، یک اساماس را از کسی گدایی نکنید، خریدکردن جنستان را از کسی گدایی نکنید، به دلیل اینکه به گدا، چیز ارزشمندی را نمیدهند؛ لیاقت به دست بیاور تا تقدیمتان کنند. معتقد هستم اتفاقات بیرونی در دنیای شما -مانند ارتباطات، ازدواجها و معاملهها-، بازتاب دنیای درون شماست. یعنی موفقیت، سعادت، پول، محبوب، عشق یا خواستگار، در دنیای بیرون شما نیست، همه چیز در دنیای درون شماست. وقتی در پارادایم و شخصیت لیدر و رهبر قرار میگیرید و دنیای خودتان را به عنوان یک رهبر میسازید، وقتی دنیایی از انگیزهها، احساس و اشتیاق سوزان در خودتان ایجاد میکنید، نمیدانید همه چیز چگونه برایتان درست میشود! مشتری میآید، محبوب میآید، پیشنهادهای عجیبوغریب به شما میشود، کمپانیها میگویند حالا کالای من را بفروش و اصلا نمیدانید چه خبر میشود! خواهش میکنم دنیای بیرونتان را رها کنید و فقط به دنیای درون خودتان بچسبید و چنين شخصیتی را بسازید. شما را به خدا قسم هیچ چیز را گدایی نکنید، حتی مشتری؛ لیاقت به دست آورید تا او شما را دنبال کند. آب کم جو تشنگی آور به دست، تا بجوشد آبت از بالا و پَست. میخواهم برگردم به داستان فروش، چون فروش به نظر من یک هنر است و کسی که به زیبایی و بدون التماس میفروشد –زیبا حرف میزند و present میکند-، یک هنرمند است. میخواهم به شما یک label جدید دهم و شما را در پارادایم جدیدی قرار دهم، به عنوان یک رهبر فروش، نه فقط لیدری و رهبری، بلکه در میان فروشندگان، یک رهبر فروش هستید.