کارآفرینی و قانون اثر تصادفی
هیچ یک،همه ما رویاهایی داریم، خیلی از ما در یک رویا سهیم هستیم و آن موفقیت است. برای اینکه رویاهایمان به واقعیت تبدیل شود، نیاز به استقامت، انضباط فردی و تلاش زیاد داریم.
بارها کلمه کارآفرینی را شنیده یا خواندهاید. تعریفی که از آن ارائه میشود این است که از فرصتهای آموزشی و دریافت مهارتها اهدافی را دنبال کنید که کمتر کسی به دنبال آن رفته یا ممکن است آن را امتحان نکرده باشد. این فقط میتواند با تکیه بر غریزه، انگیزه، شناسایی موقعیتها پس از مطالعات میدانی، نوآوری، ریسککردن و باهوش و سختکوش و خستگیناپذیربودن صورت واقعیت به خود بگیرد.در این ایام و با وجود مشکلات زیاد اقتصادی کشور و وجود بیکاری کمرشکن، کارآفرینی ابزار مهم و تعیینکنندهاي برای مبارزه با بیکاری فزاینده در کشورهایی مانند ایران است؛ ایرانی که متعلق به همه ماست. بنابراین بیدلیل نیست که کارآفرینی را بهعنوان یکی از مهمترین منابع رشد و حتی تغییرات اجتماعی به شمار میآورند. نبود فعالیت کارآفرینی مانعی بزرگ و جدی بر سر راه بهبود شرایط اقتصادی کشور است، گرچه باور داریم که از سوی دیگر بحران اقتصادی هم تاثیری نامطلوب بر توسعه کارآفرینیها خواهد داشت؛ به عبارت دیگر لازم و ملزوم همدیگرند.روی سخن ما با دانشجویان است که طبیعتا جوان و باانگیزه هستند. آنها برای اینکه کار مستقل شروع کنند، از نظر روحی و روانی هم آمادگی دارند که در پروسه کار به رهبری در کاری مستقل تبدیل شوند. البته در مردها بیشتر از زنان این مسئله نمود پیدا میکند و دارای اعتماد به نفس بیشتری هستند. در این میان دانشجویان و محصلانی که در دوران تحصیل کار کردهاند و حداقل تجربه را هم دارند، حس خلاقیت و اعتماد به نفس بیشتر پیدا میکنند. اضافه میکنیم اگر يكي از اعضاي خانواده یا از دوستان جوان هم کارآفرین بوده باشند، حس کارآفرینی بیشتری پیدا میکنند.
در این میان موسسات آموزشی مهارتهای مختلف و حتی دانشگاهها و مراکز آموزشی میتوانند با در نظرگرفتن واحدهای درسی مربوط به افزایش مهارتهای عملی، تجارب بهاصطلاح کف خیابانی و کارگاهی و خدمات و اداری و مالی، میتوانند راهنمایی خوبی برای آیندهسازی جوانان و محصلان خود داشته باشند. یادآوری میکنیم که برای شروع کار فقط پول کافی نیست.مهارت اصل است و تجربهداشتن. اعتماد به نفس از داشتن مهارت و تجربه و کار میدانی به دست میآید. اشاره داشتیم به رکود اقتصادی و بحرانهای موجود اقتصادی در کشورمان. در این شرایط خاص کارآفرینی حتی میتواند یک فرصت خوب یا کار بالاجبار باشد، به این ترتیب مثلا در جامعهای که قدرت خرید طبقه متوسط کاهش میيابد، بخش خدمات، فضایی جدید برای رشد پیدا میکند، حتی اگر این واحد خدمات فنی و اداری و مالی، کوچک ولی چابک باشد. جوانی که مهارت را یا در دانشگاه یا در یک محل کسب و پیشه دیگران آموخته، حال شاید از سر اجبار، راهی این نوع کسبوکار شود و اینجاست که سرنوشت شغل و کسبوکار هر کسي صرفا در اختیار خودش قرار میگیرد و بدین ترتیب اگر «قانون اثر تصادفی» را که معمولا دلایل قابل پیشبینی یا منطق عملی هم ندارند، در نظر داشته باشیم، کارآفرین فرصتجو، به موقعیتهای کمنظیری دست خواهد یافت؛ فقط اگر باور کنیم که میتوانیم یک موقعیت بزرگ داشته باشیم، این امر به ما کمک خواهد کرد که حداقل جرأت پانهادن در راهی ناهموار، سخت ولی پیروزمندانه را به دست آوریم.ما تلاش خواهیم کرد در شمارههای آینده، نمونههایی از خدمات مستقل در زمینه کسبوکار را به خوانندگان عزیز معرفی كنيم.