شطرنج چگونه من را برای مدیرعاملشدن آماده کرد؟
هیچ یک،شطرنج با انواع مفاهیم مرتبط مانند آموزش جنگ، ارتقاي ذهنی و… بارگذاری شده است، اما در اصل شطرنج یک بازی استراتژیک سرسخت است. خانواده من نسلاندرنسل آن را بازی کردهاند، و من درسهایی از آن گرفتم که امروز برای رهبری کسبوکار از آن بهره بردهام. در بازی شطرنج و مهمترین نگرانیهای یک مدیرعامل شباهتهایی مانند افراد، استراتژی و سازگاری وجود دارد.هر مهره یک هدف دارد.شما در شطرنج بازی را با مجموعهای از مهرهها آغاز میکنید، از شاه تا پیادهها، هرکدام با تواناییها و موقعیت خاص خودشان. بازیکنان مبتدی بلافاصله و بدون فکر برای رسیدن به باارزشترین مهرههایشان به منظور پیروزی پیشروی میکنند. اما بازیکنان باتجربه میدانند که همه مهرههایشان با هماهنگ کارکردن موفقیت را خلق میکنند. پیادهها به سمت جلو حرکت میکنند تا شوالیهها را به دام بیندازند، رخها در مناسبترین زمان از قلعه حمایت میکنند و فیلها در هماهنگی با وزیر در کنار شاه قرار میگیرند.
هر مهره نقش خود را بازی میکند و همه آنها ضروری هستند.
این یکی از حماقتهای رایج رهبران جوان کسبوکار است که تنها نگرانیشان استخدام بهترین افراد است. در زمان ساخت یک تیم به دنبال افراد مفید، آزمونگرها و گسترشدهندهها باشید. کارمندان ارشد و باتجربه را با کارمندان تازهکار ترکیب کنید، بدانید کارمندان تازهکار برای کارمندان ارشد شما حکم اهرم را دارند و آنها را مجبور میکنند تا چاقوهایشان را تیز کرده و مهارتهای خود را بالا ببرند. اطمینان پیدا کنید که همه انتظارات شما را میدانند، و میدانند چه نقشی را خودشان و چه نقشی را دیگران باید ایفا کنند بنابراین آنها میتوانند بهترین بهره را از یکدیگر ببرند.
پیروزی یک استراتژی نیست، هدف است.
بسیاری از مسیرهای احتمالی که بازی شما میتواند در پیش بگیرد، مسیرهایی هستند که هم شطرنج و هم کسبوکار را چالشبرانگیز میکنند. به همین دلیل این کافی نیست که بگویید هدف استراتژی شما «پیروزی در بازار» است، شما باید درباره چگونگی آن صحبت کنید.
استادان شطرنج نه فقط به یک مهره یا یک حرکت بلکه به کل صفحه شطرنج و دهها حرکت فکر میکنند. همین توانایی تحلیل اقدامات و پیامد آنها در کنار تشخیص حرکتی استادانه، استراتژی را تعریف میکند. بازیکنان شطرنج درباره «شروع بازی» و «خاتمه بازی» به روشی صحبت میکنند که کارآفرینان درباره «مرحله شروع به کار» و «بازارهای رشدیافته» صحبت میکنند. آنها میدانند اقداماتی که باعث موفقیت اولیه میشود با اقداماتی که تا انتها انجام میدهید یکسان نیست. شما با شناخت نقاط قوت، شناخت نقاط ضعف و شناخت حریفتان بسیاری از این جهانهای موازی را به دقت بررسی کرده و رویکردی را طراحی میکنید که احتمالا باعث پیروزی میشود. آیا میخواهید تهاجمی بازی کنید یا تدافعی؟ آیا شما برای سود کوتاهمدت بازی میکنید یا برای سود بلندمدت؟ در زمان مواجهه با چالشها در طول مسیر چه کارهایی خواهید کرد؟ استراتژی شما که ترکیبی از هدف و رویکرد شما برای رسیدن به هدف است، اقدامات شما را هم به عنوان یک مدیرعامل و هم به عنوان یک بازیکن شطرنج هدایت و تعدیل خواهد کرد.
صفحه شطرنج را بازی کنید نقشه نکشید.
در زمان بازی شطرنج حریف شما تلاش میکند نقشه شما را پیشبینی و سرکوب کند. بنابراین رقیب شما در شطرنج همانند رقیب شما در کسبوکار، خواهان داشتن مهرههای بیشتر، مشتریان بیشتر و سهم بازار بیشتری نسبت به شماست. خب شما باید چه کاری انجام دهید؟من قبلا رئیسی داشتم که به من میگفت: «کارت را برنامهریزی کن و روی برنامهات کار کن.» این نگرش او هرگونه نیاز، اقدامات و ساعات تلاش را پیشبینی میکند، و از استرس صاحبان کسبوکار درباره سرمایهگذاری در آینده میکاهد. اما بارها و بارها ثابت شده است که این رویکرد در مواجهه با موقعیتهای جدید و متغیر در طول مسیر رویکردی ضعیف است. من این روشها را برای اولین بار بلافاصله پس از ترک این رئیس سابق از کسبوکار بنا کردم و موقعیت او را به دست گرفتم. این موقعیت طبیعتا با ذهن شطرنجباز من متناسب بود. و توانستم اغلب اوقات برای این کسبوکار ارزش بیاورم.با این حال که برنامهریزی اهمیت دارد، این برنامهریزی باید یک برنامه ثابت از استراتژی شما برای موقعیتهای دنیای واقعی باشد، نه یک فعالیت بیحرکت که منجر به مجموعهای از کارهای سخت و محکوم به شکست شود. رقیبان شما دائما خودشان را با شما و بازار تطبیق میدهند. برنده بازیکنی است که اولین و بیشترین سازگاری را به طور موثر داشته باشد.