یک کارشناس اقتصادی معتقد است، در شرایطی که اقتصاد ایران دهه ها با تورم بالا زندگی کرده و رفتارهای قیمتی مانند نرخ ارز به طور طبیعی افزایشی است، باید بپذیریم که تثبیت ارز امکان پذیر نیست و تثبیت دستوری به ثبات اقتصادی منجر نمی شود.
به گزارش هیچ یک ، در شرایطی که اقتصاد ایران بار دیگر با جهشهای پرشتاب نرخ ارز، انتظارات تورمی فزاینده و تشدید نااطمینانی در بازارها روبهرو شده، تغییر رئیس کل بانک مرکزی بار دیگر نگاهها را به سمت سیاستگذاری پولی و ارزی معطوف کرده است.
افزایشهای اخیر قیمت ارز، بدون آنکه تحولات سیاسی یا اقتصادی مشخصی در پسِ آن دیده شود، این پرسش را پررنگتر کرده که اساساً نقش بانک مرکزی در چنین اقتصادی چیست و چه انتظاری میتوان از سیاستگذار پولی داشت. آیا تثبیت نرخ ارز همچنان باید هدف باشد یا آنطور که برخی اقتصاددانان میگویند، چنین هدفی در اقتصادی با تورم مزمن و تنشهای ساختاری، از اساس غیرممکن است؟
کارشناسان می گویند؛ بهواسطه تورم بالا و مزمن چنددههای، اقتصاد ایران ذاتاً اقتصادی است که در آن قیمتها – از جمله نرخ ارز – روندی افزایشی دارند؛ در چنین بستری، تلاش برای تثبیت دستوری نرخ ارز نهتنها به ثبات منجر نمیشود، بلکه زمینهساز جهشهای شدیدتر و پرهزینهتر در آینده خواهد بود.
از این منظر، مأموریت اصلی بانک مرکزی نه تثبیت نرخ ارز، بلکه مدیریت و هموارسازی مسیر افزایش آن، کاهش شوکها و جلوگیری از نوسانات جهشی است؛ رویکردی که میتواند به شکلگیری انتظارات باثباتتر در بازار کمک کند.
در این میان، انتخاب عبدالناصر همتی بهعنوان رئیس جدید بانک مرکزی، با توجه به تجربه او در دوره تشدید تحریمها و تنشهای ارزی، واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. برخی این انتخاب را بهترین گزینه ممکن در شرایط محدود فعلی میدانند و برخی دیگر نسبت به توان بانک مرکزی برای مقاومت در برابر فشارهای بودجهای دولت و مهار رشد نقدینگی تردید دارند. با این حال، آنچه بیش از هر چیز تعیینکننده خواهد بود، نه فرد، بلکه واقعیتهای ساختاری اقتصاد ایران و میزان هماهنگی سیاستهای پولی، مالی و ارزی در ماههای پیشروست.
بانک مرکزی باید جلوی جهش های ناگهانی را بگیرد
حسین درودیان تحلیلگر اقتصادی در گفتوگو ، درباره وضعیت بازار ارز می گوید: واقعیت این است که کشور ما در شرایط خاصی قرار دارد؛ ما تحت تحریمهای شدید هستیم و بهطور کلی در معرض تنشهای ارزی دائمی قرار داریم. از سوی دیگر، اقتصاد ایران یک اقتصاد تورمی مزمن است؛ اقتصادی که دههها با تورم بالا زندگی کرده و در چنین اقتصادی، رفتار قیمتهایی مانند نرخ ارز بهطور طبیعی افزایشی است.
وی تصریح کرد: باید بپذیریم که تثبیت نرخ ارز در شرایط کنونی اساساً در ایران امکانپذیر نیست؛ هم به دلیل ماهیت تورمی اقتصاد و هم به دلیل تنشهای خارجی و محدودیتهای ارزی چنین امکانی سلب شده است.
درودیان گفت: مسئله اصلی این نیست که نرخ ارز افزایش پیدا نکند، بلکه مهم این است که این افزایشها باثبات، قابل پیشبینی و بهدور از شوکهای ناگهانی باشد. افزایش قیمت ارز در اقتصادی مثل ایران یک اتفاق طبیعی است، اما وظیفه بانک مرکزی این است که این مسیر افزایشی را هموارسازی کند و از جهشهای ناگهانی جلوگیری کند.
اگر بانک مرکزی به دنبال تثبیت دستوری نرخ ارز باشد، نتیجه عکس می گیرد
این مدرس دانشگاه اظهار داشت: اگر بانک مرکزی به دنبال تثبیت دستوری نرخ ارز برود، دقیقاً نتیجه معکوس خواهد گرفت و نوسانات جهشی شدیدتر میشود.
درودیان در پاسخ به این پرسش، که در حال حاضر آیا بازار ارز ایران ظرفیت اجرای چنین سیاستی را دارد؟ گفت: اگر به عرضه و تقاضای ارز نگاه کنیم، واقعیت این است که در سمت عرضه با چالش جدی مواجهیم. درآمدهای ارزی کشور دچار محدودیت شده و این موضوع تا حد زیادی خارج از کنترل بانک مرکزی به شمار می آید.
وی در عین حال ادامه داد: در سمت تقاضا، به نظر میرسد دولت و بانک مرکزی به این جمعبندی رسیدهاند که تخصیص ارز ترجیحی میتواند خود عامل تشدید نوسانات ارزی باشد. بنابراین، مهمترین اقدام فعلی میتواند ساماندهی تقاضای ارز و کاهش فشارهای تقاضایی باشد.
انتخاب همتی به دلیل تجارب دوران تحریم قابل دفاع است
این کارشناس اقتصادی در خصوص انتخاب عبدالناصر همتی به عنوان رییس بانک مرکزی اظهار داشت: واقعیت این است که گزینههای ما برای پذیرش چنین جایگاهی محدود است؛ از این جهت، انتخاب مجدد همتی به ریاست بانک مرکزی قابل دفاع است؛ هم به دلیل اعتماد دولت به او و هم بهخاطر تجربهای که در دوره تشدید تحریمها و تنشهای ارزی از سال ۹۷ داشته است.
درودیان ادامه داد: همتی شرایط کنونی کشور را در سال های اولیه تحریم تجربه کرده است و نسبت به بسیاری از رؤسای پیشین بانک مرکزی، با لحاظ شرایط زمان تصدی، کارنامه قابلقبولتری داشته است.
در شرایط فعلی باید واقع بین بود
این مدرس دانشگاه در خصوص نقش بانک مرکزی در برابر فشار دولت برای تأمین مالی کسری بودجه و رشد نقدینگی نیز گفت: بخش عمده مشکل امروز در حوزه سیاست های پولی به برداشت مستقیم دولت از بانک مرکزی نیست، بلکه رابطه دولت با شبکه بانکی است؛ در شرایط فعلی، باید بپذیریم که اقتصاد ایران ناچار به تحمل نرخهای بالاتری از رشد نقدینگی و پایه پولی است. تلاش دولت برای کاهش رشد بودجه به حدود ۳۰ درصد هم با واکنشهای شدید مواجه شد و حتی کلیات بودجه رد شد. بنابراین، باید واقعبین بود؛ در شرایط فعلی، رسیدن به تعادلهای پایینتر ممکن نیست.
درودیان درباره بحث استقلال بانک مرکزی و اینکه آیا رئیس بانک مرکزی از استقلال کافی برخوردار است، بیان کرد: به نظر من، استقلال بانک مرکزی در حال حاضر مسئله اصلی نیست. بانک مرکزی در سالهای اخیر استقلال بالایی داشته و بسیاری از سیاستهای مدنظر خود را در حوزه کنترل ترازنامهها گرفته تا سیاستهای ارزی اجرا کرده است.
وی تاکید کرد: محدودیتهای فعلی بیشتر ناشی از ساختار اقتصاد ایران و شرایط کلی کشور است، نه فقدان استقلال؛ حتی میتوان گفت بانک مرکزی در مقاطعی بیش از حد استقلال داشته و بدون دریافت اهداف روشن از دولت عمل کرده است.
