در دانشگاه نورتایسترن آمریکا، یک کلاس تازهتأسیس توانسته مسیر نگاه بسیاری از دانشجویان به هنر، سلامت روان و حتی خودشان را تغییر دهد. درس «مقدمهای بر هنردرمانی» که در پردیس بوستون این دانشگاه برگزار میشود، فراتر از یک کلاس هنری یا روانشناسی ساده است؛ تجربهای است که خلاقیت، درمان و ارتباط اجتماعی را در هم میآمیزد.
به گزارش هیچ یک ، بسیاری از دانشجویان، از جمله کلویی اسمیت، در ابتدای ورود به این کلاس خود را «غیرهنری» میدانستند. اسمیت، دانشجوی روانشناسی و خدمات انسانی، پیش از این هیچ تجربهای در کلاسهای هنری نداشت و حتی با تردید و اضطراب وارد شد. اما طراحی کلاس به شکلی بود که دانشجویان را تشویق میکرد بدون ترس از قضاوت یا نتیجه نهایی، فقط « شروع کنند».
در طول ترم، دانشجویان با مواد مختلفی مانند آبرنگ، پاستل روغنی، سفال، زغال و کلاژ کار کردند. گاهی تمرینها بهطور عمدی غیرمعمول بودند: کار روی بوم سفید با چشمهای بسته یا فقط با یک دست. هدف این تمرینها نه خلق یک اثر زیبا، بلکه تجربه مستقیم فرایند خلاقیت و واکنشهای ذهن و بدن بود.
این درس توسط امیلی ناتاله، هنردرمانگر و مشاور رسمی سلامت روان، تدریس میشود. به گفته او، تمرکز هنردرمانی بر مهارتهای فنی نیست، بلکه بر بیان احساسات و حرکت از «دل» است. ناتاله معتقد است خودِ فرایند خلق هنر، ذاتاً درمانگر است و میتواند به آرام شدن گفتوگوی منفی ذهن، تنظیم احساسات و ایجاد نوعی «یکپارچگی مغز» کمک کند.
یکپارچگی مغز به ارتباط بهتر میان بخشهای هیجانی، حسی و شناختی مغز اشاره دارد؛ ارتباطی که نتیجه آن شفافیت فکری بیشتر، کنترل بهتر هیجانها و واکنش سالمتر به استرس است. از نگاه ناتاله، هنر یکی از سادهترین و مؤثرترین ابزارها برای حمایت از سلامت مغز است.
کلاس هنردرمانی نورتایسترن ترکیبی از آموزش نظری و تجربه عملی بود. دانشجویان علاوه بر کار هنری، با مبانی علمی هنردرمانی از منظر زیستشناسی، علوم اعصاب و انسانشناسی نیز آشنا شدند. این رویکرد دوگانه باعث شد آنها هم بهصورت ذهنی بفهمند چه اتفاقی در مغزشان رخ میدهد و هم آن را در عمل احساس کنند.
در پایان ترم، آثار دانشجویان در قالب یک نمایشگاه عمومی در محوطه دانشگاه به نمایش درآمد؛ از مجسمهها و عروسکهای دستساز گرفته تا نقاشیها، کلاژها و عکسها. نقطه اوج این نمایشگاه، یک دیوارنگاره گروهی بزرگ بود که درختی نمادین را به تصویر میکشید؛ اثری که «امیدها و رؤیاهای» دانشجویان برای آینده جهان را بازتاب میداد.
به گفته استاد درس، بسیاری از دانشجویان که در آغاز بسیار محتاط و عینی فکر میکردند، در پایان ترم خیالپردازتر، بازتر و خلاقتر شده بودند؛ تغییری که نشان میدهد هنر، حتی بدون پیشزمینه تخصصی میتواند پلی مؤثر میان آموزش، سلامت روان و رشد فردی باشد.