دو دشمن اصلی برای پیشرفت در این دوران
هیچ یک،تردید و هراس دو دشمن اصلی انسانها هستند. چیزی است که نمیگذارد موفق شوند و خود واقعیشان را بالفعل کنند، چون ما در درونمان نيرويي داریم كه به تمام فعالیتهایی که انجام میدهیم انرژي ميدهد. یعنی برای تمام فعالیتهایی که آرزو داریم انجامشان دهیم، انرژی درونی داریم. خداوند انرژی کافی را درون همه ما قرار داده است؛ ولی اين انرژي دروني دو دشمن دارد؛ یکی تردید است و ديگري هراس. این دو دشمن نمیگذارند انرژی درونی ما آزاد شوند. خیلی از مردم به این دنیا میآیند، بدون اینکه کاری را كه برایش به دنیا آمدهاند، انجام دهند. خیلیها میآیند اما به چرایی زندگیشان نمیرسند؛ كه دليلش همین تردید و هراس است. شما باید مراقب باورهای محدودکنندهتان باشید، اين باورها مانع اقدام شما در دوران رکود میشوند. وقتی اقدام نکنید، نمیتوانید به کریدور بروید. قانون کریدور را به خاطر دارید؟ شمایی که میخواهید موفق شوید، شمایی که تصمیم گرفتهاید، شمایی که در این دوره ثبتنام کردهاید، باید این باورها را به چالش بکشید و هر تصوری دال بر محدودیت و کمیابی را رد کنید. تردید و هراس دو دشمن اصلی انسانها هستند. چیزی است که نمیگذارد موفق شوند و خود واقعیشان را بالفعل کنند، چون ما در درونمان نيرويي داریم كه به تمام فعالیتهایی که انجام میدهیم انرژي ميدهد. یعنی برای تمام فعالیتهایی که آرزو داریم انجامشان دهیم، انرژی درونی داریم. خداوند انرژی کافی را درون همه ما قرار داده است؛ ولی اين انرژي دروني دو دشمن دارد؛ یکی تردید است و ديگري هراس. این دو دشمن نمیگذارند انرژی درونی ما آزاد شوند. خیلی از مردم به این دنیا میآیند، بدون اینکه کاری را كه برایش به دنیا آمدهاند، انجام دهند. خیلیها میآیند اما به چرایی زندگیشان نمیرسند؛ كه دليلش همین تردید و هراس است. شما باید مراقب باورهای محدودکنندهتان باشید، اين باورها مانع اقدام شما در دوران رکود میشوند. وقتی اقدام نکنید، نمیتوانید به کریدور بروید. قانون کریدور را به خاطر دارید؟ شمایی که میخواهید موفق شوید، شمایی که تصمیم گرفتهاید، شمایی که در این دوره ثبتنام کردهاید، باید این باورها را به چالش بکشید و هر تصوری دال بر محدودیت و کمیابی را رد کنید. الان بهترین زمان برای شروع کسبوکار است. قانوني به نام «قانون حرکت» وجود دارد كه میگوید: وقتی شما شروعکننده باشید، میتوانید موفق شوید. کسانی که حرکت نمیکنند، به جایی نمیرسند. کسانی که شروع نمیکنند، موفق نمیشوند. ولی در دوران رکود یک تفاوت هست؛ دوران رونق به هر شكلي که کار کنید، بالاخره پول درمیآید، ولی در دوران رکود، نظم و انضباط شخصی سنگینی نیاز دارید. یعنی چه؟ چرا گفتم سنگین؟ چرا قاطعانه گفتم باید نظم و انضباط داشته باشید؟ چون نظم و انضباط شخصی به صورت معمول دیگر جواب نمیدهد، باید به فعالیتهای سخت و تلاشهای زیاد، متعهد شوید. من به کلاسی رفته بودم؛ یکی از دوستان به من گفت آقای ربانی، من نمیتوانم بفروشم؛ دوران، دوران رکود است؛ در شیراز هم که اصلا پول درنمیآید. شروع کرد به شکایتکردن و بهانهآوردن. از دولت شاکی بود، از شهرش شاکی بود، از همه چیز شاکی بود. گفتم حالا چه شده است؟ گفت من خدماتم را به سه شرکت معرفی کردهام، اما حتی یکی از این شرکتها با من قرارداد نبست. به او گفتم دوست عزیزم، من که به شیراز آمدهام و دارم در زمینه فروش صحبت میکنم، در سراسر کشور دارم فروش را درس میدهم، یک استاد فروش هستم، گاهی میشود که 10 بار «نه» میشنوم، بار یازدهم «بله» میشود.مات شده بود؛ گفت واقعا؟ مگر میشود؟ یعنی شما یک جنس را که میخواهید بفروشید، 10بار «نه» میشنوید؟ گفتم بله، من تازه استاد فروش هستم، بهروزترین مطالب را هم در زمینه فروش خواندهام، و در اين زمينه تدريس ميكنم؛ در جدیدترین کلاسهای فروش سراسر دنیا شرکت کردهام. بله، در دوران رکود همه چيز فرق کرده است؛ باید تلاش بيشتري کنید، ولی اینطور نیست که نفروشید. آیا موردي بدتر از فروش کتاب در کشور ایران وجود دارد؟ فروش ما در دوران رکود، چندین برابر دوران رونق است. این چه طرز فکری است که ما را محدود میکند؟اما در دوران رکود، نظم و انضباط شخصی لازم است؛ یعنی چه؟ یعنی بدون تدارک و آمادگی نمیتوانید بفروشید؛ تفاوتش در این است. قبلا میرفتی شروع میکردی به کار، مشتری میآمد و کالایت را میخرید، تو نمیدانستی به کدام مشتری جواب بدهی؛ حتی اگر بداخلاقی میکردی، باز هم مشتري میآمد و خرید میکرد. ما افرادی را در دوران رونق داشتیم که هر کاری میکردند، میفروختند. خود من تعجب میکردم، میگفتم خدایا! پس این کتابها چه میگویند، وقتی میگویند اگر با مشتریها بدرفتاری کنی، کسبوکارت به شکست میخورد؟ این خانم یا آقا دارد با مشتریهایش بدرفتاری میکند، پس چطور هنوز مشتری دارد؟ یعنی این کتابها و دورههایی که در آن شرکت کردهایم، چرت میگویند؟ ولی الان میبینم که آنها در دوران رکود، دیگر مشتری ندارند، دارند دستوپا میزنند و به مشتریها التماس میکنند، ولی کسی به آنها مراجعه نميكند. این نشاندهنده این است که دوران رکود، دوران بازگشت به اصول است. باید آماده شوید و برای فروش، تدارک ببینید؛ دیگر فروش همینطوری به دست نميآيد.