انتخاب یک راه استثنایی
هیچ یک،پس دقت کنید؛ مهم نیست در کدام دوره اقتصادی قرار دارید. این را قبول کردید که در قسمت اول توضیح دادم كه اقتصاد مانند فصلها، یک چرخه است. اگر باور ندارید، میتوانید بروید و تحقیق کنید. من دو سال است که فقط در زمینه فصول اقتصادی پژوهش ميكنم. در حال حاضر پیشبینیهایی که در زمینه تجارتهای مختلف کردهام، همه درست از آب درآمدهاند؛ به چه دلیل؟ به دلیل پژوهشهايي كه روی فصول اقتصادی انجام دادهام. من چرخه تجارتها و صنایع مختلف را شناسایی کردم. شما هم باید این را باور کنید که چرخههای اقتصادی وجود دارد. نکته بعدی که باید بدانید و در این بخش از آموزشم میخواستم عرض کنم، این است که مهم نیست که ما در کدام دوره اقتصادی قرار داریم، مهم این است که از این دوران چگونه برداشت میکنیم و فکرمان چیست. در قسمت نخست درس میخواستم به شما ثابت کنم که اقتصاد یک چرخه است؛ امواجی دارد که مثل یک قطار وحشت میماند.
ولی از این طرف در قسمت دوم میخواستم این را بگویم که مهم نیست ما در کدام دوره اقتصادی قرار داریم، مهم این است که درباره این دوران چطور فکر میکنیم. این استنباط شماست که روی احساس شما و احساس شماست که روی رفتارتان تاثیر میگذارد و رفتار شماست که تلاش شما را سبب میشود و تلاش شماست که به نتایج بزرگی میانجامد. این دوران اقتصادی نیست که شرایط را به شما دیکته میکند، بلکه رفتار و واکنشتان در هر دوره اقتصادی است که شرایط زندگی شما را میسازد. به این موضوع دقت بکنید که فکر شماست كه مهم است. واکنش شما در هر دوره اقتصادی اهمیت دارد. اگر فکر درستی نداشته باشید، نتایج درستی هم نمیگیرید. اگر سوال درستی از خودتان نپرسید، پاسخ درستی از درونتان درنمیآید. پس بهتر است به جای اینکه به فکر تغییر شرایط اقتصادی باشیم، روی فکر خودمان تاثیر بگذاریم، آن را تغيير دهيم؛ آن وقت است که واکنشمان هم تغییر پیدا میکند. شما میتوانید انتخاب کنید که همیشه شاکی باشید و به رکود، بحران، شرایط اقتصادی، دولت، کشور و اینها لعنت بفرستید یا این را انتخاب کنید که همه دست از کار کشیدهاند و شما تازه بیشتر تلاش بکنید؛ هوای اقتصاد سرد و یخ است و شما لباس گرم بپوشید؛ موقعی که همه دارند در خواب زمستانی به سرمیبرند، شما فعالیت کنید. مشخص است که راه اول آسانتر است؛ اینکه شاکی باشید، مظلومنمایی کنید، به دیگران لعنت بفرستید و راحت روی مبل جلوی تلویزیون لم بدهید و چای گرم بنوشید، تا اینکه بروید و در حالي که بازار خراب است، تلاش مضاعف و برای درآمد کمتر و سود کمتر، کار کنید. کسی این کار را نمیکند. فقط افراد كمي هستند که دنبال اين کار سخت میروند و همانها هم هستند که نتیجه میگیرند؛ آنهایی که دوام ميآورند در صنعتشان میدرخشند. آنهایی که دوام میآورند، کسانی هستند که همه به آنها میگویند «دیوانه». میگویند شما استثنایی هستید. شما برای سود کم دارید اینقدر تلاش میکنید. بهتر است بخوابیم تا دوران رونق بیاید و با تلاش کم، پول زیادی به جیب بزنیم. برای چه الان این همه تلاش کنیم و هیچ چیز درنیاوریم؟ بنابراین خیلی مهم است که انتخاب درستی بکنید. زندگی ما را انتخابهای ما میسازد.
انتخابهای گذشته ما، شرایط امروز ما را میسازد. انتخابهای امروز ما، آینده ما را میسازد. شما همیشه برای انتخابکردن آزاد هستيد. دوستان عزیزم، شما کدام را انتخاب میکنید؟ راه راحتی که همهی مردم میروند؟ یا راه سختی که افراد استثنایی میروند؟ به عنوان برادر کوچکترتان از شما میخواهم بیایید و راه استثناییها را انتخاب کنید؛ آن را در پیش بگیرید. بیایید برای سود و درآمد کمتر، تلاشتان را مضاعف کنید؛ بعد میبینید از جایی که اصلا خودتان خبر ندارید و تصورش را نمیکردید، درآمدها و سودهایی به سوي شما میآید. این یک گیفت است، یک هدیه است برای کسانی که تلاش میکنند. خداوند هم اين را ميداند و میگوید از جایی برای شما رزقوروزی میآید که خودتان نمیدانید؛ تعجب میکنید، با منطق جور درنمیآید و این منطقی است دوستان؛ روشی است که کشاورزان هزار سال است که کشف کردهاند؛ میگویند امروز زحمت بکش، کشت کن و بعد برداشت کن؛ این را کشاورزان خوب فهمیدهاند، ولی ما اين اصل را فراموش كردهايم.
ما راحتطلب شدهایم و همین راحتطلبی سبب میشود زندگی معمولیاي داشته باشیم؛ نمیتوانیم بدرخشیم؛ نمیتوانیم خودساخته باشیم. دکتر مارتین سدینگمن در دوره تسلط بر انرژی پایدار که يك دوره استثنایی است -دوره جدیدی از من که ضبط آن را شروع کردهام و در اين دوره، ایشان، منابع، کتابها و شخصیت بزرگشان را به خوبی معرفی کردهام؛ ایشان استاد دانشگاه و پروفسور هستند و تاثیر بسیار زیادی در روانشناسی روز دنیا گذاشتهاند؛ فیلمهای ایشان را تحلیل کردهام و در این دوره گذاشتهام- میگویند همه چیز بستگی به این دارد که شرایط و امور را چگونه برای خودتان تجزیه و تحلیل کنید. به این میگویند «سبک توصیفی». سبک توصیفی را هم میشود یاد گرفت؛ یعنی الان یک سبک توصیفی دارید، میتوانید تغییرش دهید. اصلا هدف من تغییر سبک توصیفی شماست. در هر دورهای که داشتهام؛ دوره بازاریابی بوده، تسلط بر فروش بوده، دوره تسلط بر انرژی پایدار، همین دورهای که در خدمت شما هستم، روی چه چیزی کار کردهام؟ روی سبک توصیفی شما. من با روشهایی میآیم بعضی از مطالب را مرتب در ذهن شما تکرار میکنم و شما هم دارید اینها را گوش میکنید، حتي گاه حواستان هم که نیست. این صحبتها در ذهن ناخودآگاهتان میرود و خودبهخود روش توصیفی شما را تغییر میدهد. جان آدامز حرف قشنگی میزند، میگوید دو نوع تحصیلات وجود دارد؛ دو نوع درسخواندن وجود دارد؛ یکی برای تامین زندگی، دیگری برای زندگیکردن. من همیشه هدفم دومی بوده است. همیشه دوست داشتهام طوری درس بدهم که زندگیکردن را به دیگران آموزش بدهم، نه فقط اینکه چطور زندگیشان را تامین کنند. سعی کردم کاری کنم که آموزشهایم تغییر تفکر دهد. تکنیکها را که شما همه جا میتوانید یاد بگیرید؛ با چهارتا کتاب خواندن ياد ميگيريد. بهترین کتابها را ما در مجلهی خلاقیت، در انتشارات نگاه نوین، داریم ترجمه، تالیف و چاپ میکنیم؛ شما میتوانید کلی نکته در آنها پیدا کنید.
چیزی که من قرار است به شما یاد بدهم این است که سبک فکرکردن شما را تغییر بدهم، سبک توصیفی شما را تغییر بدهم. سبک توصیفی چه بود؟ آقای دکتر مارتین سدینگ ميگويد همه چیز به این بستگی دارد که شرایط را چگونه برای خودتان تجزیه و تحلیل کنید؛ یعنی چه؟ اگر این شرایطی را که الان در آن قرار داريم، بسیار بسیار وحشتناک برای خودتان توصیف کنید، برای شما ساخته میشود؛ همین شرایط، واقعا اتفاق میافتد. ولی اگر تجزیه و تحلیلتان از دوران رکود این باشد که دورانی است که تلاشتان باید مضاعف باشد، دورانی است که ما باید روشهایمان را تغيير دهيم، دورانی است که باید لباسپوشیدنمان را عوض کنیم؛ لباس گرم بپوشیم؛ در سرمای اقتصادی شما باید لباسهایتان را عوض کنید، روشتان را تغيير دهيد تا نتیجه بگیرید. پس دقت کنید. شما میتوانید روش تبیین شرایط را تغییر دهید؛ نوع نگاهتان را تغییر دهید. میتوانید شرایط اقتصادی بد را طوری توصیف کنید که واکنشهایتان سازنده و موثر باشد. به جای اینکه واکنش تدافعی بگیرید، واکنش سازنده نشان دهيد. شما آزادی انتخاب دارید؛ یک راه آسان بود و یک راه سخت؛ و من هم به عنوان یک معلم کوچک، توصیه کردم که بیایید و راه سخت را انتخاب کنید؛ چرا؟ چون برای شما نتایج بسیار بسیار بزرگی را به بار میآورد. راه آسانتر، راه عموم مردم جامعه است؛ ولی راه سخت، راه افراد خاصی است. افرادی که راه سخت را انتخاب میکنند، انگشتشمارند و اين راهی است که موفقیت در پي دارد. افرادی که دوست دارند خاص باشند، نه معمولی، ترجیح میدهند بیایند سراغ این راه و سختی این راه را بکشند و از نتایج آن بهره ببرند. آنها دنبال تاثیرگذاری هستند. آنها استثنایی هستند. دوستان عزیز، قانون باور میگوید آنچه با تمام وجود باور دارید، حقیقت شما میشود. اینکه در دوران رکود شما نمیتوانید موفق شوید، نمیتوانید بفروشید، باید بگیرید در خانه بخوابید؛ اینها باورهای خودمحدودکننده هستند. این باورها شما را فلج میکنند. این باورها برایتان مثل ترمزدستی هستند. ترمز است و نمیگذارد شما جلو بروید. اینها به شما تردید و هراس میدهند.