کتاب «ژانگادا، هشتصد فرسنگ روی آمازون» یکی از رمانهای ژول ورن است که در قالب آثار پلیسی جای میگیرد، در طول این رمان خواننده با رود آمازون و کشورهای اطراف آن آشنا میشود.
به گزارش هیچ یک _ کتاب «ژانگادا، هشتصد فرسنگ روی آمازون» یکی از معدود رمانهای ژول ورن است که در قالب آثار پلیسی جای میگیرد. ژانگادا در واقع نوعی کشتی است که در آمریکای جنوبی به این نام خوانده میشود و در این کتاب اسباب سفر ژوام گارال همراه با خانواده و خدمتکارانش است. گارال به همراه خانواده مهربان خود در مزرعهای پررونق در پرو زندگی میکنند، اما ازدواج قریبالوقوع دخترش با مردی برزیلی که جراح ارتش است، او را وادار می کند که به وطن خود بازگردد و با اسرار تاریک گذشتهاش روبهرو شود.
آنها سوار بر ژانگادا، با گذر از رود آمازون، از پرو به سمت بِلِم، شهری در برزیل، میروند تا در آنجا مراسم ازدواج دختر ژوام را برگزار کند. پایان خوش رمان این داستان را دلنشینتر کرده است، جایی که ژوام گارال که مرد محترم و درستکاری است از گناهی قدیمی که بهاشتباه به او نسبت داده شده تبرئه میشود. و جشن ازدواج مینیا، دختر ژوام، پایانبخش این داستان نفسگیر ژول ورن است.
در این رمان داستان از عناصری مانند سفر، که پیشتر در آثاری مانند «پنج هفته در بالن»، «از زمین تا ماه» و «دور ماه» هم به آن پرداخته بود، و اتفاقات شگفتانگیزی مانند نبرد با تمساحهای رود آمازون که کشش داستانی را بیشتر میکنند، استفاده شده است. در طول این رمان خواننده با رود آمازون و کشورهای اطراف آن آشنا میشود، اطلاعات دقیق جغرافیایی ژول ورن در آن سالها حیرتانگیز است.
این کتاب با عنوان La Jangada, huit cents lieues sur l’Amazone در سال ۱۸۸۱ منتشر شد.
درباره نویسنده
ول گابریل ورن، متولد ۸ فوریه ۱۸۲۸ و درگذشته ۲۴ مارس ۱۹۰۵، نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس فرانسوی بود که بیشتر شهرتش را مدیون نگارش کتابهای ماجراجویانهاش بود که دنیای داستانهای علمیتخیلی را دگرگون کرد.
او در خانوادهای مرفه در منطقه بندری شهر نانت فرانسه متولد شد. به خواست پدرش تحصیلاتش را در رشته حقوق به پایان برد، اما ذوق نمایشنامهنویسی و رماننویسی او را بر آن داشت که کمکم به سوی ادبیات کشیده شود. اگر چه در ابتدا در این کار موفق نبود و از دیدگاه مالی هم در مضیقه قرار گرفته بود، اما پس از آن به سرعت پیشرفت کرد. ژول ورن که ۷۷ سال زندگی کرد، نزدیک به ۸۰ داستان بلند و کوتاه و رساله پژوهشی و مقاله نوشته است.
او در مقام دومین نویسندهای است که کتاب هایشان از سال ۱۹۷۹ تاکنون، بیشترین ترجمه را به زبانهای گوناگون جهان داشته اند. پیش و پس از او به ترتیب آگاتا کریستی و شکسپیر جا دارند.
قسمتی از متن کتاب
شانزدهم ژوئن، خوشبختانه ژانگادا توانست با نزدیک شدن به ساحل از قسمتهای کمعمق رودخانه بگریزد، بعد به نزدیکی جزیرۀ بزرگ سانپابلو رسید و شب بعد در روستای موروموروس که در سمت چپ آمازون قرار داشت متوقف شد. بیستوچهار ساعت بعد، پس از عبور از مصب آتاکواری و کوچا، و بعد فورو، یا کانال، که با دریاچۀ کابیوکوچا در سمت راست مرتبط بود، در میسیون دِ کوچا لنگر انداخت.
آنجا سرزمین بومیان ماراهواس بود، بومیانی با موهای بلند مجعد که دهانشان را با خارهای ششاینچی درخت نخل خالکوبی میکردند و همین به آنها ظاهر گربهسانان را میداد. طبق مشاهدات پل مارکوری، این مردم میخواستند شبیه ببرها باشند، زیرا ببر را نماد شهامت، قدرت و حیلهگری میدانستند. چند زن هم همراه آن ماراهوسها بود.
میسیون دِ کوچا را کشیشی فرانسیسی رهبری میکرد که میخواست با پدر پاسانها دیدار کند. ژوام گارال استقبال خوبی از آن مرد مذهبی کرد، حتی از او خواست سر میز خانوادگیشان بنشیند. دقیقاً همان شب آشپز، که زنی بومی بود، شام مفصلی تدارک دیده بود. آبگوشت سنتی با گیاهان معطر، پانه، که اغلب جایگزین نان برزیلی میشود و از آرد مانیوکِ آغشته به عصارۀ گوشت و رب گوجهفرنگی درست میشد، گوشت ماکیان با برنجی که غرق در سیس تند -ترکیبی از سرکه و مالاگتا- بود، خوراکی از گیاهان پرادویه، و کیک سرد با پودر دارچین کشیش بیچاره را که به غذاهای ساده کلیسا عادت کرده بود وسوسه میکرد. به همین دلیل، اصرار کردند کشیش شام بماند. یاکیتا و دخترش هرکاری که میتوانستند کردند. اما کشیش بایست همان شب به دیدن فردی بومی در کوچا میرفت که مریض بود. بنابراین از مهماننوازی خانواده تشکر کرد و همراه هدایایی که بایست به افراد نوآیین داده میشد رفت. (صفحه ۱۲۲ و ۱۲۳)
کتاب «ژانگادا، هشتصد فرسنگ روی آمازون» نوشته ژول ورن، ترجمه مهدی بهنوش، در قطع پالتویی، جلد سخت(گالینگور)، کاغذ تحریر، با ۴۰۶ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه در سال ۱۴۰۴ توسط نشر آفرینگان زیر مجموعه انتشارارت ققنوس منتشر شد.

